خطوط حمایت ایستا (استاتیک)


فاكتورهاي متداول و روشهاي نگهداري پمپ آب ديزل

ابتدا باید قدرت را قطع کنید، خط را بررسی کنید تا ببیند که آیا خرابی برق یا فیوز فیوز یا مانع مدار وجود دارد. اگر مدار طبیعی باشد، احتمال دارد سیم پیچ استاتور از موتور سوخته شود. دلایل متداول عبارتند از: حرکت موتور درازمدت بیش از حد، درجه حرارت اغلب بیش از حد بالا، عایق پیچ و تاب به تدریج سقوط پیری سوخته؛ عملیات تک فاز یا ولتاژ طولانی مدت کم است، جریان افزایش می یابد، موتور بیش از حد گرما و سوزانده می شود؛ در فرایند پمپاژ، موتور شروع به کار می شود، خاموش شدن بیش از حد مکرر است، باعث می شود موتور موتور بیش از حد گرم شود؛ انفجار كابل يا لكه، نفوذ آب داخل كابل، عايق هماني است كه آب در حال اجرا است، پروانه يا ساير قسمت هاي چرخشي كه از باقي مانده اند، موتور خاموش نمي شود، دستگاه محافظت از اضافه ولتاژ ناپديد مي شود، جريان استاتور به طور ناگهاني افزایش. پروانه یا سایر قسمتهای چرخشی که از باقی مانده است، موتور خاموش نمی شود، دستگاه محافظت در برابر جریان بیش از حد جریان می گیرد، جریان استاتور به طور ناگهانی افزایش می یابد. پیچ های بزرگ سوزانده شده.

(2) پمپ آب موتور دیزلی پس از شروع آب، آب کمتر یا آب متناوب

دلایل شکست این است: قسمت های بیش از جریان مانند فیلترها، پروانه ها، پوسته انحرافی، لوله های آب و سایر اجزای مسدود شده، یا شکستگی لوله لوله آب، که اغلب به نظر می رسد افزایش خواص آمپر، و چرخش دستی تیز، پدیده ارتعاش واحد، باید تعطیل کردن برای چک کردن، تمیز کردن، در صورت لزوم، باید لوله آب را جایگزین کند؛ عملیات واحد طبیعی است، اما آب کمتر است، دلیل آن است بخشی از جریان بیش از حد مسدود شده، حمایت از غیر منطقی، و یا نیاز به سر بیش از پمپ امتیاز به سر بیش از حد، این وضعیت نیاز به تغییر سر پمپ بالاتر، این ممکن است پروانه برای معکوس باشد، فقط معرفی هر دو خط را می توان جایگزین کرد، اگر حلقه مهر و موم شده یا پروانه بیش از سایش و پاره شدن، شما باید فورا جای حلقه مهر و موم، تعمیر یا جایگزین چرخ جدید؛ چرخش طبیعی دستگاه، اما نه آب، دلیل اصلی این است که سطح آب متحرک در فرآیند پمپ کردن بیش از حد، می تواند در شیر لوله آب کوچک بسته شود، مقدار آب یا پمپ را کاهش دهد، اگر عمق تخلیه برای دیدار یا تجاوز به مقررات پمپ استفاده از محدوده هنوز ایده آل نیست، پس پمپ استفاده نادرست، باید جریان کمتر از پمپ باشد.

(3) پمپ دیزل نمی تواند شروع شود

یک وضعیت، بسته شدن، حرکت موتور، نشان می دهد که مدار از طریق، اما موتور تبدیل نمی شود، و سپس باید بلافاصله بررسی را متوقف کند. دلیل آن اینست که کابل خیلی کم است، کابل خیلی کم است، کابل بیش از حد طول دارد و بخش بیش از حد کوچک است، ظرفیت ترانسفورماتور خیلی کوچک است یا ترانسفورماتور خاموش است. ولتاژ بسیار کم است، کابل خیلی کم است، کابل خیلی کم است، بیش از حد، و غیره، باید یکبار به صورت یکپارچه بررسی شود، تا قابل رد شود؛ پروانه ی گیر شده است یا راهنمای بالایی و ترخیص کالا از گمرک شفت بسیار کوچک است، وقوع محور، پدیده کشتن، باید برای چک کردن، تمیز کردن یا تعمیر بلبرینگ پمپ شود. وضعیت دیگر این است که پس از بسته شدن موتور روشن نمی شود، هیچ صدایی وجود ندارد که مانع مدار شود، سپس ابتدا بررسی کنید که آیا مدار شکسته یا کشیده شده است، تماس فیوز خوب یا منفجر شده است. اگر خط طبیعی است، ممکن است سیم پیچ موتور استاتور از بین برود، پمپ را باز کنید تا سیم پیچ موتور استاتور را بررسی کند، مثلا بازرسی درست است، باید سیم پیچ برداشته شود، خط مجدد.

