نحوه معامله با استفاده از نقاط پیوت


شکل 7. شناسایی دو فرصت عالی در جفت ارز NZD/USD.

پیوت مینور و ماژور در تحلیل تکنیکال چیست؟

پیوت مینور و پیوت ماژور به عنوان دو نقطه محوری در تحلیل تکنیکال محسوب می شوند که برای تعیین سطح قیمت مهم هستند. در واقع می توان گفت، پیوت مجموعه ای از محاسبات است که روند فعلی بازار را مشخص می سازد و با استفاده از آن می توان در بازه های زمانی متفاوت، روند تغییرات قیمت ها و حرکت بعدی بازار را تشخیص داد. شما با شناسایی نقاط پیوت در نمودار قیمت ها، خواهید توانست تصمیم گیری منطقی برای معاملات خود داشته باشید. معمولا تحلیلگران بازار بورس، پیش از انجام معاملات خود به تحلیل این دو نقطه پیوت در نمودار توجه می کنند تا بتوانند سطح مقاومت و پشتیبانی را در تحلیل به دست آورند.

اهمیت پیوت مینور و ماژور در چیست؟

موضوع بسیار مهم برای معامله گران بازار بورس این است که بدانند محورها به چه صورت بوده و چگونه می توان آنها را تشخیص داد. در واقع پیوت ها نقاطی هستند که در بازار تغییر قیمت را از صعودی به نزولی و نزولی به صعودی و غیره نشان می دهند. پیوت مینور و ماژور دو محور در میان محورهای پیوت هستند که این محورها، خود به انواع مختلفی تقسیم شده و به کار برده می شوند.

انواع پیوت های تحلیل تکنیکال را می توان در دو دسته، پیوت مینور و پیوت ماژور نیز معرفی نمود که هر یک از این دو نقطه در اصل، معنای خاصی در تحلیل دارند. در ادامه به توضیح بیشتری از آن خواهیم پرداخت.

پیوت ماژور: این دسته از پیوت ها، در واقع نشان دهنده تغییر جهت های اصلی نمودار بوده و در انتهای روند ها قرار می گیرند. تحلیل گرانی که به دنبال رسیدن به تحلیل اصلی هستند، بیشتر به نقاط پیوت ماژور توجه دارند. در واقع اکثر ابزارهای تحلیل تکنیکال، با توجه به پیوت های ماژور بررسی و مشخص می شوند.

پیوت مینور: این نوع پیوت بیشتر بر روی نقاط و جهت های کوچک و فرعی تمرکز دارد. از این رو در انتهای اصلاح ها قرار می گیرد. تحلیل گران با تمرکز بر روی پیوت مینور، روند های کوچک را نوسان گیری می نمایند و باید گفت که، پیوت مینور برای استفاده در ابزارهای اصلی تکنیکال، مناسب نمی باشد.

چگونگی شناسایی نقاط اصلی برای انجام معاملات در پیوت مینور و ماژور

همانطور که بیان داشتیم، پیوت ها به منزله نقاط اصلی محوری محسوب می شوند و در واقع نقاطی هستند که نمودار قیمت در آنها تغییر می یابد. زیرا آنها تمایل دارند تا سطح حمایت و مقاومت را ایجاد نموده و یا اینکه خودشان سطح مهم جدیدی را به وجود آورند. همین موضوع نیز عامل مهمی است تا خریداران و فروشندگان، در زمان انجام تحلیل تکنیکال به آن بسیار توجه نمایند که بدون شک توجه به هر کدام از این نقاط، می تواند جوانب مثبت و منفی را برای تحلیلگر به همراه داشته باشد.

محاسبه پیوت مینور و ماژور به عنوان دو نقطه محوری برای برخی از افراد ممکن است دشوار و یا خسته کننده باشد. اما معامله گرانی هستند که هنگام تنظیم برنامه های کوتاه مدت تجاری، از آن استفاده نمود و این روش را بسیار مطمئن می دانند. از سوی دیگر نیز اخبار یا رویدادهای اقتصادی و خرید و فروش نیز می تواند با تنظیمات روزانه و با استفاده از نقاط محوری ترکیب شده و نتیجه مطلوبی را برای معامله گر به ارمغان آورد. به طور کلی می توانیم بگوییم که، معامله گران برای تغییر محدوده قیمت بالقوه و پیش بینی قیمت بعدی، معمولا به نقاط محوری همچون پیوت مینور و ماژور نگاه می کنند تا به اطلاعات شفاف تری در خصوص اینکه آیا سود یا زیان بیشتری به وقوع خواهد پیوست یا خیر نیز دست یابند.

برخی از معامله گران برای تحلیل درست و منطقی بازار معاملاتی مورد نظر خود، به جای پیوت مینور، به پیوت ماژور توجه می کنند. زیرا این پیوت ها از پایه ای ترین نقاط در تحلیل به شمار می روند.

توجه داشته باشید که چنانچه فردی قادر نباشد به درستی این پیوت ها را شناسایی نماید، تحلیل درستی انجام نخواهد داد و در نتیجه، در هنگام معامله با شکست مواجه خواهد شد. بهترین روش برای شناسایی پیوت ماژور و پیوت مینور، تمرین و کسب تجربه است.

اما به طور کلی برای شناسایی پیوت ماژور در تحلیل تکنیکال روشهای متنوعی وجود دارد که به بیان دو روش بسیار ساده بسنده میکنیم :

روش اول: روند جدید سطح قیمتی، باید تا ۳۸% روند قبلی را اصلاح نموده باشد. در صورتی که این مقدار کمتر از ۳۸% باشد، پیوت ماژور نبوده و پیوت مینور است. برای این که اصلاح ۳۸% را بتوانید تشخیص دهید، می توانید از ابزار های فیبوناچی اصلاحی تحلیل تکنیکال استفاده نمایید.

روش دوم: در این روش باید به تغییر فازهای اندیکاتور مک دی توجه نمایید. برای این که بتوانید پیوت ماژور را در تحلیل خود مورد شناسایی درست قرار دهید، ابتدا باید یک فاز مثبت و سپس یک فاز منفی در اندیکاتور مک دی انتخاب نمایید. سپس در مرحله بعد باید پایین ترین یا بالاترین سطح قیمت را تعیین نموده و آن را به عنوان پیوت ماژور در نظر بگیرید.

