الگوی کامل بازگشت صعودی Butterfly


الگوهای هارمونیک چیست؟

الگوهای هارمونیک یکی از مهمترین و محبوب‌ترین سیستم‌های معاملاتی معامله گران است که در بازارهای سهام و ارز از آن استفاده می‌کنند.

الگوهای هارمونیک اولین بار توسط آقای گارتلی Gartley در سال 1932 مطرح شد. او توانست یک الگوی هارمونیک ثبت کند که در بسیاری مواقع به خوبی جواب داده بود و توانسته بود از آن کسب سود کند. گارتلی در کتاب خود به نام "سود در بازار سهام"، الگویی به نام خودش یعنی گارتلی را مطرح کرد که از پنج نقطه تشکیل شده بود.

در سال‌های بعد دیگر تحلیل گران نیز الگوهای متفاوتی را در بازار شناختند که امروزه به آن‌ها الگوهای هارمونیک گفته می‌شود. دلیل این نامگذاری نظم و حرکت هندسی آن‌ها در نمودار است.

اغلب الگوهای هارمونیک از 5 نقطه تشکیل شده‌اند و معامله گران با استفاده از آن‌ها به باز کردن معاملات و بررسی شرایط بازار می‌پردازند.

نکته مهم‌تر اینکه افرادی می‌توانند از این سیستم معاملاتی به خوبی استفاده کنند که آشنایی و تسلط کافی با فیبوناچی داشته باشند، چون این الگوها بر اساس سطوح فیبوناچی به خوبی عمل می‌کنند.

الگوهای هارمونیک

معامله‌گری بر اساس الگوهای هارمونیک از استراتژی‌های پیچیده و حرفه‌ای معامله‌گری محسوب می‌شود و در کنار استراتژی‌هایی همچون امواج الیوت، چنگال اندروز و آسترولوژی قرار می‌گیرد.

با وجود اینکه الگوهای هارمونیک بارها عملکرد مثبت و صحیحی از خود به جا گذاشته‌اند اما هیچ‌گاه نباید تنها به این پارامتر در معاملات توجه کرد بلکه توصیه می‌شود که معامله گران تأییدیه‌های دیگری نیز برای باز کردن یا بستن معاملات خود داشته باشند.

ناحیه PRZ

پایه الگوهای هارمونیک نسبت‌های فیبوناچی است یعنی اگر بخواهید با این الگوها ترید کنید، باید فیبوناچی را به خوبی بشناسید. چراکه الگوهای هارمونیک بر اساس فرض حرکت هندسی قیمت در نمودار بر اساس چرخه‌های زمانی و نسبت‌های فیبوناچی بنا شده است.

بنابراین بهتر است قبل از اینکه الگوهای هارمونیک را بشناسید کار با ابزارهای متنوع فیبوناچی از جمله فیبوناچی اصلاحی، اکسپنشن و اکستنشن را به خوبی یاد بگیرید تا بتوانید عملکرد خوبی در استفاده از الگوها داشته باشید.

در سیستم معاملاتی الگوهای هارمونیک به شناسایی نقاطی می‌پردازیم که احتمال بازگشت قیمت در آن‌ها بسیار است. به این نواحی "ناحیه بازگشت قیمت" (Potential Reversal Zone | PRZ) می‌گویند. این ناحیه زمانی تشکیل می‌شود که دو یا چند نسبت فیبوناچی نسبت به آن واکنش نشان دهند و این همان ناحیه‌ای است که قیمت روند معکوس خود را از آن آغاز می‌کند.

الگوهای هارمونیک از چهار یا پنج نقطه تشکیل شده‌اند که به آن‌ها نواحی X,A,B,C,D می‌گویند. معامله گران در ناحیه PRZ نقطه ورود به معامله خود را مشخص می‌کنند و در بسیاری موارد نقطه D را در این ناحیه قرار می‌دهند. البته حد ضرر و مدیریت سرمایه را نیز در نظر می‌گیرند.

پیدا کردن الگوی هارمونیک

بنابراین برای شروع معاملات خود بر اساس الگوهای هارمونیک ابتدا باید چند فیبوناچی رسم کنید و ببینید که کدام سطوح بیشتر از همه دچار واکنش شده است و با هم تلاقی کرده‌اند.
به عکس زیر نگاه کنید. ناحیه PRZ در این عکس نشان داده شده است که در آن چند سطح فیبوناچی نسبت به آن واکنش نشان داده‌اند.

بعد از اینکه PRZ را پیدا کردید، حالا باید الگوی مورد نظر را پیدا کنید. دقت داشته باشید که این کار نیاز به تمرین دارد تا چشم شما به چارت عادت پیدا کند و بتوانید بر اساس روندهای ماژور و مینور و تشخیص آن‌ها از یکدیگر به یافتن صحیح الگوهای هارمونیک بپردازید و در مورد معامله خود تصمیم‌گیری کنید.

انواع الگوهای هارمونیک

الگوهای هارمونیک برعکس الگوهای شمعی خیلی زیاد نیستند و نیازی نیست که تعداد زیادی شکل را در ذهن به خاطر بسپارید. کار سخت، پیدا کردن همین چند شکل است که به دفعات در بازار نمونه آن‌ها پیدا می‌شود. در ادامه به معرفی مهمترین الگوهای هارمونیک می‌پردازیم. البته در برخی کتاب‌ها تعداد این الگوها کمتر یا بیشتر است و در این مقاله به توضیح مشهورترین آن‌ها پرداخته شده است.

الگوی AB=CD

یکی از الگوهای ساده هارمونیک، الگوی AB=CD است که از چهار نقطه تشکیل شده است. این الگو شبیه یک N در نمودار است که رو به پایین یا به سمت بالا حرکت می‌کند. در این الگو نقطه A به عنوان مبدا و نقطه D آخرین بخش الگو محسوب می‌شود. برای رسم AB=CD باید ابتدا سطوح فیبوناچی را مشخص کنیم و سپس الگوی خود را رسم کنیم. به شکل زیر دقت کنید:

الگوی هارمونیک AB=CD

همانطور که از نام این الگو مشخص است دو خط AB و CD قرار است با همدیگر برابر باشند. البته این حالت ایده‌آل است و ممکن است قیمت قبل یا بعد از سطح تعیین شده واکنش نشان دهد. با ترسیم موج AB باید بتوانیم نقطه C را پیدا کنیم که عموماً بین نسبت 0.618 تا 0.786 فیبوناچی اصلاحی AB قرار می‌گیرد.

در ادامه الگو باید به CD برسیم که می‌تواند بین نسبت 1.27 تا 1.618 موج BC قرار دارد. این الگو در نهایت به نقطه D می‌رسد و تکمیل می‌شود. نقطه D می‌تواند نقطه برگشت (Reverse) بازار باشد و بسیاری از معامله گران قبل از تکمیل الگو در روند صعودی از بازار خارج یا در روند نزولی به بازار وارد می‌شوند.