(4) موتور دیزلی که هنگام نویز ارتعاش عمل می کند

دلایل اصلی این است: سایش موتور یا پمپ راهنمای تحمل، شفت در نوسان بلبرینگ، یا به دلیل خم شدن شفت و کراوات لعاب جزئی، در این زمان، افزایش خواص آمپر، نوشتار خشونت آمیز، ارتعاش واحد، باید بلافاصله متوقف شود ، پروانه و پوسته deflector برای ایجاد برخورد یا اصطکاک، باعث ارتعاش واحد، باید بلافاصله متوقف شود، قطع پمپ، مهره پروانه شدید. تحمل رانندگی، به طوری که پروانه بخش جلویی و اصطکاک لوله پیشنهادی، این بار نوسان اشاره گر آمپر، یک صدا اصطکاک مکانیکی واضح و لرزش وجود دارد، باید بلافاصله متوقف شود، قطع پمپ، جایگزینی تحمل یا راننده صفحه ، پروانه کار جدی است، همچنین باید پروانه را جایگزین کنید؛ موتور روتور یا خود پمپ خود، تعادل شکست، چرخش ناشی از ارتعاش واحد، روتور موتور باید برداشته شود یا پره پروانه را به آزمون تعادل ایستا و استاتیک بپردازد تا تعادل برقرار شود.

خطوط حمایت ایستا (استاتیک)

شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)، دوران برندسازی استاتیک به آخر رسیده است. سازمان ها، شرکت ها، مؤسسات و حتی سازمان های خیریه دریافته اند که داشتن طرح های هویتی با انعطاف و قابل انطباق با شرایط، در دنیای چند زبانه و چند کاناله کنونی که برندها در آن به سر می برند بسیار مناسب تر هستند. هویت داینامیک، برخلاف هویت استاتیک، هویت های متعدد است برای یک برند.

در واقع برندسازی داینامیک، همان برندسازی است، اما کمی متفاوت تر. برندسازی داینامیک هویتی است که می تواند تغییر کند اما عناصری اصلی دارد که همواره یکسان می مانند و همه اجزای برند را به هم پیوند می زنند. چه در مورد نشان کلمه word-mark باشد و چه خود متن یا لوگو، رنگ یا شکل، برند باز هم قابل شناسایی باقی می ماند.

برندسازی داینامیک یعنی ظاهری تازه به هویت خود دادن. بدون تغییر کامل هویت می توانید با هر چیزی مرتبط شوید یا لوگوی خود را به صورت فصلی یا در موقعیت های مختلف تغییر بدهید. بارها موفقیت برندسازی داینامیک ثابت شده، اما استفاده از آن برای همه شرکت ها راضی کننده نبوده است.

استفاده از برندسازی داینامیک، خوب یا بد؟

برندسازی داینامیک می تواند به این معنی باشد که شرکت در راه تکاپو، تکامل و توسعه است یا شاید معنی آن این باشد که شرکت خلاق است و هرازگاهی چیزی نو و تازه خلق می کند. از طرف دیگر هویتی که به طور مداوم تغییر می کند ممکن است اعتبار خود را از دست بدهد زیرا مردم نمی دانند باید منتظر چه چیزی باشند. همچنین می تواند این حس را برانگیزد که شرکت قابل اعتماد نیست.

برندسازی داینامیک به منابع بیشتری نیاز دارد که نسبت به برندسازی استاتیک هزینه های بیشتری را دربرمی گیرد.

نمونه هایی از برندسازی داینامیک

Hadfields Paint

یکی از قدیمی ترین نمونه های برندسازی داینامیک روی قوطی های رنگ Hadfields بود. قوطی های خطوط حمایت ایستا (استاتیک) مختلف رنگ هرکدام تصویر متفاوتی از یک روباه را بر خود داشتند.

Google

نمونه ای که همه ما با آن مواجه شده ایم گوگل است. این موتور جست وجوی محبوب در سال 1998 شروع به تغییر لوگوی خود کرد. آنها در طول یک سال چندین بار لوگوی خود را تغییر می دهند و با کلمه Google ، رویدادها یا روزهای ویژه را نشان می دهند. آنها حتی برای هر کشور طرح خاص آن را اجرا می کنند. در عصر جدید دیجیتال این لوگوها تعاملی تر شده اند. در مورد گوگل آنچه بدون تغییر می ماند یا رنگ یا خود کلمه است.

Aol

شرکت معروف دیگر Aol است. این شرکت از نشان کلمه word-mark به عنوان فضای نگاتیوی در هر تصویر استفاده می کند. این فضای نگاتیو چیزی است که همیشه یکسان می ماند، درحالی که تصویر عوض می شود.

بنابراین برندسازی داینامیک همین است. بعضی عقیده دارند که برندسازی داینامیک برند را از بین می برد درحالی که بعضی دیگر می گویند که برند را در حال حرکت نگاه می دارد. هرچه باشد، نظرات متفاوتی در مورد برندسازی داینامیک وجود دارد. هر پروژه ای هم با پروژه دیگر متفاوت است، پس باید انتخاب های خودتان را در این زمینه داشته باشید. شاید هر کسی با یک کامپیوتر و ذره ای خلاقیت می تواند یک لوگو طراحی کند، اما خلق برندی که همه دوستش داشته باشند کلا چیز دیگری است.