این دو روش، ساده و کاربردی بوده و منجر به تشخیص پیوت های مینور و ماژور خواهد شد. لازم به ذکر است که استفاده از هر دو روش به صورت همزمان، برای شناسایی پیوت مینور و پیوت ماژور، لازم و ضروری است.

نقاط پیوت – چند منظوره

این اندیکاتور، اندیکاتوری رایگان بوده که احتمالا یکی از بهترین اندیکاتورهای پیوت برای برنامه ی MT4 می باشد.

استفاده از نقاط پیوت

ماهیتِ اصلیِ معامله با نقاط پیوت، بر اساسِ این ایده است که قیمت اغلب تمایل دارد تا به قیمت روز قبلی نزدیک شود به جایِ اینکه بخواهد از آن حرکتِ قیمت (دامنه ی روز)، فراتر رود . به این دلیل است که متداولترین دوره ی زمانیِ محاسبه برای نقاط پیوت ، روزانه می باشد.

در این زمینه، همه ی سطح های پیوت ، نقشِ سطحِ حمایت و مقاومت را ایفا می کنند.

با تحلیلِ نمودار، ما می توانیم تاثیر متقابل چندگانه ی قیمت را با این سطح ها مشاهده کنیم.

علاوه براین، به خاطر اندیکاتور پیوت، محبوبیت آن را نیز نشان می دهد چون بیشتر معامله گران از همین ابزار استفاده می کنند ، و بدین معناست که احتمالِ تاثیر متقابلِ قیمت با آن، بیشتر می باشد.

فرمولها و روش های رسم

برای محاسبه نحوه معامله با استفاده از نقاط پیوت ی سطح ها ، از داده های سقف (HIGH) یا (H)، کف (LOW) یا (L) و قیمت پایانی (CLOSE) یا (C) دوره ی قبل استفاده می شود که معمولا یک روز، هفته ، ماه یا ساعت می باشد.

برای محاسبه ی پیوت ها ،از مفهوم دامنه (RANGE) یا (R) نیز استفاده می شود. مقدار آن توسط این فرمول به دست می اید :H-L(سقف- کف).

S1-S4- سطح های حمایت

R1-R4-سطح های مقاومت

همچنین شما باید تفاوت های بین بازار فارکس و بازار سهام را در نظر بگیرید.

ابتدا، سطح های پیوت در بازار سهام استفاده می شدند ، که در آنجا قیمت های پایانی روز قبلی ، خیلی مهم بودند و به طور قابل ملاحظه ای بر روانشناسیِ رفتارمعامله گران در روز بعد، تاثیر می گذاشتند. فارکس بر اساس ساعت کار می کند، بنابراین پایانِ یک روز معاملاتی، مصادف است با آغاز روز معاملاتیِ بعدی.

کلاسیک (بورس)

متداولترین روش ایجادِ نقاط پیوت می باشد. خط اصلی (آبی) در اینجا نقش یک سطحِ کلیدیِ حمایت / یا مقاومت را ایفا می کند.

PP = (H + L + C) / 3 (نقطه پیوت =(سقف+کف+ قیمت پایانی)/۳ )

R1 = (2 * PP) – L(مقاومت ۱ = (۲* نقطه پیوت ) –کف)

R2 = PP + RANGE(مقاومت ۲= نقطه پیوت + دامنه )

R3 = PP + RANGE * 2(مقاومت ۳= نقطه پیوت + دامنه*۲ )

R4 = PP + RANGE * 3(مقاومت ۴= نقطه پیوت + دامنه*۳ )

S1 = (2 * PP) – H(حمایت ۱ = (۲* نقطه پیوت ) – سقف )

S2 = PP – RANGE(حمایت ۲= نقطه پیوت – دامنه )

S3 = PP – RANGE * 2(حمایت ۳= نقطه پیوت – دامنه*۲ )

S4 = PP – RANGE * 3(حمایت ۴= نقطه پیوت – دامنه*۳ )

مقاله امتیاز پیوتروسکی

امتیاز پیوتروسکی ، امتیازی گسسته بین ۹-۰ است که ۹ معیار به کار گرفته شده در تعیین قدرت موقعیت مالی یک بنگاه مالی را نشان می دهد. از این شاخص برای تعیین بهترین ارزش سهام استفاده می شود که ۹ به منزله بهترین، و ۰ به منزله بدترین میزان ارزش سهام است.

برای مطالعه مقاله امتیاز پیوتروسکی، مربوط به ارزش سهام اینجا کلیک کنید.

کاماریلا

سطوح کاماریلا خیلی به قیمت فعلی نزدیکتر می باشند ، بنابراین ، تاثیر متقابل با آنها بیشتر روی می دهد. این تکنیک برای کسانی مناسب است که معاملاتِ کوتاه مدت انجام می دهند .

PP = (S1 + R1) / 2(نقطه پیوت = (حمایت ۱+ مقاومت ۱)/ ۲)

این تکنیک مانند تکنیک کلاسیک است ، اما به قیمت پایانیِ دوره هنگامی که خط پایه ی نقطه ی پیوت ایجاد می شود ، بیشتر توجه شده است

PP = (H + L + (C * 2)) / 4 (نقطه پیوت =(سقف+کف+( قیمت پایانی* ۲))/۴ )

R1 = (2 * PP) – L(مقاومت ۱ = (۲* نقطه پیوت ) –کف)

R2 = PP + RANGE(مقاومت ۲= نقطه پیوت + دامنه )

R3 = R1 + RANGE) (مقاومت ۳= مقاومت ۱+ دامنه )

R4 = R3 + RANGE(مقاومت ۴ = مقاومت ۳ + دامنه )

S1 = (2 * PP) – H( حمایت ۱ = (۲* نقطه پیوت ) – سقف )

S2 = PP – RANGE(حمایت ۲= نقطه پیوت – دامنه )

S3 = S1 – RANGE(حمایت ۳= حمایت ۱ – دامنه )

S4 = S3 – RANGE(حمایت ۴= حمایت ۳ – دامنه )

فیبوناچی

تئوری اعداد فیبوناچی به طور متداول در بازار فارکس استفاده می شود. نقاط پیوت استثنا می باشند. بر اساسِ این روش، سطح های مقاومت و حمایت با ضرب کردن دامنه (R) در اعداد فیبوناچی مربوطه، به دست می ایند.