الگوی گارتلی Gartley

این الگو که قدیمی‌ترین الگوی هارمونیک و به نام بنیانگذار این الگو یعنی آقای گارتلی است، یک الگوی پنج نقطه‌ای است. در ابتدا نیز از نسبت‌های فیبوناچی برای این الگو استفاده نمی‌شد، اما تحلیل گران در ادامه این نسبت‌ها را هم وارد این الگو کردند. الگوی گارتلی از پنج نقطه XABCD و چهار موج تشکیل شده است. به نمودار زیر نگاه کنید:

الگوی هارمونیک گارتلی Gartley

همانطور که مشاهده می‌کنید، نقطه B در حدود نسبت 0.618 فیبوناچی موج XA قرار دارد. نقطه C باید بین نسبت 0.382 تا 0.886 موج XA را پوشش دهد. نقطه D در اصلاح 0.786 فیبوناچی موج XA و 1.27 موج BC است. در نقطه D برگشت بازار اتفاق می‌افتد.

الگوی خفاش BAT

الگوی خفاش شباهت زیادی به گارتلی دارد با این تفاوت که اصلاح آن در موج‌ها شدیدتر است. الگوی خفاش از چهار نقطه XABCD تشکیل شده است و چهار موج دارد. به شکل زیر دقت کنید.

الگوی خفاش BAT

خط XA اولین موج را تشکیل می‌دهد. موج AB بین سطوح 0.382 تا 0.5 موج اول اصلاح می‌کند. موج BC بین 0.382 تا 0.886 موج AB اصلاح می‌کند. خط CD بین 1.618 تا 2.618 فاصله نقطه C از B است. نقطه D روی نسبت 0.886 خط XA قرار می‌گیرد.

الگوی پروانه Butterfly

الگوی پروانه شبیه به الگوی خفاش است و تفاوت آن‌ها این است که خفاش بال‌هایی با عرض کمتر دارد و پروانه بال‌های عریض‌تری دارد. این الگو نیز پنج نقطه دارد که هر کدام سطوح فیبوناچی خاص خود را دارند. با دقت به شکل زیر متوجه تفاوت‌های این الگو و نسبت‌های فیبوناچی آن می‌شوید.

الگوی پروانه Butterfly

الگوی پروانه با خط XA شروع می‌شود و نقطه B در سطح 0.786 این موج قرار می‌گیرد. سپس موج BC در نسبت 0.382 تا 0.886 موج AB قرار می‌گیرد. خط CD در فاصله 1.618 تا 2.24 خط BC قرار می‌گیرد. نقطه D با سطح 1.27 خط XA هم‌پوشانی پیدا می‌کند.

الگوی خرچنگ Crab

الگوی خرچنگ شبیه به الگوی پروانه است با این تفاوت که نقطه D دورتر قرار می‌گیرد. یکی از دلایل محبوبیت این الگو دقیق بودن و میزان موفقیت آن در پیش‌بینی بازار است. با نگاهی به شکل زیر بهتر می‌توانیم، وضعیت این الگو را متوجه شویم.

الگوی خرچنگ Crab

پس از ترسیم خط XA باید خط AB را در بین سطوح 0.382 تا 0.618 رسم کنید. موج BC سطوح 0.382 الی 0.886 را پوشش می‌دهد. نقطه D در فاصله‌ای دورتر قرار می‌گیرد و موج CD در محدوده 2.618 تا 3.618 موج BC قرار می‌گیرد. نقطه D در سطح 1.618 پاره‌خط XA قرار دارد.

الگوی کوسه Shark

الگوی کوسه نسبت به سایر الگوها جدیدتر است و در سال 2011 به جمع الگوهای هارمونیک پیوست. در این الگو برخلاف سایر الگوهای هارمونیک نقطه C بالاتر از نقطه قرار می‌گیرد. یکی از دلایل محبوبیت این الگو این است که ورود پلکانی را برای معامله گران ایجاد می‌کند، چراکه دو هدف معاملاتی با محوریت نقطه X در الگوی کوسه وجود دارد. به شکل زیر دقت کنید تا این تارگت‌ها را ببینید.

الگوی کوسه Shark

نکته اصلی در این الگو این است که نقطه C بر خلاف سایر الگوها بالاتر از A قرار می‌گیرد. همچنین محل نقطه B چندان قابل پیش‌بینی و اندازه‌گیری نیست اما حدوداً بین 0.382 تا 0.618 قرار می‌گیرد. موج BC تا 1.13 تا 1.16 موج AB اصلاح می‌کند. خط CD نسبت به خط BC در محدوده 1.618 الی 2.24 قرار می‌گیرد. در این الگو سعی شده تا از تئوری امواج الیوت و الگوهای هارمونیک همزمان استفاده شود.

برای آشنایی با امواج الیوت می‌توانید مقاله آموزش امواج الیوت در تحلیل تکنیکال را مطالعه کنید.

الگوی سایفر Cypher

سایفر یکی از الگوهای کمیاب در چارت است و همچون الگوی کوسه نقطه C بالاتر از A قرار می‌گیرد. با نگاهی به شکل زیر بهتر متوجه آن می‌شوید.

الگوی سایفر Cypher

در این الگو نقطه B بین سطوح 0.382 و 0.618 اصلاح می‌کند اما نقطه C در نقطه 1.272 تا 1.414 قرار می‌گیرد. سپس ضلع CD به سطوح 1.272 تا 2 واکنش نشان می‌دهد و این سطوح را در اصلاح با BC پوشش می‌دهد. نقطه D روی نسبت حدودی سطح 0.786 موج اصلاحی XA قرار می‌گیرد.

الگوی سه حمله (Three drives)

الگوی سه حمله دارای پنج پاره‌خط است و بعضی معتقدند که تئوری امواج الیوت از این الگو برگرفته‌شده است. هر کدام از موج‌ها یک حرکت یا اصلاح محسوب می‌شوند. به شکل زیر دقت کنید.

الگوی سه حمله (Three drives)

طول هر موج از نظر زمانی و قیمتی یکسان است. نقطه 2 نسبت به نقطه 1 و نقطه 3 نسبت به نقطه 2 باید اصلاح 1.272 تا 1.618داشته باشد. در مورد کارکشن‌ها(اصلاح‌ حرکت) هم می‌توان عدد 0.618 را در نظر گرفت که نقاط باید در آنجا تشکیل شوند اما در سطوح دیگر نیز کارکشن‌ها تشکیل می‌شود.

معامله‌گری بر اساس الگوهای هارمونیک

الگوهای هارمونیک یکی از پرکاربردترین استراتژی‌ها در بین معامله گران بازار ارز و سهام است. با این حال این روش مزایا و معایب خاص خود را نیز دارد. از مهمترین مزایای این الگوها دقت و سوددهی بالایی است که دارد. همچنین در همه بازارها و همه تایم فریم‌ها قابلیت استفاده دارد.

اما از مشکلاتی که عموماً در این روش از آن شکایت دارند، سخت بودن و پیچیده بودن الگوهای هارمونیک است. چراکه فهم دقیق و تشخیص صحیح آن‌ها در چارت دشوار است و در صورتی که معامله‌گر نقاط اشتباهی را برای ترسیم الگو انتخاب کند، ممکن است متحمل ضررهای بسیاری شود.