هویت های ثابت با دستورالعمل های سخت، پلات های رنگ، فونت ها و فهرست بلندبالایی از بایدها و نبایدها به زودی برای برندهایی که می خواهند هیجان انگیز، الهام بخش و درگیرکننده باشند، امری متعلق به گذشته خواهد شد.

نقطه شروع کار شما باید هدف، شخصیت، قصد و روح برند باشد و اطمینان حاصل کنید که برند شما انعکاس ارزش ها و هدف های کسب و کار شماست و بازتابی از آنچه مخاطبان هدف از شما می خواهند. هیچ چیز نباید استاتیک و ایستا در زمان باشد. اهداف برند باید تکامل یابند و با شرایطی که آنها را احاطه کرده منطبق شوند. امکان آن را فراهم آورند که در فضای پیرامون، داینامیک تر و مرتبط تر باشند.

برند وقتی با فضای پیرامون خود مرتبط باشد، فرصت آن را دارد تا مخاطبان همفکر را دور هم جمع کند و تجربه ای به آنها ارائه دهد که وابستگی های حسی مهم را خلق می کند. در چنین چشم انداز مجذوب کننده ای برای مصرف کننده، برندهایی پیروز خواهند بود که با تغییرات سریع محیط، زودتر منطبق شده و انعطاف پذیر باشند.

دنیای دیجیتال کنونی به برندها فرصت داده تا مانند موجودات زنده رفتار کنند، چه از طریق یک هویت متنوع یا جریانی مداوم از تکامل در نحوه ابراز خود. دنیای دیجیتال همچنین فرصتی برای برندها خلق کرده تا به مشتریان خود نزدیک تر شده و مشتریان هم به آنها نزدیک تر شوند. این امکان که مشتریان می توانند برند را سفارشی سازی کنند، مرحله مهمی به سوی اعتماد، مالکیت و هواداری برند است و به برند اجازه می دهد حس مشارکت و وابستگی احساسی ایجاد کند.

برندهای داینامیک از چندین عنصر ثابت و چندین عنصر پویا ساخته شده اند. مجموعه اینها سیستمی را شکل می دهد که هویت برند را می سازد. اجزای ثابت سبب شناخت آسان و سریع می شود، اما اجزای متنوع، سیال و خلاقانه هستند که فضایی برای زندگی، پویایی و تکامل به برند می دهند.

یکی دیگر از بهترین نمونه ها برای برند داینامیک شبکه تلویزیونی MTV است که سیستمی به وجود آورده که در آن حروف M و TV شکل و موقعیت ثابتی دارند اما می توانند با هزاران شکل متنوع ساخته شوند. این تنوع شامل رنگ، طرح، بافت، عکاسی، انیمیشن، تصویرگری و فراتر از آن می شود. اجزای ثابت اطمینان می دهند که برند به سرعت شناخته می شود، اما اجزای متنوع سبب ایجاد علاقه و درگیری مخاطب می شوند.

فروشگاه های غذایی بایرون Byron مثال بسیار خوب دیگری است. بایرون در هریک از فروشگاه های خود بیان متفاوتی را به اجرا می گذارد که تجربه جدید و هیجان انگیزی برای مشتریان در هر محل فراهم می آورد؛ روشی بسیار قدرتمند و عالی برای ایجاد علاقه و بازاریابی دهان به دهان که سبب تکرار بازدید و وفاداری مشتریان می شود.

درحالی که من توصیه نمی کنم که برندسازی داینامیک برای همه سازمان ها درست جواب بدهد، ولی دنیای تبلیغات مسلما در آینده خود را با این روش برندسازی به خوبی وفق خواهد داد. بازاریابان پیشرو باید در نظر بگیرند که برند آنها پویایی لازم برای کاربرد در بین خطوط حمایت ایستا (استاتیک) مصرف کنندگان امروزی را دارد که به طور روزافزون بی قاعده تر می شوند.

خطوط حمایت ایستا (استاتیک)

شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)، دوران برندسازی استاتیک به آخر رسیده است. سازمان ها، شرکت ها، مؤسسات و حتی سازمان های خیریه دریافته اند که داشتن طرح های هویتی با انعطاف و خطوط حمایت ایستا (استاتیک) قابل انطباق با شرایط، در دنیای چند زبانه و چند کاناله کنونی که برندها در آن به سر می برند بسیار مناسب تر هستند. هویت داینامیک، برخلاف هویت استاتیک، هویت های متعدد است برای یک برند.

در واقع برندسازی داینامیک، همان برندسازی است، اما کمی متفاوت تر. برندسازی داینامیک هویتی است که می تواند تغییر کند اما عناصری اصلی دارد که همواره یکسان می مانند و همه اجزای برند را به هم پیوند می زنند. چه در مورد نشان کلمه word-mark باشد و چه خود متن یا لوگو، رنگ یا شکل، برند باز هم قابل شناسایی باقی می ماند.