PP = (H + L + C) / 3 (نقطه پیوت =(سقف+کف+ قیمت پایانی)/۳ )

R1 = PP + (R x 0.382) (مقامت ۱= نقطه پیوت + (دامنه X ۰.۳۸۲))

R2 = PP + (R x 0.618) (مقامت ۲= نقطه پیوت + (دامنه X ۰.۶۱۸))

R3 = PP + (R x 1.000) (مقامت ۳= نقطه پیوت + (دامنه X ۱.۰۰۰))

R4 = PP + (R x 1.618) (مقامت ۴= نقطه پیوت + (دامنه X ۱.۶۱۸))

S1 = PP – (R x 0.382) (حمایت ۱= نقطه پیوت – (دامنه X ۰.۳۸۲))

S2 = PP – (R x 0.618) (حمایت ۲= نقطه پیوت – (دامنه X ۰.۶۱۸))

S3 = PP – (R x 1.000) (حمایت ۳= نقطه پیوت – (دامنه X ۱.۰۰۰))

آیا از نسبت های فیبوناچی در معاملات خود استفاده می‌کنید؟ مانند بسیاری از ابزارهای تجزیه و تحلیل تکنیکال دیگر، نسبت‌های فیبوناچی می‌توانند اندیکاتورهای معاملاتی قدرتمندی باشند که به عنوان پیشگویی‌های خود عمل کننده به خاطر محبوبیت شان عمل می‌کنند.

در این کتابک، نویسنده می‌خواهد برخی از اصول بازگشت و توسعه فیبوناچی را به شما نشان دهد، همچنین این که چگونه ممکن است از بازگشتها و توسعه ها در معامله گری خود استفاده کنید.

برای اطلاعات بیشتر و خرید این کتاب، اینجا کلیک کنید.

کدامیک از این روشهای محاسبه ی نقاط پیوت ، بهترین روش می باشد ؟ بهترین روش یا بدترین روش وجود ندارد. در حقیقت ، هر یک از آنها می توانند عمل کنند و موثر باشند، و شما باید بیشتر بر اساس عقاید و باورهای خود در معامله گری، آنها را انتخاب کنید.

تنظیماتِ اندیکاتور

اندیکاتور با فرمت “All In One”(چند منظوره) طراحی شده است. بدین معنا که شما می توانید آن را بر اساسِ خواسته های خود تنظیم کنید ، چون ما مطمئن هستیم که بیشترِ عملکردهای متداول و مشهور در این اندیکاتور MT4 در نظر گرفته شده اند.

متغیرمقدار
تنظیمات محاسبات
روش محاسبهکلاسیک
مدت زمان محاسبهروزانه
طرح اولیه ی تنظیمات
فقط دوره ی زمانی اخیر نشان داده شودخیر (رسم همه ی دوره های زمانی)
عمقِ سطح ها (نشان داده شدن)سطح حمایت ۴ /مقاومت ۴
تعداد دوره های زمانی که باید نشان داده شوند۱۰
تغییر به راستنادرست
تنظیمات خط
عرض خط۱
برچسب های نام خطصحیح
تنظیمات رنگ
رنگ برنامهاتوماتیک

روش محاسبه (Calculation Method) – روش محاسبه ی نقاط پیوت را انتخاب کنید : کلاسیک، کاماریلا، وودی، فیبوناچی. فرمولهای هر روش ، در توضیح داده شده است.

مدت زمان محاسبه (Calculation Period) – این گزینه ، مدت زمانی که مقادیر سقف، کف و قیمت پایانی در نظر گرفته خواهند شد را تعیین می کند.

مدت زمان های موجود :

تعداد دوره های زمانی که باید نشان داده شوند (Number of Periods to show) – تعداد دوره های قبلی که بر روی نمودار نشان داده شده اند ، را مشخص می کند. اگر گزینه ی “فقط دوره ی زمانی اخیر نشان داده شود (Show Only Recent Period) ” تنظیم شده باشد ، این پارامتر دیگر در نظر گرفته نمی شود.

فقط دوره های اخیر نشان داده شود (Show Only Recent Period) ، یک یا چند دوره ی زمانی محاسباتی را نشان می دهد.

عمقِ سطح ها (Depth of Levels) – تعداد خط های حمایت و مقاومت نشان داده شده بر روی نمودار را محدود می سازد.

تغییر به راست (Right Shift) – خط را به اندازه ی طولِ کامل تورفتگیِ سمت راست بر روی نمودار، ادامه می دهد .

رنگ برنامه (Color Scheme) – تشخیص اتوماتیک رنگِ برنامه برای اندیکاتور. همچنین امکان تعیینِ رنگِ پس زمینه به صورت دستی وجود دارد.

🤑 نحوه استفاده از پیوت پوینت ها برای انتخاب نقاط خروج قیمت

استفاده از پیوت پوینت برای معاملات بازه عمل خواهد کرد اما این امر همیشگی نیست. برای آن زمان‌هایی که این سطوح نمی‌توانند حفظ شوند، باید ابزارهایی در جعبه ابزار فارکس خود داشته باشید تا از شرایط بهره ببرید!

همانگونه که قبلا به شما نشان دادیم، دو روش اصلی برای معامله بر اساس خروج قیمت‌ها وجود دارد: روش تهاجمی و روش بی‌خطر.

هر دو روش به خوبی کار خواهند کرد. اما همیشه به خاطر داشته باشید که اگر روش بی‌خطر را انتخاب کنید که به معنی منتظر ماندن برای بازآزمایی سطح حمایت یا مقاومت است، ممکن است حرکت اولیه را نبینید.

استفاده از پیوت پوینت برای معامله بر اساس خروج قیمت‌های بالقوه

بگذارید نگاهی به یک نمودار بیاندازیم تا معاملات بر اساس خروج قیمت‌های بالقوه را با استفاده از پیوت پوینت مشاهده کنیم. در زیر نمودار 15 دقیقه‌ای جفت ارز EUR/USD را داریم.

آموزش پیوت پوینت

در اینجا می‌بینیم که جفت ارز EUR/USD در طول روز یک افزایش قیمت قوی داشته است. می‌بینیم که این جفت ارز با یک فاصله (گپ) بالای پیوت پوینت باز شده است. سپس قیمت پیش از اینکه تا حدودی در R1 متوقف شود، یک حرکت صعودی قوی انجام داده است. سرانجام سطح مقاومت شکسته شده و جفت ارز به میزان 50 پیپ جهش کرده است!