دقت داشته باشید که الگوهای هارمونیک به دو دسته نزولی و صعودی تقسیم می‌شوند یعنی ما هم الگوی گارتلی صعودی داریم و هم نزولی. این نامگذاری بر اساس برگشت بازار و معامله انجام شده است؛ بنابراین باید نسبت به نگاه دقیق‌تر به الگوها تلاش کنیم.

پیش از اینکه معامله‌گری بر اساس این الگوها را آغاز کنید از یادگیری و استفاده از ابزارهای فیبوناچی اطمینان حاصل کنید و بارها از این نسبت‌ها در معاملات خود استفاده کنید.

همچنین در صورتی که به دنبال استفاده از این سیستم معاملاتی هستند، حتماً بر اساس استراتژی معاملاتی و مدیریت ریسک و سرمایه‌ای که دارید، وارد شوید چراکه برای بازار هر اتفاقی ممکن است که بیفتد و قطعاً همیشه به نحو منطقی عمل نمی‌کند.

به دلیل اینکه الگوهای هارمونیک به عنوان الگوهای برگشتی محسوب می‌شوند، توصیه می‌شود که حتماً از اندیکاتورها و بررسی واگرایی آن‌ها برای برگشت قیمت استفاده کنید. در این زمینه استفاده از اندیکاتور MACD و RSI توصیه می‌شود.

در تریدینگ ویو و سایر پلتفرم‌های معاملاتی نوار ابزاری برای ترسیم الگوهای هارمونیک قرار داده شده است که می‌توان با استفاده از آن‌ها دقیق‌تر به نمودار نگاه کرد و متوجه ایراداتی که در تشخیص الگو داشته‌ایم، بشویم.

جمع‌بندی

در تمامی روش‌های معامله‌گری نکته‌ای که همیشه گفته می‌شود، تمرین و تکرار است. اگر الگوهای هارمونیک را برای معامله خود برگزیده‌اید حتماً باید بارها تمرین کنید تا چشم شما بتواند هر بار بهتر الگوها را پیدا کند.

الگوی هارمونیک

الگوهای هارمونیک در فارکس مدلی از الگوهای نموداری می باشند که قسمتی از استراتژی معاملاتی را شامل می شوند و به عنوان یک ابزار، به تریدرها کمک می نماید تا با کمک آنها حرکات بازار آتی را پیش بینی کرده و همینطور روند قیمت گذاری را تشخیص دهند.

الگوی هارمونیک تحلیل تکنیکال، بر این عقیده استوار است که روندها یک اتفاق هارمونیک می باشند، به این مفهوم که آنها قادر هستند که به امواج کوچکتر یا بزرگتر تقسیم گردند که ممکن است سمت وسوی قیمت را پیش بینی نمایند. معاملات هارمونیک عموما بر مبنای اعداد فیبوناچی متکی می باشند، که ابزاری است جهت اندازه گیری.

خوب اجازه دهید با هم انواع الگوهای هارمونیک در فارکس را بررسی نماییم. با ما همراه باشید.

انواع الگوهای هارمونیک به شرح زیر می باشند:

  • الگوی bullish AB=CD (صعودی)

شکل گیری این الگو با کاهش یافتن قیمت (AB) و در پی آن، یک معکوس و افزایش (BC) آغاز می گردد. بعد از آن حرکت BC به صورت یک حرکت نزولی جدید (CD) معکوس می‌ گردد و به پایین‌ترین نقطه که در B ساخته شده می رود. پیش بینی می شود که بعد از کامل شدن قیمت حرکت CD، یک برگشت و همچنین بالا رفتن قیمت وجود داشته باشد.

الگوی صعودی (bullish) غالبا در ابتدای یک روند مشاهده می‌شود، و نشان از آن دارد که موج‌های اصلاحی رو به پایان می باشد و حرکتی صعودی به دنبال نقطه D ایجاد می گردد. تمامی الگوها ممکن است در چارچوب یک روند یا دامنه ای وسیع‌تر باشند و تریدرها باید نسبت به آنها آگاهی داشته باشند.

در خصوص الگوی نزولی (Bearish)، به معاملات کوتاه نزدیک توجه نمایید، با حد ضرری که خیلی زیاد نیست.

الگوی bat یا خفاش از نظر ظاهری شبیه به الگوی گارتلی می باشد ، اما از نظر اندازه با آن متفاوت است.

  1. الگوی Butterfly یا الگو هارمونیک پروانه:

این مدل از الگوی هارمونیک با Gartley دارای تفاوت هایی می باشد،چرا که الگو هارمونیک پروانه

دارای نقطه D می باشد که الگوی کامل بازگشت صعودی Butterfly از نقطه X فراتر می باشد.

یکی از دقیق‌ترین الگوها می باشد که در نزدیکی آنچه که اعداد فیبوناچی نمایش می دهند معکوس می‌ گردد. این الگو شبیه به مدل الگوی پروانه البته با تفاوت در اندازه میباشد.

چگونه از الگوی هارمونیک در فارکس استفاده می کنید؟

خوب بعد از آنکه انواع الگوی هارمونیک تحلیل تکنیکال آشنایی پیدا کردیم، ببینیم که چگونه از آنها در بازار فارکس استفاده می شود؟

همانطوری که احتمالا حدس زده اید ، سود بردن از الگوهای قیمت هارمونیک، مفهومش این است که بتوانید الگوهای مناسب را شناسایی کرده و قادر باشید در زمان کامل شدنشان، خرید یا فروش انجام دهید.

می پرسید چگونه؟ به شما خواهیم گفت.

سه مرحله مهم و پایه ای در تشخیص این الگوها وجود دارد :

در مرحله نخست باید یک الگوی بالقوه را پیدا کنید. در مرحله بعدی الگوی قیمت را الگوی کامل بازگشت صعودی Butterfly اندازه گیری کنید (استفاده از ابزار فیبوناچی) و در مرحله آخر به محض پایان یافتن الگو، خرید یا فروش خود را انجام دهید.

با پیروی کردن از این مراحلی که عنوان شد، قادر خواهید بود تنظیماتی را با احتمال بالا بیابید که به شما در پیدا کردن سیگنالهای مناسب، یاری می کند.

میزان موفقیت الگوهای هارمونیک چقدر است؟

شاید برای شما هم این سوال مهم پیش بیاید که میزان موفقیت الگوی هارمونیک چقدر است؟ باید گفت که میزان موفقیت این الگوها بیشتر از 80 درصد برای تمامی انواع الگوها و بالای 90 درصد برای تعدادی از الگوی هارمونیک می باشد.

تقریبا روزانه بیشتر از 400 الگو شناسایی می گردد، الگوهای موفقی که با نتایج قابل پیش بینی شما را در جایگاه برتری در قیاس با سایر تریدرها قرار می دهد. خوب، این به چه مفهومی است؟ آیا معنایش این است که همواره 80 تا 90 درصد شما را در انجام معاملات موفق خواهد ساخت؟ خیر لزوما معنایش این نیست.