برندسازی داینامیک یعنی ظاهری تازه به هویت خود دادن. بدون تغییر کامل هویت می توانید با هر چیزی مرتبط شوید یا لوگوی خود را به صورت فصلی یا در موقعیت های مختلف تغییر بدهید. بارها موفقیت برندسازی داینامیک ثابت شده، اما استفاده از آن برای همه شرکت ها راضی کننده نبوده است.

استفاده از برندسازی داینامیک، خوب یا بد؟

برندسازی داینامیک می تواند به این معنی باشد که شرکت در راه تکاپو، تکامل و توسعه است یا شاید معنی آن این باشد که شرکت خلاق است و هرازگاهی چیزی نو و تازه خلق می کند. از طرف دیگر هویتی که به طور مداوم تغییر می کند ممکن است اعتبار خود را از دست بدهد زیرا مردم نمی دانند باید منتظر چه چیزی باشند. همچنین می تواند این حس را برانگیزد که شرکت قابل اعتماد نیست.

برندسازی داینامیک به منابع بیشتری نیاز دارد که نسبت به برندسازی استاتیک هزینه های بیشتری را دربرمی گیرد.

نمونه هایی از برندسازی داینامیک

Hadfields Paint

یکی از قدیمی ترین نمونه های برندسازی داینامیک روی قوطی های رنگ Hadfields بود. قوطی های مختلف رنگ هرکدام تصویر متفاوتی از یک روباه را بر خود داشتند.

Google

نمونه ای که همه ما با آن مواجه شده ایم گوگل است. این موتور جست وجوی محبوب در سال 1998 شروع به تغییر لوگوی خود کرد. آنها خطوط حمایت ایستا (استاتیک) در طول یک سال چندین بار لوگوی خود را تغییر می دهند و با کلمه Google ، رویدادها یا روزهای ویژه را نشان می دهند. آنها حتی برای هر کشور طرح خاص آن را اجرا می کنند. در عصر جدید دیجیتال این لوگوها تعاملی تر شده اند. در مورد گوگل آنچه بدون تغییر می ماند یا رنگ یا خود کلمه است.

Aol

شرکت معروف دیگر Aol است. این شرکت از نشان کلمه word-mark به عنوان فضای نگاتیوی در هر تصویر استفاده می کند. این فضای نگاتیو چیزی است که همیشه یکسان می ماند، درحالی که تصویر عوض می شود.

بنابراین برندسازی داینامیک همین است. بعضی عقیده دارند که برندسازی داینامیک برند را از بین می برد درحالی که بعضی دیگر می گویند که برند را در حال حرکت نگاه می دارد. هرچه باشد، نظرات متفاوتی در مورد برندسازی داینامیک وجود دارد. هر پروژه ای هم با پروژه دیگر متفاوت است، پس باید انتخاب های خودتان را در این زمینه داشته باشید. شاید هر کسی با یک کامپیوتر و ذره ای خلاقیت می تواند یک لوگو طراحی کند، اما خلق برندی که همه دوستش داشته باشند کلا چیز دیگری است.

هویت های ثابت با دستورالعمل های سخت، پلات های رنگ، فونت ها و فهرست بلندبالایی از بایدها و نبایدها به زودی برای برندهایی که می خواهند هیجان انگیز، الهام بخش و درگیرکننده باشند، امری متعلق به گذشته خواهد شد.

نقطه شروع کار شما باید هدف، شخصیت، قصد و روح برند باشد و اطمینان حاصل کنید که برند شما انعکاس ارزش ها و هدف های کسب و کار شماست و بازتابی از آنچه مخاطبان هدف از شما می خواهند. هیچ چیز نباید استاتیک و ایستا در زمان باشد. اهداف برند باید تکامل یابند و با شرایطی که آنها را احاطه کرده منطبق شوند. امکان آن را فراهم آورند که در فضای پیرامون، داینامیک تر و مرتبط تر باشند.

برند وقتی با فضای پیرامون خود مرتبط باشد، فرصت آن را دارد تا مخاطبان همفکر را دور هم جمع کند و تجربه ای به آنها ارائه دهد که وابستگی های حسی مهم را خلق می کند. در چنین چشم انداز مجذوب کننده ای برای مصرف کننده، برندهایی پیروز خواهند بود که با تغییرات سریع محیط، زودتر منطبق شده و انعطاف پذیر باشند.

دنیای دیجیتال کنونی به برندها فرصت داده تا مانند موجودات زنده رفتار کنند، چه از طریق یک هویت متنوع یا جریانی مداوم از تکامل در نحوه ابراز خود. دنیای دیجیتال همچنین فرصتی برای برندها خلق کرده تا به مشتریان خود نزدیک تر شده و مشتریان هم به آنها نزدیک خطوط حمایت ایستا (استاتیک) تر شوند. این امکان که مشتریان می توانند برند را سفارشی سازی کنند، مرحله مهمی به سوی اعتماد، مالکیت و هواداری برند است و به برند اجازه می دهد حس مشارکت و وابستگی احساسی ایجاد کند.