اگر از روش تهاجمی استفاده کرده بودید، حرکت اول را کشف می‌کردید و مانند اینکه برنده جام جهانی شده باشید، می‌توانستید جشن بگیرید.

از سوی دیگر، اگر از روش بی‌خطر استفاده کرده بودید و منتظر یک بازآزمایی می‌ماندید، احتمالا چندان خرسند نمی‌شدید. زیرا قیمت پس از شکستن R1 بازآزمایی انجام نداد. در حقیقت، برای هر دوی R1 و R2 اتفاق یکسانی افتاد!

توجه کنید که چگونه خریداران EUR/USD تلاش کردند که به R3 نیز دست یابند.

با این حال، اگر از نحوه معامله با استفاده از نقاط پیوت روش تهاجمی استفاده کرده بودید، دچار یک خروج قیمت گمراه‌کننده می‌شدید زیرا قیمت نتوانست شکست اولیه را حفظ نماید. اگر دستور حد ضرر شما خیلی نزدیک می‌بود، در این صورت با سطح خروج مواجه می‌شدید.

هر چند بعدتر خواهید دید که قیمت بالاخره سطح مقاومت را شکسته و از آن عبور کرده است. توجه کنید که چگونه در آنجا یک بازآزمایی خط مقاومت شکسته شده نیز وجود داشته است.

همچنین مشاهده کنید که چگونه بعدا در طی روز حرکت جفت ارز برعکس شده و به زیر R3 رفته است. در آنجا فرصتی برای معامله فروش در محل بازآزمایی سطح مقاومتی که تبدیل به سطح حمایت شده و دوباره تبدیل به سطح مقاومت شده (اگر لازم است این عبارت را دوباره بخوانید!) وجود دارد.

به خاطر داشته باشید هنگامی که سطوح حمایت شکسته می‌شوند، تبدیل به سطوح مقاومت می‌شوند.

این مفهوم "واژگونی نقش" در مورد سطوح مقاومت شکسته شده که تبدیل به سطوح حمایت می‌شوند نیز صادق است. این‌ها فرصت‌های خوبی برای استفاده از روش بی‌خطر خواهند بود.

کجا حد ضررها را قرار داده و اهداف را با خروج قیمت‌ها انتخاب کنید؟

یکی از سختی‌های معامله بر اساس خروج قیمت‌ها، انتخاب نقطه‌ای برای قرار دادن دستور حد ضرر است. بر خلاف معاملات بازه که منتظر شکست سطوح حمایت و مقاومت پیوت پوینت هستید، در اینجا شما به دنبال حرکات سریع و قوی هستید.

وقتی یک سطح می‌شکند، از لحاظ تئوری، آن سطح احتمالا به "سطح حمایت تبدیل به سطح مقاومت شده" یا "سطح مقاومت تبدیل به سطح حمایت شده" بدل می‌شود. دوباره تکرار می‌کنیم که به این امر واژگونی نقش گفته می‌شود. چرا که نقش‌ها وارونه شده‌اند.

اگر وارد معامله خرید شده بودید و قیمت R1 را می‌شکست، می‌توانستید حد ضرر خود را درست زیر R1 قرار دهید.

بگذارید بار دیگر به نمودار جفت ارز EUR/USD برگردیم تا ببینیم کجا می‌توانستید دستورهای حد ضرر خود را قرار دهید.

برای تنظیم اهداف نیز معمولا سطح بعدی حمایت یا مقاومت نقطه محوری را برای قرار دادن دستور حد سود خود انتخاب خواهید کرد. خیلی بعید است که قیمت همه سطوح نقطه محوری را بشکند مگر اینکه یک رویداد بزرگ اقتصادی اتفاق بیافتد یا یک خبر غافلگیرکننده منتشر شود.

بگذارید به نمودار جفت ارز EUR/USD برگردیم تا ببینیم دستورهای حد ضرر و حد سود را بر اساس پیوت پوینت کجا قرار خواهید داد.

آموزش پیوت پوینت - بورسا

در این مثال، وقتی که دیدید قیمت R1 را شکسته، باید دستور حد ضرر خود را درست زیر R1 قرار داده باشید. اگر معتقد بودید که قیمت به افزایش ادامه خواهد داد، می‌توانستید پوزیشن را حفظ کرده و دستور حد ضرر را به صورت دستی حرکت می‌دادید تا ببینید آیا حرکت قیمت ادامه خواهد یافت یا خیر. باید به دقت نگاه کرده و به تبع آن دستور حد ضرر را تنظیم می‌نمودید. در مورد این موضوع در درس‌های بعد مطالبی را خواهید آموخت.

از هر روش یا اندیکاتوری که استفاده می‌کنید، باید مراقب خطرات معاملات بر اساس خروج قیمت باشید.

اول از همه، شما هیچ ایده‌ای در مورد اینکه آیا حرکت قیمت ادامه خواهد یافت یا خیر ندارید. ممکن است فکر کنید که قیمت به افزایش ادامه خواهد داد اما در عوض با یک سقف یا کف مواجه شوید که به معنی آن است نحوه معامله با استفاده از نقاط پیوت که دچار خروج قیمت گمراه‌کننده شده‌اید! برای همین است که تاکید می کنم از پیوت پوینت ها غافل نشوید.

دوم، مطمئن نخواهید بود که آیا خروج قیمت واقعی است یا صرفا حرکت‌های ناگهانی ناشی از انتشار اخبار مهم است. جهش‌های قیمت در طی رویدادهای خبری یک اتفاق معمول است بنابراین مطمئن شوید که در جریان اخبار فوری قرار داشته و از تقویم اقتصادی فارکس برای روز یا هفته آگاه باشید.

در آخر، درست مانند معاملات بازه، بهترین کار این است که از دیگر سطوح حمایت و مقاومت کلیدی نیز استفاده کنید. ممکن است در این فکر باشید که R1 در حال شکسته شدن است اما به سطح مقاومتی قوی درست پس از R1 توجهی نداشته باشید. ممکن است قیمت از R1 عبور کند، سطح مقاومت را بیازماید و دوباره به پایین برگردد.

شما باید از دانش خود در رابطه با سطوح حمایت و مقاومت، الگوهای شمعی و اندیکاتورهای اندازه حرکت استفاده کنید تا بتوانید نشانه‌های قوی‌تر از اینکه آیا خروج قیمت واقعی است یا خیر به دست آورید.