برای موفقیت در معاملات عوامل دیگری نیز دخیل می باشند. اما نرخ داشتن برد معاملاتی بین 60 تا 75 درصد است که البته شانس خوبی برای سودآور بودن است.

موفقیت در معاملات بسته به عواملی چون نقطه ورود و خروج به معامله ، ریسک به ریوارد و چگونگی واکنش شما به عملکرد قیمت در زمان انجام معامله و… دارد. اما یک نکته را با اطمینان می توانیم به شما بگوییم و آن این که الگوهای هارمونیک، الگوی هارمونیک پیشرفته و نکاتی که در رابطه با آن در این مقاله توضیح داده شده است قطعا در انجام معاملات موفق کمک کننده خواهد بود.

الگوهای هارمونیک چگونه کار می کنند؟

الگوی هارمونیک چنانچه قبلا هم گفته شد قسمتی از استراتژی معاملاتی یک تریدر را تشکیل می دهد و به او کمک می کند تا با انجام پیش بینی درست حرکات بازار، قادر باشد روند قیمت گذاری را به درستی تشخیص دهد.

اما این الگوها چگونه کار می کنند؟ این الگوها که به صورت اشکال هندسی می باشند، در واقع الگوهای قیمتی هستند که با استفاده از اعداد فیبوناچی جهت شناسایی تغییراتی که احتمالا در قیمت بوجود می آید و یا همچنین برعکس شدن روند، مورد استفاده قرار می گیرند.

تریدرها با شناسایی این الگوها، از آنها جهت تصمیم گیری در معاملات خود استفاده می کنند. الگوهای بسیار متفاوتی وجود دارد که هر یک برای مشخص نمودن روند های مختلف استفاده می شوند.

با این وجود، این را باید مد نظر قرار داد که پیش از آنی که یک الگو را بخواهید استفاده کنید باید به مهارت خود در انجام تحلیل تکنیکال اطمینان داشته باشید تا قادر به اتخاذ تصمیمات معاملاتی بهتر باشید.

سخن پایانی

الگوی هارمونیک را می توان برای تمام بازارهای مالی بکار برد از جمله فارکس، ارز دیجیتال، سهام، فلزات گرانبها و….

اندازه گیری ابتدایی، تنها آغاز راه می باشد چرا که، حرکاتی که با اندازه‌گیری‌های الگوی مناسب هم جهت نمی باشند، باعث باطل شدن الگو می شوند و همینطور باعث گمراه کردن معامله گران می شوند.

الگوی الگوی کامل بازگشت صعودی Butterfly هارمونیک پیشرفته، دارای تفاوتهایی نسبت به نوع ساده آن می باشد و از شاخص ترین آنها می توان به نقطه C اشاره کرد.

در الگوی ساده، نقطه C پایین تر از نقطه a می باشد ولی در الگوی هارمونیک پیشرفته نقطه C بالاتر و فراتر از نقطه a قرار دارد.

با امید به آنکه مطالب ارائه شده مورد توجه شما قرار گرفته باشد، در صورت نیاز به مشاوره رایگان در زمینه ارزهای دیجیتال و بازار فارکس از طریق چت آنلاین و سایر راههای ارتباطی با بروکر نیکس تماس بگیرید، مشاورین زبده بروکر نیکس در اولین فرصت به شما پاسخ خواهند داد.

الگوهای هارمونیک در معاملات چه هستند؟ با ۴ الگوی هارمونیک پرطرفدار آشنا شوید

الگو-هارمونیک

در الگوهای قیمتی هارمونیک، الگوهای قیمتی هندسی با استفاده از اعداد فیبوناچی جهت مشخص کردن دقیق نقاط بازگشتی بکار گرفته می‌شود. برخلاف سایر روش‌های متداول معامله‌گری، معاملات هارمونیک در تلاش است تا حرکات بعدی قیمت را پیش‌بینی کند.

ترکیب هندسه و اعداد فیبوناچی

معاملات هارمونیک، الگوهای قیمتی و ریاضیات را با هم ترکیب می‌کند تا یک روش معامله بسازد که دقیق و برمبنای این فرضیه است که الگوها در نمودار تکرار می‌شوند.

ریشه این روش، نسبت اولیه یا مشتقی از آن است (۰.۶۱۸ یا ۱.۶۱۸). نسبت‌ها شامل این موارد هستند: ۰.۳۸۲، ۰.الگوی کامل بازگشت صعودی Butterfly ۵۰، ۱.۴۱، ۲.۰، ۲.۲۴، ۲.۶۱۸، ۳.۱۴ و ۳.۶۱۸.

نسبت اولیه (primary ratio) تقریبا در کل طبیعت، ساختار محیط و رویدادها مشاهده می‌شود و همچنین در ساختارهایی ایجاد شده توسط انسان نیز می‌توان آنرا یافت.

از آنجایی که این الگو و نسبت در طبیعت و جامعه تکرار می‌شود، می‌توان این نسبت را در بازارهای مالی نیز مشاهده نمود که از محیط و جامعه‌ای که معامله در آن انجام می‌شود تاثیر می‌پذیرد.

با یافتن الگوهایی که دارای طول و اندازه‌های متفاوت است، معامله‌گر می‌تواند نسبت‌های فیبوناچی را به الگوها اعمال کند و برای پیش‌بینی قیمت‌های آینده تلاش نمیاد. بخش اعظیم از این روش معامله، به اسکات کارنی (Scott Carney) نسبت داده شده، با این حال افراد دیگری نیز در این روش مشارکت‌ داشته‌اند و الگوها و سطوحی را یافته‌اند که باعث بهبود عملکرد این روش می‌شود.

مشکل معاملات هارمونیک

الگوهای قیمتی هارمونیک بسیار دقیق هستند و نیاز است الگو، حرکات را کامل نشان دهد تا با آشکار شدن الگو، یک نقطه بازگشتی دقیق مشخص شود. یک معامله‌گر ممکن است الگویی را مشاهده کند که همانند یک الگوی هارمونیک باشد اما سطوح فیبوناچی در الگو، تراز و در یک ردیف نباشند و بدین ترتیب آن الگو با توجه به قوانین الگوهای هارمونیک، یک الگوی قابل اتکا تلقی نشود. البته این موضوع می‌تواند یک مزیت نیز به شمار آید، زیرا نیازمند آن است که معامله‌گر شکیبایی پیشه کند و برای شکل‌گیری کامل‌تر نمودار صبر نماید.

الگوهای هارمونیک می‌توانند میزان پایداری حرکت فعلی قیمت را اندازه بگیرند اما از آنها می‌توان برای مجزا کردن نقاط بازگشتی نیز استفاده کرد. ریسک کار زمانی است که یک معامله‌گر یک موقعیت معاملاتی در ناحیه بازگشتی (reversal area) اتخاذ می‌کند و الگو شکل نمی‌گیرد (Fail می‌شود).