برندهای داینامیک از چندین عنصر ثابت و چندین عنصر پویا ساخته شده اند. مجموعه اینها سیستمی را شکل می دهد که هویت برند را می سازد. اجزای ثابت سبب شناخت آسان و سریع می شود، اما اجزای متنوع، سیال و خلاقانه هستند که فضایی برای زندگی، پویایی و تکامل به برند می دهند.

یکی دیگر از بهترین نمونه ها برای برند داینامیک شبکه تلویزیونی MTV است که سیستمی به وجود آورده که در آن حروف M و TV شکل و موقعیت ثابتی دارند اما می توانند با هزاران شکل متنوع ساخته شوند. این تنوع شامل رنگ، طرح، بافت، عکاسی، انیمیشن، تصویرگری و فراتر از آن می شود. اجزای ثابت اطمینان می دهند که برند به سرعت شناخته می شود، اما اجزای متنوع سبب ایجاد علاقه و درگیری مخاطب می شوند.

فروشگاه های غذایی بایرون Byron مثال بسیار خوب دیگری است. بایرون در هریک از فروشگاه های خود بیان متفاوتی را به اجرا می گذارد که تجربه جدید و هیجان انگیزی برای مشتریان در هر محل فراهم می آورد؛ روشی بسیار قدرتمند و عالی برای ایجاد علاقه و بازاریابی دهان به دهان که سبب تکرار بازدید و وفاداری مشتریان می شود.

درحالی که من توصیه نمی کنم که برندسازی داینامیک برای همه سازمان ها درست جواب بدهد، ولی دنیای تبلیغات مسلما در آینده خود را با این روش برندسازی به خوبی وفق خواهد داد. بازاریابان پیشرو باید در نظر بگیرند که برند آنها پویایی لازم برای کاربرد در بین مصرف کنندگان امروزی را دارد که به طور روزافزون بی قاعده تر می شوند.

مرگ یکی از پروژه‌های مورد علاقه جابز

این پروژه برای اولین با به خرده فروشان اجازه می‌داد تا به مشتریان خود این فرصت را بدهند که محصولات مورد نیاز و علاقه خود را برای خرید آنلاین شخصی سازی کنند. برای مثال کسب و کارهایی که دارای محصولات با ویژگی قیمت‌های متغییر بودند ـ مانند خطوط هوایی و و دلالان خودرو ـ با این ابزار قادر به فروش بلیت هواپیما و خودرو بر روی وب سایت‌های خود بودند. این ابزار اجازه می‌داد تا بدون نیاز برای ساخت صفحات وب استاتیک یا ایستا برای هر محصول، کسب و کار آنلاین را توسعه داد.

اکنون «هوگی توردارسون» طراح و توسعه دهنده WebObjects افشا کرده است که شرکت اپل دیگر اجازه به روزرسانی این پروژه را نمی‌دهد. وی همچنین گفته، شخصی که با او در این خطوط حمایت ایستا (استاتیک) مورد صحبت کرده است، در ابتدا هیچ چیز از WO نمی‌دانسته، ولی بار دوم با کسب اطلاع از ماهیت این ابزار گفته است: WebObjects یک محصول متوقف شده است و دیگر بروزرسانی نخواهد شد.

این‌‌ همان پروژه‌ای است که زمانی که استیو جابز در سال ۱۹۹۶ و در کنفرانس توسعه دهندگان حرفه‌ای مایکروسافت آن را معرفی کرد، در مورد آن بسیار مشتاق و پر حرارت سخن گفت و آن را پرده دوم نمایش وب خطاب کرد.

وی در معرفی این ابزار گفت: شرکت FedEx – یکی از غول‌های خدمات پیک و پست در ایالت تنسی – شش ماه را وقف تولید ابزار رصد و کنترل خطوط حمایت ایستا (استاتیک) مرسولات کرده است، ولی با WO ساخت این ابزار، تنها یک ساعت زمان می‌برد.

در واقع WO توسط شرکت NeXT طراحی و تولید شده بود؛ شرکتی که جابز پس از خروج از اپل آن را راه اندازی کرد. اما بعد از آنکه اپل NeXT را در سال 1996 خریداری کرد، این پروژه نیز در شرکت اپل ادغام شد و تحت هدایت جابز تا به امروز به کار خود ادامه می داد. هنوز هم بخش هایی از iTunes و Store اپل از کد پروژه WO استفاده می کنند، ولی خود این پروژه، گویا رسما و برای همیشه تعطیل شده است.

حمایتها و مقاومتها، شرایط و هرچیزی که درباره آنها باید بدانید

resistance-and-support-feature

مقاومت و حمایت پراستفاده‌ترین بخشهای تحلیل تکنیکال هستند. آموزش هر سبک از تحلیل تکنیکال با یادگیری خطوط مقومت و حمایت شروع میشود. افراد زیادی در بازارهای مالی نام خود را تحلیل‌گر میگذراند و گاهی به آموزش دادن دیگران میپردازند در حالیکه در این بخش از تحلیل تکنیکال که پایه‌ای ترین بخش آن است ضعف دارند.