پیوت در بورس به چه معناست؟ معرفی انواع پیوت در بورس به زبان ساده

یکی از مباحث مهم که به شما کمک می‌کند در ترسیم الگوهای تحلیلی دچار ضعف و اشتباه نشوید، پیوت است. باید گفت که این مبحث دارای چنان اهمیت بالایی است که در واقع اگر به درستی آن را درک نکنیم تقریبا قادر به ترسیم هیچ الگویی نخواهیم بود. که خب این مسئله می‌تواند باعث شود که تحلیل اکثر معاملات شما در بورس اشتباه از آب در بیاید. پس برای آشنایی با پیوت و کاربرد پیوت در بورس و درک بهتر آن، توصیه می‌کنیم که این مقاله را تا انتها مطالعه کنید.

پیوت به چه معناست؟

یکی از اصلی‌ترین ابزارهایی که در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می‌گیرند اندیکاتورها هستند. یکی از پرکاربردی‌ترین این اندکاتورها که نقاط بازگشت قیمت را در نمودار مشخص می‌کند، پیوت نامیده می‌شود. یا بهتر است بگوییم که پیوت در تحلیل تکنیکال برای ارزیابی روند بازار در زمان‌های مختلف کاربرد دارد. نقاط پیوت سطوح قیمتی هستند که معامله‌گران برای یافتن حرکات احتمالی بازار از آنها استفاده می‌کنند. پیوت در واقع، میانگین بالاترین نرخ قیمت، پایین‌ترین نرخ قیمت و قیمت نهایی در یک روز پیشین معاملاتی است که معامله‌گران با توجه به پیوت یک روز، قیمت را در روز بعدی معاملاتی ارزیابی می‌کنند و با توجه به این ارزیابی اقدام به خرید و یا فروش می‌کنند. پس ‌می‌توان گفت که، اگر معاملات بالاتر از پیوت قرار بگیرند، روند صعودی خود را طی می‌کنند و اگر پایین‌تر از پیوت قرار بگیرند روند نزولی خواهند داشت. درست است که داده‌های پیوت برای بازه زمانی یک روزه مناسب است اما گاها می‌توان از داده‌های هفته گذشته نیز برای محاسبات هفته آینده نیز استفاده کرد. لازم به ذکر است که، با استفاده از نقاط پیوت، تریدرها می‌توانند زمان ورود و خروج به بازار را به درستی تشخیص دهند. پس، استفاده از نقاط پیوت و همچنین استفاده از دیگر اندیکاتورها می‌تواند تمرین خوبی باشد که معامله‌گران را به موفقیت در زمینه بورس نزدیک‌تر کند.

انواع پیوت ها

یکی از شاخص‌های پیش‌بینی روند بازار که توسط معامله‌گران و تحلیلگران به کار گرفته می‌شود، پیوت ها هستند. پیوت زمانی شکل می‌گیرد که بین عرضه و تقاضا، یکی بر دیگری غلبه کند. با یک نگاه به نمودار قیمت یک سهام، با تعداد زیادی پیوت مواجه می‌شوید. شما برای استفاده از پیوت ابتدا باید آن را به درستی تشخیص دهید و مهارت تمیز دادن آنها از یکدیگر را دارا باشید. در واقع، پیوت از لحاظ ماهیت به دو نوع قیمتی و محاسباتی و بر اساس قدرت بازگشتی نمودار به دو نوع مینور و ماژور تقسیم‌بندی می‌شوند.

پیوت قیمتی

پیوت قیمتی را اینگونه می‌توان تعریف کرد که، نقاط برگشت قیمت که موجب تغییر روند قیمت سهام در بازار می‌شود را پیوت قیمتی می‌گویند. زمانی که بازار در مدت زمان مشخصی در یک جهت حرکت کند و پس از به وجود آمدن سقف و کف، تغییر جهت داده و با روندی قوی به جهت مخالف حرکت کند، در واقع پیوت قیمتی شکل گرفته است. برای تشخیص پیوت قیمتی شما نیاز به ابزار خاصی ندارید و تنها با تکیه بر مبنای قوانین روش‌های تحلیلی مختلف و با مشاهدات عینی می‌توانید پیوت قیمتی را تشخیص دهید. در حال حاضر، جامع‌ترین تعریف برای پیوت قیمتی این است که چنانچه قیمت حداقل به اندازه سه کندل (شمع ژاپنی) حرکت نموده و پس از تشکیل کندل بازگشتی دوباره با همان شرایط اما در جهت مخالف حرکت کند، یک نقطه بازگشت مطمئن یا پیوت قیمتی خواهیم داشت.

پیوت محاسباتی

پیوت محاسباتی، نوع دیگر از پیوت بر اساس ماهیت است که در تحلیل تکنیکال وجود نحوه معامله با استفاده از نقاط پیوت نحوه معامله با استفاده از نقاط پیوت دارد. در تشخیص این نوع از پیوت شما نیازی به جزئیات تحرکات قیمت در بازار ندارید. در واقع، این پیوت با استفاده از فرمول‌های ریاضی و محاسبه داده‌های قیمتی به دست می‌آید. از اصلی‌ترین نکات این پیوت بازه زمانی می‌باشد. چرا که، داده‌های قیمتی در فرمول‌هایی قرار داده می‌شوند که گزینه زمان نیز در آنها موجود است. پیوت محاسباتی خود به انواع گوناگون دیگری تقسیم می‌شوند که دو نمونه از مهمترین آنها را ما برایتان ذکر می‌کنیم.

پیوت پوینت (Pivot Point)

چنانچه قیمت بالاتر از نقطه PP قرار بگیرد روند صعودی بوده و باید با توجه به واکنش‌های قیمت نسبت به سطوح مقاومتی اقدام به خرید کنید و چنانچه قیمت کمتر از PP باشد روند نزولی بوده و باید اقدام به فروش نمایید. برای محاسبه پیوت پوینت باید مطابق فرمول پایین عمل کنید و قیمت سقف، قیمت کف و قیمت پایانی در روز گذشته را در فرمول جای‌گذاری کنید.