وقتی این اتفاق می‌افتد، ممکن است معامله‌گر در معامله‌ای گیر کند که روند به سرعت و در خلاف جهت معامله او، ادامه می‌یابد. بنابراین همانند همه استراتژی‌های معاملاتی، ریسک این روش نیز باید مدیریت شود.

در نظر داشته باشید که الگوها ممکن است درون الگوهای دیگر شکل بگیرند و همچنین احتمال شکل‌گیری الگوهای غیرهارمونیک در درون الگوهای هارمونیک نیز وجود دارد. این شرایط می‌تواند برای سنجش اثربخشی الگوهای هارمونیک به ما کمک کند و عملکرد معامله‌گر را در ورود و خروج به معاملات بهبود بخشد.

همچنین احتمال وجود چندین موج قیمتی در یک موج هارمونیک وجود دارد (برای مثال یک موج CD یا موج AB). قیمت‌ها بطور مرتب در حال چرخش هستند، بنابراین باید روی تصویر بزرگتر تایم فریمی که در آن معامله می‌شود تمرکز کرد. طبیعت فراکتالی بازارها، قابلیت اعمال این تئوری را در کوچکترین تایم فریم‌ها تا بزرگترین آنها فراهم می‌کند.

برای استفاده از این روش، معامله‌گر باید از پلتفرمی معاملاتی استفاده کند که بتواند برای سنجش هر موج قیمت، چندین ابزار Fibonacci retracements را روی نمودار رسم کند.

الگوهای بصری هارمونیک و روش معامله

الگوهای هارمونیک در دسته‌های زیادی وجود دارند، با این حال این ۴ الگو که در ادامه شرح می‌دهیم پرطرفدار است: گارتلی (Gartley)، پروانه (butterfly)، خفاش (bat) و خرچنگ (crab).

۱- الگوی گارتلی (Gartley)

این الگو در اصل توسط H.M Gartley در کتاب خود با نام Profits in the Stock Market منتشر شد، بعدها سطوح فیبوناچی نیز توسط اسکات کارنی در کتابش با نام The Harmonic Trader به آن اضافه شد. منبع سطوح توضیح داده شده در زیر، از همان کتاب است.

در طی سال‌ها، برخی معامله‌گران دیگر برخی نسبت‌های رایج دیگر را مطرح کرده‌‌اند که در صورت مرتبط بودن، آنها نیز ذکر می‌شوند.

الگوی صعودی (گاوی) اغلب مواقع در ابتدای روندها مشاهده می‌شود و نشانه‌ای از این است که امواج اصلاحی قیمت در حال پایان یافتن هستند و افزایش رو به بالای قیمت، نقطه D را شکل می‌دهد.

همه الگوها ممکن است در پس‌زمینه و درون یک روند گسترده‌تر باشند یا محدوده خنثی باشند که معامله‌گران باید به آن توجه کنند.

اطلاعات زیادی برای فراگیری در باره این الگو وجود دارد اما به این شکل باید نمودار خوانده شود:

ما از مثال الگوی صعودی استفاده می‌کنیم. قیمت از X تا نقطه A رشد می‌کند، سپس اصلاح اتفاق می‌افتد و نقطه B سطح اصلاحی ۰.۶۱۸ موج A است. قیمت دوباره در خط BC افزایش می‌یابد که نقطه اصلاحی ۰.۳۸۲ تا ۰.۸۸۶ موج AB است.

حرکت بعدی، کاهش قیمت در خط CD است که امتداد نسبت ۱.۱۳ تا ۱.۶۱۸ از خط AB است. نقطه D نیز سطح اصلاحی ۰.۷۶۸ از XA محسوب می‌شود.

بسیاری از معامله‌گران به دنبال خط CD هستند که امتداد نسبت ۱.۱۳ تا ۱.۶۱۸ از خط AB است.

ناحیه D به عنوان منطقه برگشتی احتمالی شناخته می‌شود. اینجاست که می‌توان به موقعیت‌های خرید وارد شد، با این حال بهتر است همیشه به دنبال تایید بازگشت روند و نشانه‌های رشد قیمت بود.

معمولا یک حدضرر نیز در نقطه نه چندان پایین‌تر از نقطه ورود قرار می‌گیرد.

برای الگوهای نزولی (خرسی) معامله‌گران اغلب موقعیت فروش را در نقطه D اتخاذ می‌کنند و حدضرر را کمی بالاتر از آن نقطه در نظر می‌گیرند.

۲ – الگوی پروانه (butterfly)

الگوهای پروانه از گارتلی متفاوت‌تر است. این الگوی هارمونیک دارای یک نقطه D گسترشی فراتر از نقطه X است.

در ادامه الگوهای صعودی پروانه را شرح می‌دهیم.

قیمت از X تا نقطه A افت می‌کند، موج صعودی AB، موج اصلاحی ۰.۷۸۶ از خط XA است. موج BC اصلاح ۰.۳۸۲ تا ۰.۸۸۶ از موج AB محسوب می‌شود.

CD امتداد ۱.۶۱۸ تا ۲.۲۴ از AB است و D در امتداد ۱.۲۷ از موج XA قرار می‌گیرد.

D نقطه‌ای است که معامله‌گران موقعیت فروش را اتخاذ می‌کنند. با این حال همیشه باید به دنبال نشانه‌هایی برای تایید کاهش قیمت بود. حدضرر نیز کمی بالاتر از نقطه ورود قرار داده می‌شود.

در تمام این الگوها، برخی از معامله‌گران به دنبال نسبت‌هایی بین نسبت‌های اشاره شده می‌گردند، در حالیکه برخی دیگر از افراد فقط به دنبال یکی از آنها هستند.

برای مثال، در بالا اشاره کردیم که الگوی کامل بازگشت صعودی Butterfly الگوی کامل بازگشت صعودی Butterfly موج CD نسبت ۱.۶۱۸ تا ۲.۲۴ از AB است، برخی از معامله‌گران فقط به دنبال نسبت ۱.۶۱۸ یا ۲.۲۴ هستند و سایر اعدادی که مابین این دو نسبت است را نادیده می‌گیرند، مگر اینکه این اعداد به اعداد ذکر شده بسیار نزدیک باشند.

۳ – الگوی خفاش (BAT)

الگوی خفاش از لحاظ ظاهری مشابه گارتلی است ولی در اندازه فرق دارد.

قصد داریم الگوی صعودی بت را را شرح دهیم.

یک افزایش قیمت از X تا A رخ داده است، قیمت به نقطه B می‌رسد که نسبت ۰.۳۸۲ تا ۰.۵ درصد از موج XA است.

موج BC نسبت ۰.۳۸۲ تا ۰.۸۸۶ از AB محسوب می‌شود و CD نسبت ۱.۶۱۸ تا ۲.۶۱۸ در امتداد AB است.

نقطه D نسبت ۰.۸۸۶ درصد اصلاحی موج XA خواهد بود و نقطه‌ای است که معمولا معامله‌گران به عنوان فرصت خرید از آن یاد می‌کنند. با این حال معامله‌گر همیشه باید به دنبال‌ نشانه‌های دیگری از افزایش قیمت باشد.