در این مقاله قصد داریم به آموزش کامل حمایتها و مقاومتها بپردازیم. شما بعد از خواندن این مقاله، تمام اصول خطوط مقاومت و حمایت را یاد میگیرید اما به این نکته توجه داشته باشید که یادگیری اصول به تنهایی کافی نیست و برای اینکه به مرحله حرفه‌ای برسید نیازمند تمرین بر روی نمودارهای مختلف هستید. برای نوشتن این مقاله از کتابهای مهمی از جمله کتاب جان مورفی و مارتین پرینگ که در بسیاری از آموزشها به عنوان مرجع در نظر گرفته میشوند استفاده شده است.

برای شروع آموزش این بحث، اول بهتر است درک درستی از بازار و بالاپایین شدن قیمتها پیدا کنیم.

عرضه و تقاضا

اگر با عرضه و تقاضا در بازارهای مالی آشنایی ندارید، درک آن به شما دید تازه‌ای میدهد. دیگر هیچ بالا و پایینی در نمودار را بدون دلیل نمیبینید و سعی میکنید عوامل حرکات بازار را تحلیل کنید. اصولا وجود مبحثی به نام تحلیل تکنیکال بر خطوط حمایت ایستا (استاتیک) اساس مفهومی به نام عرضه و تقاضا شکل گرفته است.

بازار از چه چیزی تشکیل شده است؟

همه بازارها از عامل مهمی تشکیل شده‌اند که این عامل، چیزی نیست جز ما انسانها! شما با دیدن یک چارت و نمودار قیمتی، با چند خط و کندل معمولی مواجه نیستید بلکه در پشت صحنه آن انسانهای زیادی هستند که احساسات متفاوت دارند. گاهی با طمع مواجه میشوند گاهی با ترس و گاهی بنا به هردلیلی ارزی را میخرند و گاهی مفروشند.

زمانهایی وجود دارد که خبری بسیار بد مثل جنگ پخش میشود، یا رییس جمهور کشوری عوض میشود و یا سرمایه‌گذار مهمی توییتی را منتشر میکند. همه این مواقع تاثیری که مردم از این اخبار میگیرند باعث میشود جنسی را بفروشند و یا بخرند.

عرضه و تقاضا چیست؟

به نظر شما چرا قیمت طلا زیاد است؟ قطعا دلیل قیمت زیاد طلا رنگ طلایی آن نیست بلکه کمیاب بودن آن است. هرچیز کمیابی قیمت بالایی دارد و دلیل آن این است که عرضه آن بسیار کمتراز تقاضای مشتریان است .

عرضه وقتی است که جنسی توسط تولید کننده‌ای تولید میشود و تقاضا وقتی است که مشتریان خواهان آن جنس هستند و آن را تقاضا میکنند. برای مثال یکی از عواملی که باعث شده است قیمت بیت کوین اوج بگیرد این است که تعداد آن محدودیت دارد و روزی به پایان میرسد. این یعنی روزی عرضه آن به پایان میرسد و تنها تقاضا میماند!

قضیه عرضه و تقاضا در تمام قسمتهای زندگی وجود دارد. برای مثال وقتی شکر و روغن کمیاب میشوند، وقتی مردم خرید جنسی را تحریم میکنند و قیمت آن کاهش پیدا میکند، وقتی بیماری مثل کرونا در جهان به وجود میاید و جنسی مثل ماسک به جنسی حیاتی تبدیل میشود و عرضه آن بسیار کمتر از تقاضای آن است و قیمت آن افزایش میابد و …. عرضه و تقاضا مهمترین عامل برای تغییر قیمت هرچیزی است.

وظیفه یک تحلیل گر و سرمایه‌گذار، فهمیدن این موضوع است که یک جنس در چه زمانی و در چه قیمتی خواهان بیشتری دارد و در چه زمانی بیشتر فروش میرود و با پیشبینی درست و به موقع آن اقدام به خرید و فروش میکند و سود میبرد.

برای مثال در تصویر زیر توییت شخصی در چندین سال پیش زمانی که بیت کوین 8 دلار بود را میبینیم که اظهار پشیمانی میکند از اینکه 1700 عدد بیت کوین خود را بیشتر نگه نداشته تا در قیمت 8 دلار بفروشد! اگر او این تعداد بیت کوین خود را در قیمت 60 هزار دلار داشت چقدر ارزش داشت؟

حالا که با مفهوم عرضه و تقاضا بهتر آشنا شدیم یک قدم دیگر جلو میرویم.

حمایتهای و مقاومتها

دو دسته خطوط در تحلیل تکنیکال وجود دارد که در نمودارها کشیده میشوند:

  • خطوط استاتیک
  • خطوط داینامیک

خطوط استاتیک خطوطی هستند که همواره در طول زمان روی یک قیمت هستند و ثابت هستند. مثلا همیشه سه هزار دلار برای بیت کوین یک خط حمایتی و مقاومتی است و این خط در طول زمان بالا یا پایین نمیشود.