نقطه پیوت (PP) = (قیمت سقف + قیمت کف + قیمت پایانی) / 3

سپس، سطح حمایتی و مقاومتی نسبت به نقطه پیوت را اینگونه محاسبه کنید:

مقاومت اول (R1)= (2 x PP) – قیمت کف

حمایت اول (S1)= (2 x PP) – قیمت سقف

مقاومت دوم (R2)= PP + (قیمت سقف – قیمت کف)

حمایت دوم (S2)= PP – (قیمت سقف – قیمت کف)

مقاومت سوم (R3)= قیمت سقف + 2 (PP – قیمت کف)

حمایت سوم (S3)= قیمت کف – 2 (قیمت سقف – PP)

باید توجه داشته باشید که، دو حرف اختصاری دیگر به جز PP در فرمول محاسباتی وجود که شما باید مفاهیم آنها را بدانید تا چنانچه با آنها برخورد کردید با مشکل مواجه نشوید. 《R》مخفف واژه Resistance بوده که به معنای سطوح مقاومتی بوده و《S》مخفف واژه support بوده که معنای نواحی حمایتی نمودار می‌باشد.

خطوط کاماریلا (Camarilla Lines)

در محاسبه خطوط کاماریلا نقاط دقیق و کلیدی همچون PP وجود ندارد. اما می‌توان با توجه به تعداد نواحی مقاومت و حمایت، به تشخیص درست و قدرتمند روند دست پیدا کرد و معاملات دقیق‌تری را انجام داد. پس می‌توان گفت که، زمانی که قیمت به سطح ۳ و یا ۴ از نظر مقاومتی (R) و حمایتی (S) برسد این معنی را می‌دهد که قدرت روند و تحرک قیمتی بالا می‌باشد.

لازم به ذکر است که، محاسبه‌گر نقاط پیوت در بیشتر پلتفرم‌های تحلیلی به شکل اندیکاتورهای پیش‌فرض وجود دارد. حتی اگر وجود نداشت می‌توان آن را به صورت رایگان دانلود و نصب کرد. هم اکنون در بسیاری از استراتژی‌های معاملاتی پیوت ها و ابزارهای دیگر مانند میانگین‌های متحرک و خطوط روند تحت عنوان ابزارهای اصلی به کار گرفته می‌شوند.

H4 = ((High ➖ Low) ❌ (1.1/2)) ➕ Close

H3 = ((High ➖ نحوه معامله با استفاده از نقاط پیوت Low) ❌ (1.1/4)) ➕ Close

H2 = ((High ➖ Low) ❌ (1.1/6)) ➕ Close

H1 = ((High ➖ Low) ❌ (1.1/12)) ➕ Close

(L1 = Close ➖ ((High ➖ Low) ❌ (1.1/12

(L2 = Close ➖ ((High ➖ Low) ❌ (1.1/6

(L3 = Close ➖ ((High ➖ Low) ❌ (1.1/4

(L4 = Close ➖ ((High ➖ Low) ❌ (1.1/2

پیوت ماژور

در تعریف پیوت ماژور باید گفت که، ماژور همان نقاطی است در نمودار که تغییر روندهای نزولی به صعودی یا بالعکس به صورت عظیم و چشمگیر رخ می‌دهند. این تحرکات قیمتی که در اصطلاح به آنها پیوت ماژور گفته می‌شود از اعتبار مخصوصی بین تحلیلگران برخوردار هستند. این نقاط بسیار با اهمیت هستند. زیرا، نقاط ماژور روندهای جدید و رسم الگوهای قیمتی و ابزارها با توجه به این نقاط ترسیم می‌شوند. شناسایی نقاط ماژور امر مهمی است که، توسط تکنیکالیست‌ها انجام می‌شود. باید دقت داشته باشید که، در این نقاط روندها تغییر جهت می‌دهند و این تغییر جهت هدف ما به عنوان یک معامله‌گر است.

پیوت مینور

پیوت های مینور در واقع نقطه عکس پیوت های ماژور هستند. پیوت مینور نقاط برگشت ضعیفی هستند که به آن نوسانات کوچک نیز گفته می‌شود. در واقع مینورها در تحلیل تکنیکال از ارزش خاصی برخوردار نیستند و نمی‌توان با تکیه بر پیوت مینور روند و الگوی جدیدی ترسیم کرد. مینور، بیشتر مورد توجه نوسان‌گیران قرار می‌گیرد و در نمودارهایی با دوره‌های زمانی کوتاه مشاهده می‌شود. به همین دلیل است که، توانایی زیادی در ایجاد تغییرات در روند و ایجاد تحرکات قیمتی را ندارد. پیوت های مینور بیشتر به صورت تصادفی به وجود می‌آیند و از قانون خاصی نیز پیروی نمی‌کنند.

تشخیص پیوت ماژور و مینور

یکی از پرکاربردترین روش‌های تشخیص دادن پیوت ماژور و مینور، استفاده از روش‌های بصری و مشاهده است. این روش مهارتی است که نیاز به هیچ‌گونه ابزاری ندارد و تنها با کسب تجربه و آزمون و خطا به دست می‌آید. اما، این روش بیشتر مورد استفاده افراد حرفه‌ای است که به اندازه کافی تجربه کسب کرده‌اند. اما روش‌های دیگری نیز برای تمیز دادن و تشخیص این دو پیوت وجود دارد که افراد مبتدی‌تر به راحتی می‌توانند با به کارگیری آنها پیوت مینور و ماژور را از یکدیگر تشخیص دهند. ما در ادامه دو نمونه از پرکاربردترین آنها را به شما معرفی می‌کنیم.

اصلاح قیمت حداقل به اندازه 38% موج پیشین

برای استفاده از این روش نیاز به ابزارهای اصلاحی همچون فیبوناچی دارید. چنانچه اصلاح انجام شده شما کمتر از تراز ۳۸.۲ فیبوناچی باشد، پیوتی که تشکیل شده است، پیوت مینور خواهد بود و چنانچه اصلاح انجام شده بیشتر باشد، پیوت تشکیل شده ماژور است.

تغییر فاز MACD در هنگام تشکیل پیوت در بورس

در استفاده از این روش شما باید یک فاز مکدی (مثبت یا منفی) را در نظر بگیرید، تا زمانی که فاز از واگرا به همگرا تغییر کند و شما آن نقطه را شناسایی کنید. لازم به ذکر است که، چنانچه هیستوگرام مکدی بالای خط صفر باشد فاز مثبت است و چنانچه هیستوگرام مکدی در زیر خط صفر باشد را فاز منفی می‌گویند.

* جهت کسب دانش بیشتر در زمینه MACD کلیک کنید.