حدضرر نیز کمی پایین‌تر از نقطه خرید قرار می‌گیرد.

برای الگوی نزولی (خرسی) معامله‌گران اغلب موقعیت فروش را در نزدیکی نقطه D اتخاذ می‌کنند و حدضرر را کمی بالاتر تعیین می‌نمایند.

۴ – الگوی خرچنگ (Crab)

الگوی هارمونیک خرچنگ توسط اسکات کارنی به عنوان یکی از دقیق‌ترین الگوها در نظر گرفته می‌شود که نقاط بازگشتی بسیار نزدیک با اعداد فیبوناچی را ارائه می‌کند.

الگوی هارمونیک خرچنگ یا Crab

این الگو با الگوی پروانه مشابه است ولی در محاسبات آن تفاوت وجود دارد.

در یک الگوی گاوی (صعودی)، نقطه B یک پولبک با نسبت ۰.۳۸۲ تا ۰.۶۱۸ از موج XA است.

موج BC به اندازه ۰.۳۸۲ تا ۰.۸۸۶ از موج AB محسوب می‌شود و CD نسبت ۲.۶۱۸ تا ۳.۶۱۸ از موج است. نقطه D امتداد ۱.۶۱۸ موج XA است و در این نقطه موقعیت‌های خرید اتخاذ می‌شود و حد ضرر کمی پایین‌تر از نقطه ورود تعیین می‌گردد.

در الگوی خرسی (نزولی) موقعیت فروش در نزدیکی D اتخاذ می‌شود و حدضرر نیز کمی بالاتر تعیین می‌گردد.

تنظیم دقیق نقاط معامله

هر الگو، نشان‌دهنده نقاط بازگشتی احتمالی (اصطلاحا potential reversal zone یا PRZ) است و الزاما بیانگر نقاط دقیق انجام معامله نیست.

زیرا دو پیش‌بینی متفاوت، تشکیل‌دهنده نقطه D است. اگر همه نقاط پیش‌بینی شده در نزدیکی نقطه موردنظر باشند، معامله‌گر می‌تواند در آن محدوده وارد معامله شود.

اگر پیش‌بینی‌ها گسترده باشند، باید به دنبال نشانه‌های دیگری برای تایید حرکت قیمت در مسیر موردانتظار بود. اینکار می‌تواند از طریق یک اندیکاتور دیگر یا با مشاهده تحرکات قیمت حاصل شود.

سخن آخر

هارمونیک تریدینگ یکی از روش‌های دقیق معامله‌گری بر مبنای ریاضیات است ولی به صبر، تمرین و مطالعه بسیار زیاد درباره این الگوها نیاز دارد.

محاسبات اولیه، صرفا ابتدای راه است. حرکات قیمت که با محاسبات متناسب با الگو هم‌تراز و ردیف نیست باعث نامعتبر شدن الگو شده و می‌تواند باعث گمراهی معامله‌گر شود.

الگوهای گارتلی، پروانه، خفاش و خرچنگ، شناخته‌ شده‌ترین الگوهای هارمونیک هستند و الگوی کامل بازگشت صعودی Butterfly اغلب معامله‌گران آشنا به معاملات هارمونیک، به دنبال این الگوها در نمودارها می‌گردند.

نقاط ورود و خروج به معامله در نقاط بازگشتی احتمالی انجام می‌شود که البته باید نشانه‌هایی دیگر از نقاط بازگشت قیمت نیز در نظر گرفته شود. حدضررها نیز در معاملات خرید اغلب پایین‌تر از نقطه ورود قرار داده می‌شود و در معاملات فروش، کمی بالاتر از نقطه معامله تعیین می‌گردد.

iranfxopen آموزش حرفه ای فارکس

استفاده از الگوهای قیمتی هارمونیک و نحوه بکارگیری

الگوهای جدید فیبوناچی به مانند الگوهای کلاسیک از کنار هم قرار گرفتن معنی دار موج های حرکتی بازار به وجود می آیند. این الگوها به مانند الگوهای کلاسیک موج ها یا هدف های قیمتی تعیین شده در بازار را برای ما پیش بینی می کنند. تشخیص این الگوها مقداری از تشخیص الگوهای قیمتی کلاسیک مشکل تر می باشد دلیل این امر، وجود نسبت های فیبوناچی در کنار اشکال تشکیل شده می باشد. توصیه می شود برای تشخیص و استفاده از این الگوها سعی کنید از قبل در پیدا کردن نسبت های فیبوناچی با الگوها تلاش کنید تا پس از تشکیل موج آخر آماده ورود به بازار شوید و فرصت را از دست ندهید. در مورد این الگوها نیز حتما در قیمت از پیش تعیین شده وارد شوید و در صورتی که الگو را درست تشخیص دادید زمان و قیمت ورود مناسب را از دست ندهید.

معمولا حد ضرر تمامی این الگوها 15 درصد از اندازه موج آخر حرکتی می باشد که از نقطه ورود به معامله به موج آخر اضافه می شود. حد سود هر الگو نیز بر حسب تعریف الگو متغیر می باشد. در زیر توضیحات تصاویر و مثالهای هر الگو را می توانید مشاهده کنید.

اصول استفاده از الگوی AB=CD، نحوه رسم و کاربرد

الگوی AB=CD عمومی ترین الگو از مجموع الگوهای فیبوناچی می باشد که به نسبت دیگر الگوها تشخیص آن آسان تر می باشد. همانطور که در شکل مشاهده می کنید برای تشکیل این الگو دو نسبت فیبوناچی باید همخوانی داشته باشد. در زیر مثال بازگشت نزولی الگوی AB=CD نمایش داده شده است. الگوی بازگشت صعودی AB=CD با همین درصدها اما در حالت معکوس شکل می باشد.
- نقطه C تا 61.8 یا 78.6 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
- نقطه D(قیمت ورودی) تا 127.2 یا 161.8 Extension فاصله BC حرکت دارد.
- پس از ورود در نقطه D هدف سود این معامله 61.8 درصد بازگشت فاصله CD می باشد.


bearish-abcd

bullish-abcd

اصول استفاده از الگوی Gartley، نحوه رسم و کاربرد

الگوی گارتلی تشکیل شده از سه نسبت فیبوناچی موجهای مختلف می باشد که پس از ورود برای آن میتوان دو هدف قیمتی در نظر گرفت.
- نقطه C تا 38.2 یا 61.8 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
- نقطه D بین 38.2 تا 78.6 درصد فاصله BC بازگشت دارد.
- نقطه E بین 61.8 تا 78.6 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
- هدف اول از نقطه ورودی، 61.8 درصد فاصله DE می رسد.
- هدف دوم از نقطه ورودی، 127.2 درصد فاصله BE می رسد.

bearish-gartley

bullish-gartley

نکات تخصصی نحوه نمایش و تشخیص Gartley :

1.در این الگو، میزان بازگشت موج Xa برای تشکیل نقطه B، فقط میزان 61.8% فیبو میباشد و بقیه نسبت های فیبوناچی قابل قبول نیست. به عنوان مثال اگر نرخ در نقطه B کمتر از فیبو 61.8 و در زیر فیبو 50 % بسته شود و قادر الگوی کامل بازگشت صعودی Butterfly به رسیدن به فیبو 61.8 نباشد این الگو گارتلی نیست و مارا متوجه الگوی BAT یا خفاش می سازد که نکات آن را توضیح خواهیم داد.