خطوط داینامیک خطوطی هستند که محل آنها در طول زمان تغییر میکنند. یک نمونه از این خطوط که بسیار پر استفاده هستند خط روند است.

در ادامه به تعریف و روش رسم این دو نوع خط میپردازیم.

حمایتها و مقاومتهای استاتیک

در بسیاری از کتابها حمایتها در نمودار، محل خریدهای مشتریان و مقاومتها محل تجمع فروشهای فروشنده‌ها تعریف شده است. به این معنی که هرگاه قیمت به مقاومت برسد فشار فروش زیاد است و احتمالا قیمت از آن خط برمیگردد. (شکل زیر)

درست برعکس این قضیه هرگاه به یک خط حمایتی برسیم در آنجا فشار خرید زیاد است و احتمالا در آن ناحیه قیمت بالا میرود.(شکل زیر)

حالا که کمی با حمایتها و مقاومتهای استاتیک آشنا شدیم بهتر است بدانیم که چرا خطوط حمایت و مقاومت به وجود می‌آیند.

چرا حمایت و مقاومت در نمودار به وجود می‌آیند؟

برای همه ما زمانهای زیادی پیش آمده که جنسی را در قیمت مناسبی نخریدیم و فرصت را از دست داده‌ایم. در این زمان دو حالت برای ما پیش میاید:

  • یا جنس را در قیمت بالاتر میخریم
  • یا منتظر میمانیم که شاید قیمت دوباره به قیمت از دست رفته برگردد

مورد دوم دقیقا همان دلیلی است که باعث به وجود آمدن سفارشهای خرید بسیاری در ناحیه خاص میشود. وقتی قیمت به حمایت قبلی برمیگردد افرادی که شانس خود را برای خرید در فرصت قبل از دست داده بودند، فرصتی جدید برای خرید به دست می‌آورند و سریعا اقدام به خرید میکنند.

برای مثال در بیت کوین یکی از حمایتهای قدرتمند که در بسیاری از مواقع قیمت را بر روی خود نگه داشته است ناحیه 3000 است. بارها وقتی قیمت ریزش شدید پیدا کرده است، در این ناحیه خریدارها قیمت را نگه داشته و به سمت بالا هدایت کرده‌اند.

برعکس همین قضیه برای مقاومتها نیز وجود دارد. برای مثال فرض کنید جنسی را داریم که قصد فروش آن را داریم. وقتی بهترین فرصت برای فروش جنس را در قیمت بالا از دست میدهیم دو حالت برای ما به وجود میاید:

  • یا جنس را در قیمت بالاتر میخریم
  • یا منتظر میمانیم که شاید قیمت دوباره به قیمت از دست رفته برگردد و بعد بفروشیم

برای مثال میتوانیم به نمودار atom/btc اشاره کنیم و مقاومتی که در ناحیه مقاومتی سبز رنگ شکل رفته است.

مقاومتها بعد از شکسته شدن به حمایت تبدیل میشوند

یک آپارتمان را تصور کنید که ما در طبقه سوم آن ساکن هستیم. کف آپارتمان ما در اصل سقف کسی است که در طبقه دوم زندگی میکند و سقف ما کف ساختمان کسی است که در طبقه بالایی زندگی میکند.

این ترتیب در نمودار نیز وجود دارد و لازم است به آن توجه شود. اگر قیمت موفق شود مقاومتی را بشکند از آن پس آن مقاومت تبدیل به حمایت میشود و هرگاه قیمت دوباره به آن خط برگردد افرادی سعی میکنند در آن خطوط حمایت ایستا (استاتیک) ناحیه خرید کنند. برای مثال به نمودار بیت کوین که در تصویر زیر آمده است توجه کنید.

در یک نمودار حمایتها و مقاومتها همواره در حال تبدیل شدن به یکدیگر میباشند و هروقت دیدیم خط مهمی شکسته شد، از آن به بعد نباید آن را رها کنیم.

قدرت یک خط مقاومت و حمایت چگونه تشخیص داده میشود؟

اگر به نمودار و سطوحی که تشکیل میدهد نگاه کنید، احتمالا خطوط بسیار زیادی را پیدا میکنید که قیمت در آنها واکنش نشان میدهد. در این مواقع نیاز است عواملی را در نظر بگیریم که با استفاده از آنها تشخیص بدهیم قدرت و اهمیت کدام یک از این سطوح بیشتر است.

البته این نکته را باید در نظر گرفت این عوامل کاملا تجربی به دست آمده است و هیچگاه نمیتوان به طور دقیق قدرت و اهمیت سطحی را مشخص کرد.