نتیجه‌گیری

سرمایه‌گذاری‌های موفق در بازار بورس حاصل تشخیص درست روند بازار بوده است. همین جمله می‌تواند اهمیت پیوت را به صورت آشکارا نشان دهد. پیوت ها ابزار بسیار ارزشمندی هستند که مسیر درست را به شما نشان می‌دهند. پیوت در کنار دیگر اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال ابزارهای جادویی هستند که شما باید به عنوان یک تریدر در بورس به درستی با مفاهیم آنها آشنا باشید تا به موفقیت در این زمینه دست پیدا کنید. لازم به ذکر است که، پیوت نیز مانند دیگر ابزار معامله‌گری در بورس خالی از خطا نیست نحوه معامله با استفاده از نقاط پیوت و ممکن ااست گاهی اشتباه کند. در واقع این شما هستید که، با انتخاب استراتژی‌های معاملاتی درست و دقیق و روش‌های نوین تحلیل درصد خطا را تا حد زیادی کاهش می‌دهید. پس با افزایش دانش خود و با به کارگیری ابزارهای موجود مسیر موفقیت را به درستی و ایمن طی کنید.

سوالات متداول

پیوت به چه معناست؟

یکی از پرکاربردترین اندکاتورها که نقاط بازگشت قیمت را در نمودار مشخص می‌کنند، پیوت نامیده می‌شود. یا بهتر است بگوییم که پیوت در تحلیل تکنیکال برای ارزیابی روند بازار در زمان های مختلف کاربرد دارد.

انواع پیوت کدامند؟

پیوت از لحاظ ماهیت به دو نوع قیمتی و محاسباتی و براساس قدرت بازگشتی نمودار به دو نوع مینور و ماژور تقسیم بندی می‌شوند.

کارگزاری هوشمند رابین

کارگزاری فارابی

کارگزاری فارابی

این مقاله به کوشش سمانه اطراف و دیگر اعضای تیم نظارت تولید شده است. تک‌تک ما امیدواریم که با تلاش خود، تاثیری هر چند کوچک در بهبود کیفیت وب فارسی داشته باشیم.

راهنمای جامع استفاده از اندیکاتور چنگال اندروز و نحوه معامله با آن

چنگال اندروز

اندیکاتور چنگال اندروز (Andrews’ Pitchfork) که توسط مدرس مشهور، آلن اندروز، توسعه یافته است، یکی از اندیکاتورهایی است که معامله‌گران می‌توانند برای ایجاد فرصت‌های سودآور و گرفتن روندهای بزرگ در بازار فارکس و سایر بازارها استفاده کنند.

از نظر بلندمدت، تحلیلگران می‌توانند از چنگال اندروز برای شناسایی و اندازه‌گیری چرخه‌های کلی که بر عملکرد دارایی پایه تأثیر می‌گذارند بهره بگیرند.

در زیر، دو رویکرد برای استفاده از این اندیکاتور را توضیح خواهیم داد که عبارت‌اند از: معامله‌گری درون خطوط و معامله‌گری خارج از خطوط.

نکات کلیدی

  • چنگال اندروز روشی است که از یک مجموعه‌ای از سه خط روند برای شناسایی روندها و بازگشت‌ها استفاده می‌کند.
  • خطوط روند بالاتر و پایین‌تر نشان دهنده نواحی حمایت و مقاومت هستند.
  • چنگال اندروز می‌تواند سیگنال‌های بلندمدت میان‌مدتی را به معامله‌گران مومنتوم ارائه دهد. در واقع، این اندیکاتور برای پیش‌بینی نوسان‌های طولانی‌تر بازار مفید است.
  • به معامله‌گران توصیه می‌شود همیشه شکست‌های حمایتی و مقاومتی چنگال را با سایر اندیکاتورهای تکنیکال تأیید کنند.

چنگال اندروز چیست؟

چنگال اندروز (که گاهی از آن با عنوان «چنگال» نام برده می‌شود) در بیشتر برنامه‌ها و پلتفرم‌های ارائه چارت قیمت موجود است و معامله‌گران تازه‌کار و باتجربه با آن آشنا هستند.

این اندیکاتور که مشابه خطوط حمایت و مقاومت معمولی است، دارای دو خط حمایت/مقاومت قدرتمند با یک خط میانی است که می‌تواند به عنوان خط حمایت/مقاومت یا خط رگرسیون عمل کند.

اندروز معتقد بود که قیمت بازار در 80 درصد مواقع به سمت خط میانه حرکت می‌کند و در 20 درصد باقی‌مانده نوسانات شدید یا تغییر احساسات بازار را تجربه می‌کند. از این رو، روند کلی بلندمدت (در تئوری) بدون توجه به نوسانات کوچک‌تر ثابت باقی خواهد ماند.

در صورت ایجاد تغییر در احساسات سرمایه‌گذاران و تغییر توازن میان نیروهای عرضه و تقاضا، قیمت نحوه معامله با استفاده از نقاط پیوت به یک سمت جدید منحرف شده و روند جدیدی ایجاد می‌کند. در این شرایط، فرصت‌های کسب سود چشمگیری در بازارهای ارز ایجاد می‌شود.

معامله‌گران می‌توانند دقت معاملات خود را با استفاده از چنگال اندروز در کنار سایر اندیکاتورهای تکنیکال افزایش دهند.

نحوه استفاده از چنگال اندروز

معامله‌گر برای استفاده از چنگال اندروز ابتدا باید یک سقف یا کف را که قبلاً در نمودار قیمت ثبت شده است شناسایی کند.

اولین نقطه، یا پیوت، در این سقف یا کف رسم می‌شود و نقطه A نام‌گذاری می‌شود (همان‌طور که در شکل 1 نشان داده شده است).

معامله‌گر پس از انتخاب این پیوت باید هم یک سقف و هم یک کف را در سمت راست اولین پیوت شناسایی کند. این سقف یا کف به احتمال زیاد یک اصلاح قیمت به سمت بالا یا پایین در جهت مخالف حرکت قبلی قیمت خواهد بود. در شکل 1، هنگامی که می‌خواهیم دو نقطه B و C را ایجاد کنیم، اصلاح جزئی کف قیمت (نقطه A) کارمان را راه می‌اندازد.

پس از تعیین کردن این نقاط می‌توانیم اندیکاتور را به نمودار قیمت اضافه کنیم. دسته چنگال از پیوت پوینت (نقطه A) شروع می‌شود و به عنوان خط میانه عمل می‌کند. دو شاخک چنگال که همان سقف و کف قیمت هستند (نقاط B و C) به عنوان حمایت و مقاومت روند عمل می‌کنند.