2.میزان بازگشت موج Ab برای پیدا کردن نقطه C، بین نسبتهای 38.2 و 88.6% فیبو پیشنهاد شده است.

3. گارتلی درموج 2 الیوت شکل می گیرد.


حال برای پیدا کردن محدوده پتانسیل بازگشتی (prz) به نکات زیر دقت کنید:

1-توسعه موج Bc باید کمتر از میزان 161.8% قیبو ناچی باشد.
2-حالت رایج اندازه گیری نقطه D در یک Ab=cd است.
3-میزان بازگشت قیمت برای محدوده پتانسیل برگشتی از موج Xa، الزاماً 78.6% فیبوناچی است


PRZ یعنی منطقه بازگشت نرخ

به عنوان مثال چون این پترن درموج 2 الیوت تشکیل می شود ، در منطقه PRZ ما متوجه می شویم که موج 2 کامل شده و با شروع موج 3 سروکار داریم و خودرابرای موج 3 آماده می کنیم ، که بلندترین موج است و سود خوبی به دنبال دارد.

اصول استفاده از الگوی Butterfly، نحوه رسم و کاربرد

الگوی باترفلای تشکیل شده از سه نسبت فیبوناچی موجهای مختلف می باشد که پس از ورود برای آن میتوان دو هدف قیمتی در نظر گرفت.
- نقطه C تا 38.2 یا 78.6 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
- نقطه D بین 38.2 تا 78.6 درصد فاصله BC بازگشت دارد.
- نقطه E تا 127.2 یا 161.8 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
- هدف اول از نقطه ورودی، 61.8 تا 78.6 درصد فاصله DE می باشد.
- هدف دوم از نقطه ورودی، 127.2 درصد فاصله بازگشت BE می باشد.

bearish-butterfly

bullish-butterfly

نکات تخصصی نحوه نمایش و تشخیص Butterfly:

1.در این الگو، میزان بازگشت موج Xa برای تشکیل نقطه B، فقط میزان 78.6% فیبو میباشد و بقیه نسبت های فیبوناچی قابل قبول نیست.

2.میزان بازگشت موج Ab برای پیدا کردن نقطه C، بین نسبتهای 38.2 و 88.6% فیبو پیشنهاد شده است.

3. پروانه درموج 5 الیوت شکل می گیرد.


حال برای پیدا کردن محدوده پتانسیل بازگشتی (prz) به نکات زیر دقت کنید:
1-توسعه موج Bc باید حداقل میزان 161.8% فیبو ناچی باشد.
2-حالت رایج اندازه گیری نقطه D در یک1.27ab=cd یا Ab=cd است.
3-میزان بازگشت قیمت برای محدوده پتانسیل برگشتی از موج Xa، الزاماً 127.2% فیبوناچی است
PRZ یعنی منطقه بازگشت نرخ
به عنوان مثال چون این پترن درموج 5 الیوت تشکیل می شود ، در منطقه PRZ ما متوجه می شویم که موج 5 کامل شده و با شروع ترند جدید سروکار داریم که تا 95 % مواقع ترند جدید تا فیب 50 % ترند قدیم برمی گردد یعنی نصف ترند قدیم را RETRACE می کن

اصول استفاده از الگوی Bat، نحوه رسم و کاربرد

الگوی بَت تشکیل شده ازسه نسبت فیبوناچی موج های مختلف می باشد که پس از ورود برای آن میتوان دو هدف قیمتی در نظر گرفت.
- نقطه C بین 38.2 تا 50 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
- نقطه D بین 38.2 تا 88.6 درصد فاصله CB بازگشت دارد.
- نقطه E تا حدود 88.6 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
- هدف اول از نقطه ورودی، 61.8 تا 78.6 درصد فاصله DE می باشد.
- هدف دوم از نقطه ورودی، 127.2 درصد فاصله AB می باشد.

bearish-bat

bullish-bat

نکات تخصصی نحوه نمایش و تشخیص B at :

1.در این الگو، میزان بازگشت موج XA برای تشکیل نقطه B، فقط میزان 38.2% و 50 % فیبو میباشد و بقیه نسبت های فیبوناچی قابل قبول نیست.

2.میزان بازگشت موج AB برای پیدا کردن نقطه C، بین نسبتهای 38.2 و 88.6% فیبو پیشنهاد شده است.

3. خفاش درموج 2 الیوت شکل می گیرد.


حال برای پیدا کردن محدوده پتانسیل بازگشتی (prz) به نکات زیر دقت کنید:
1- میزان اکستنشن موج BC حتما باید حداقل 161.8 درصد و حداکثر 261.8 درصد باشد.
2-حالت رایج اندازه گیری نقطه D در AB =CD , 127.2*AB = CD است و گاهی حالت 161.8*CD = AB نیز صورت می گیرد.
3-میزان بازگشت قیمت برای محدوده پتانسیل برگشتی از موج XA، الزاماً 88.6% فیبوناچی است


توضیح کلی

قوی تری نسبت پترن:
نسبت 88.6 درصد را بعنوان مهمترین و قویترین نقطه پترن علامت
میگذاریم و نزدیکترین نسبت AB با CD را به این نقطه که معمولا 1.27AB=CD میباشد را علامت گذاری می کنیم.

ضعیف ترین نسبت پترن:
هر نسبت اکستنشنی از BC که بین 161.8 و 261.8 بود و نزدیک 88.6 درصد XA قرار داشت را علامت می گذاریم .

اصول استفاده از الگوی Crab، نحوه رسم و کاربرد

الگوی کِرَب مانند الگوی بَت تشکیل شده ازسه نسبت فیبوناچی موج های مختلف می باشد که پس از ورود برای آن میتوان دو هدف قیمتی در نظر گرفت.
- نقطه C بین 38.2 تا 61.8 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
- نقطه D بین 38.2 تا 88.6 درصد فاصله CB بازگشت دارد.
- نقطه E تا حدود 161.8 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
- هدف اول از نقطه ورودی، 61.8 تا 78.6 درصد فاصله DE می باشد.
- هدف دوم از نقطه ورودی، 127.2 درصد فاصله بازگشت BE می باشد.

bearish-crab

bullish-crab

نکات تخصصی نحوه نمایش و تشخیص crab :

دو نوع پترن خرچنگ داریم که در نوع اول نقطه B ریترس 38.2 یا 50 یا 61.8 درصد XA است

در نقطه D در خرچنگ از نسبت اصلی فیبوناچی یعنی 161.8 درصد اکستشن XA استفاده شده همچنین با توجه به اینکه ساختار این پترن مانند پترن پروانه نشان دهنده بیش فروش (OverSold) و یا بیش خرید در قیمت ( خود قیمت و نه اوسیلاتور) است .ایندو عامل باعث شده که بازگشت قیمت از ناحیه مقاومتی ان سریعتر و با قدرت بیشتری از پترنهای دیگر صورت پذیرد و این عامل باعث کم بودن استاپ لاس آن نیز شده است.