به صورت کلی عواملی که اهمیت یک مهمه را مشخص میکنند را میتوان در این عوامل خلاصه کرد:

  • اعداد رُند از نظر روانشناسی مغز ما به پذیرش اعداد رند بیشتر تمایل دارد. برای مثال معمولا ما عدد 100 را به عدد 97 بیشتر ترجیح میدهیم. این قضیه در بازارهای مالی نیز صدق میکند. خطی که برروی عددی رند مانند 5، 10، 100 و… قرار گرفته ناخودآگاه برای معامله‌گران باارزش تر است.
  • چند بار باعث تغییر روند شده است قیمت مدام از زوند صعودی به نزولی و برعکس تغییر حالت میدهد. وقتی تغییر روند اتفاق میافتد که جای فروشنده‌ها و خریدارها عوض میشود. در حمایتها و مقاومتها آن خطی ارزش بیشتری دارد که بیشتر از خطوط دیگر باعث عوض شدن تصمیم معامله‌گران شده است. معمولا رد شدن از این خطوط قدرت زیادی را میطلبد.
  • با چه قدرتی قیمت را نگه داشته است کوهنوردی را تصور کنید که ارتفاع قصد فتح قله‌ای را دارد. هزچه این ارتفاع بیشتر باشد کوهنورد برای فتح آن انرژی بیشتری نیاز دارد. و هرچه به قله نزدیکتر میشود از انرژی او کاسته میشود. برای مثال اگر قله 100 متر ارتفاع داشته باشد کوهنورد زمانی که به قله میرسد انرژی کمتری دارد تا زمانی که قله تنها 10 متر ارتفاع دارد. در بازارهای مالی هم این نکته صدق میکند. هرچه قیمت از فاصله کمتری به سمت مقاومتی حمله کند توانش برای شکستن آن بیشتر میشود. هرچقدر خطوط حمایت ایستا (اسخطوط حمایت ایستا (استاتیک) تاتیک) قیمت دفعات بیشتری موفق بشود این حمله‌ها را دفع کند اهمیت و قدرت بیشتری دارد.

این عوامل مثل امتیاز میمانند. هرچقدر خطی امتیاز بیشتری کسب کند قدرت و اهمیت بیشتری دارد.

خظوط داینامیک

به طور کلی خطوطی داینامیک هستند که شیب داشته باشند و در طول زمان محل آنها تغییر کند. میتوانیم خط‌های روند (trendline) و خطوط میانگین (ma) را مثال بزنیم.

قبل از توضیح خطهای روند نخست باید مفهوم روندهای نزولی و صعودی را بهتر درک کنیم.

روندهای نزولی و صعودی

تمام قسمتهای نمودار از قله‌ها و دره‌ها (high and lows) ساخته شده است. گاهی این قله ها و دره‌ها به ترتیبی منظم چیده میشوند و گاهی نامنظم. نوع قرار گرفتن این قله‌ها و کفها روندهای نزولی و صعودی را مشخص میکند.

چه زمانی روند صعودی و نزولی شکل میگیرد؟

روند صعودی زمانی شکل میگیرد که هر دره و یا کف بالاتر از کف یا دره قبلی باشد. در این زمان وقتی این کفها را به هم دیگر متصل کنیم خط روند صعودی به وجود میاید درست مانند شکل زیر:

روند نزولی درست برعکس روند نزولی است و زمانی شکل میگیرد که هر قله و یا سقف پایین‌تر از قله و یا سقف دیگر باشد. در این زمان وقتی این قله‌ها و سقف‌ها را به همدیگر متصل کنیم روند نزولی شکل میگیرد. مانند شکل زیر:

مهم ترین دلیلی که یک خط به عنوان خط روند در نظر گرفته شده است این است که آن خط چندین بار برخورد یا اصطلاحا تاچ شده است. شرط اولیه برای اینکه یک خط، خط روند باشد اتصال دو نقطه است اما این خط سوم است که به خط روند اعتبار میبخشد.

پیدا کردن خطهای روند جزئی مهم از تحلیل تکنیکال هستند. پیدا کردنشان ساده به نظر میاید اما گاهی خطوطی را در نظر میگیریم که به نظر درست هستند اما به راحتی قیمت آنها را میشکند.

رسم خط روند بیشتر از اینکه از قوانینی ساده تشکیل شده باشد باید چیزی باشد که اکثریت معامله‌گران اعتبار آن را قبول داشته باشند. بنابراین رسم خط روند صحیح، کاری چالشی است. در مقاله رسم خط روند به صورت کامل و جامع به نحوه رسم یک خط روند معتبر پرداخته شده است.

رسم کانال

رسم کانال در تحلیل تکنیکال یکی از تکنیکهای کاربردی برای تسخیص جهت بازار میباشد. یک کانال زمانی شکل میگیرد که قیمت میان دو خط موازی که یکی از این خطوط، خط روند معتبر باشد قرار بگیرد. در این مواقع زمانی که قیمت به ضبع پایین میرسد معامله گران اقدام به خرید میکنند و زمانی که به ضلع بالایی میرسد میفروشند.

در مقاله آموزش رسم کانال و روش دریافت سیگنال با استفاده از آن به طور کامل به بحث کانالها و روش رسم آنها به زبان ساده پرداخته شده است.

برای نمونه در تصویر زیر یک کانال صعودی را میتوانید مشاهده کنید. این کانال بعد از پیدا شدن خط روند صعودی کشیده میشود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.