در این پترن برخلاف پترن های دیگر نسبت AB=CD و آلترناتیوهای آن از نظر اهمیت در درجه آخر قرار دارد و حتی میتوانیم این نسبت را نادیده بگیریم! . ولی معمولا نسبت 161.8 AB=CD بیشتر از نسبتهای دیگر دیده میشود.

نسبت اکستنشن BC که دومین نسبت مهم پترن در ناحیه بازگشتی است میتواند هر نسبتی بین 2.24 تا 3.61.8 باشد!. ( هر نسبتی که نزدیک 161.8 XA باشد را علامت میگذاریم). (2.24 - 2.618 - 3.14 - 3.618 )

الگوی کامل بازگشت صعودی Butterfly

برای اطلاع از تخفیف دوره ها ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

حساب دیسکورد ایپ کوین هک و 360,000 دلار NFT به سرقت رفت

شبکه سولانا برای ساعاتی متوقف شد!

میرور پروتکل، مجددا هک شد

رئیس بانک مرکزی: رمزریال تا شهریور عملیاتی می شود.

فروش جایزه یورو ویژن 2022 به ارزش 500 اتریوم

آیا ریزش قیمت لونا 2 در راه است؟

افتتاح اولین ساختمان کریپتو در جهان با مزرعه استخراج بیت کوین در آرژانتین

تیم دریپر: زنان بازار صعودی بعدی بیت کوین را هدایت خواهند کرد

رصد حساب های بانکی جهت مبارزه با پولشویی

ارز دیجیتال ملی آمریکا ممکن است 5 سال طول بکشد

الگوی سه حمله (Three Drives Harmonic Pattern) چیست؟

الگوی هارمونیک پنج صفر (0 – 5 Harmonic Pattern) چیست؟

الگوی سایفر (Cypher Harmonic Pattern) چیست؟

الگوی کوسه (Shark Harmonic Pattern) چیست؟

الگوی پروانه (Butterfly Harmonic Pattern) چیست؟

الگوی هارمونیک خرچنگ (Crab Harmonic Pattern) چیست؟

الگوی هارمونیک گارتلی (Gartley Harmonic Pattern) چیست؟

الگوی هارمونیک خفاش (Bat Harmonic Pattern) چیست؟

الگوهای هارمونیک ABCD (AB=CD) ایده آل و جایگزین چیست؟

الگوهای هارمونیک (Harmonic Patterns) چیست؟

blogImage

الگو کندل شاهین نزولی (Descending Hawk) چیست؟

الگوی کندل شاهین نزولی، یک الگوی دو کندلی است که کندل تاییدیه وضعیت روند بعد از آن را مشخص می کند.

  • این الگو، از دو کندل صعودی (سبز) تشکیل شده است.
  • کندل اول در الگوی شاهین نزولی، بدنه بلندی دارد به طوری که کاملا بدنه کندل دوم درون بدنه کندل اول قرار می گیرد.
  • رنگ هر دو کندل در این الگو همواره سبز رنگ است.
  • الگوی شاهین نزولی در انتهای روند صعودی تشکیل شده و با مشاهده آن، انتظار تغییر روند را داریم. پس این الگو، عموما یک الگوی برگشتی است.
  • قیمت باز شدن کندل دوم در الگوی شاهین نزولی، بالاتر از قیمت باز شدن کندل اول در این الگو است.
  • قیمت بسته شدن کندل دوم در الگوی شاهین نزولی، پایین تر از قیمت بسته شدن کندل اول در این الگو است.

مفهوم کندل شاهین نزولی

  • پس از یک روند صعودی، یک کندل صعودی با بدنه بزرگ تشکیل می شود که نشان از بالا بودن تقاضا دارد.الگوی کامل بازگشت صعودی Butterfly
  • تمام بدنه کندل دوم در بدنه کندل اول قرار می گیرد و نشان می دهد که قدرت خریداران کم و قدرت فروشندگان افزایش یافته است.
  • این الگو، گاهی می تواند نشان از یک استراحت کوتاه مدت برای ادامه روند صعودی باشد.
  • کندلی که پس از این الگو شکل می گیرد، نوع روند آتی بازار را مشخص می نماید.

ویژگی های این الگو

  • در حالت ایده آل، سایه های کندل دوم نیز به طور کامل در بدنه کندل اول قرار می گیرد.
  • در این الگو، سایه ها از شروط اصلی نیستند و می توان آن ها را نادیده گرفت.
  • تشکیل این الگو در مقاومت، اعتبار آن را بالاتر برده و می تواند هشدار قوی تری نسبت به پایان روند صعودی و آغاز روند نزولی باشد.
  • الگوی شاهین نزولی، نسبت به بقیه الگوهای بازگشتی ضعیف تر است.
  • کندل تاییدیه برای بازگشت روند، کندلی نزولی (قرمز) است که قیمت بسته شدن آن پایین تر از بدنه کندل دوم قرار دارد.
  • اگر قیمت باز شدن کندل تاییدیه پایین تر از بدنه کندل دوم قرار داشته باشد، اعتبار این الگو برای تغییر روند، بیشتر می شود.
  • کندل تاییدیه برای ادامه دار بودن روند، کندلی است صعودی (سبز) که قیمت بسته شدن آن بالاتر از بدنه کندل دوم باشد.
  • اگر قیمت باز شدن کندل تاییدیه بالاتر از بدنه کندل دوم قرار داشته باشد، اعتبار این الگو برای ادامه روند بیشتر می شود.
  • این الگو، شبیه به الگوی کبوتر خانگی است با این تفاوت که هر دو کندل در کبوتر خانگی نزولی (قرمز) هستند.

نحوه معامله (ترید) با الگوی شاهین نزولی تغییر دهنده روند:

  • اگر این الگو را به صورت تغییر دهنده روند تشخیص دادیم، وارد معامله شورت (فروش) می شویم.
  • قیمت ورود را بر روی اواسط بدنه کندل اول قرار می دهیم.
  • حد ضرر در این پوزیشن برابر با حداکثر قیمت در این الگو باشد که می تواند مربوط به کندل اول یا کندل دوم باشد.

نحوه معامله (ترید) با الگوی شاهین نزولی ادامه دهنده روند:

  • اگر الگوی شاهین نزولی را به صورت ادامه دهنده روند تشخیص دادیم، وارد معامله لانگ (خرید) می شویم.
  • قیمت ورود را بر روی اواسط بدنه کندل اول قرار می دهیم.
  • حد ضرر در این پوزیشن برابر با حداقل قیمت در این الگو باشد که می تواند مربوط به کندل اول یا کندل دوم باشد.

توجه کنید که معامله با استفاده از این الگو می تواند منجر به ریسک بزرگی شود و سود احتمالی به دست آمده را توجیه نکند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.