شکل 1

شکل 1. استفاده از چنگال اندروز در نمودار قیمتی EUR/USD

پیوت پوینت (A) در یک کف قبلی رسم شده است و نقاط B و C در سمت راست پیوت قرار گرفته‌اند. خطی که از نقطه A کشیده شده است خط میانه است و دو شاخک دیگر اندیکاتور به عنوان خطوط حمایت و مقاومت عمل می‌کنند.

معامله‌گر پس از رسم کردن چنگال در نمودار می‌تواند در داخل کانال ایجاد شده معامله کند یا منتظر شکست قیمت به سمت بالا یا پایین کانال باشد.

در شکل 2 می‌بینید که دو شاخک چنگال به عنوان حمایت و مقاومت به خوبی عمل می‌کند و معامله‌گران در پایین کانال (نقطه E) اقدام به خرید کرده‌‌اند و در خط مقاومت بالایی (نقطه D) دارایی‌های خود را فروخته‌اند، در نتیجه قیمت به سمت خط میانه گرایش پیدا می‌کند.

همان‌طور که همیشه تأکید می‌کنیم، با گرفتن تأییدیه بیشتر از ابزارهای دیگر می‌توانید دقت معاملات خود را افزایش دهید. شاید استفاده کردن از یک اسیلاتور ساده در این شرایط به کمک‌تان بیاید.

شکل 2

شکل 2. استفاده از چنگال در نمودار صعودی GBP/USD.

در نمودار بالا می‌توانید فرصت‌های متعدد معاملاتی را که چنگال در داخل و خارج از دو خط حمایت و مقاومت به معامله‌گر می‌دهد مشاهده کنید.

علاوه بر این، معامله‌گر می‌تواند در هنگام شکست خطوط حمایت و مقاومت وارد پوزیشن‌های خرید یا فروش شود. دو نمونه از این موقعیت‌های معاملاتی را در نقاط F و G مشاهده می‌کنید. در اینجا، احساسات بازار تغییر کرده و باعث تغییر رفتار قیمت و منحرف شدن آن از خط میانه و در نتیجه عبور آن از خطوط روند کانال شد.

زمانی که پرایس اکشن تلاش می‌کند به منطقه میانه بازگردد، معامله‌گر می‌تواند از فرصت ایجاد شده کسب سود کند. با این حال، مانند هر معامله دیگری، مدیریت صحیح پول و گرفتن تأییدیه را نباید در اجرای سفارشات معاملاتی فراموش کنید.

معامله کردن در خطوط چنگال اندروز

در ادامه مثالی از نحوه سود کردن معامله‌گر از معامله کردن در داخل خطوط را بررسی خواهیم کرد.

شکل 3 مثال خوبی برای نشان دادن این سناریو است؛ همان‌طور که در این نمودار می‌بینید، پرایس اکشن جفت ارز EUR/CAD از خط میانه برگشته و به مقاومت بالایی چنگال (نقطه A1) رسیده است.

اگر نمودار را کمی زوم کنیم (شکل 4)، شکل‌گیری یک الگوی ستاره عصرگاهی کلاسیک را مشاهده می‌کنیم. در اینجا، شتاب خرید که زمانی در حال افزایش بود، کم کم فروکش می‌کند که در نتیجه آن یک کندل دوجی یا صلیبی شکل درست زیر شاخک بالایی تشکیل می‌شود.

اگر اسیلاتور استوکاستیک (stochastic oscillator) را به نمودار اضافه کنیم متوجه عبور (کراس) خط اسیلاتور به زیر خط سیگنال می‌شویم که این مومنتوم نزولی را تایید می‌کند.

معامله‌گر می‌تواند با مشاهده این نشانه‌ها، نقطه ورود خود را در نقطه X (شکل 4)، کمی پایین‌تر از بسته شدن کندل سوم قرار دهد. این سفارش در جریان مومنتوم نزولی و در حین حرکت پرایس اکشن به سمت خط میانه اجرا می‌شود؛ مدیریت صحیح پول (و داشتن حد ضرر مناسب) کاملاً ضرروی است. نکته جذاب این معامله این است که معامله‌گر می‌تواند نزدیک به 1000 پیپ سود به دست بیاورد!

شکل 3

شکل 3. یک ستاپ عالی دیگر در جفت ارز EUR/CAD

در این نمودار با نزدیک شدن قیمت به عدد 1.5000 یک موقعیت عالی ورود با قرار گرفتن قیمت در داخل خطوط ایجاد شده است.

شکل 4

شکل 4

با بررسی دقیق‌تر این فرصت می‌توانید ساختارهای تکنیکال بی‌نقص را تشخیص دهید که ورود به معاملات را آسان‌تر می‌کنند.

در این موقعیت، معامله‌گر می‌تواند با مشاهده کراس اور (قطع شدن خطوط توسط یکدیگر) نزولی در اسیلاتور استوکاستیک و همچنین شکل‌گیری الگوی ستاره شامگاهی، تأییدیه‌های بیشتری برای این معامله دریافت کند.

معامله کردن خارج از خطوط چنگال اندروز

اگرچه معامله‌گران کمتر در خارج از خطوط چنگال معامله می‌کنند، اما خارج شدن قیمت از این خطوط می‌تواند منجر به سودهای بزرگ‌تر شود.

اما معامله کردن به این روش ممکن است دشوارتر از حالت اول باشد. در این حالت فرض بر این است که پرایس اکشن به سمت خط میانه باز می‌گردد (همان‌طور که در داخل خطوط این اتفاق می‌افتد). با این حال، ممکن است که بازار تصمیم به تغییر جهت خود گرفته باشد. بنابراین، شکست قیمت به خارج از خط ممکن است نشانه شکل‌گیری یک روند جدید باشد.

در چنین شرایطی معامله کردن بدون حد ضرر می‌تواند نتایج فاجعه‌باری داشته باشد.

با نگاه کردن به شکل 5 می‌بینیم که رفتار قیمت در نقطه A چنین فرصت معاملاتی را نشان می‌دهد. با توجه به نمودار، پرایس اکشن جفت ارز EUR/USD در هفته اول آوریل از حمایت عبور کرده است.

پس از شناسایی شکست خط حمایت باید این قسمت از چارت را زوم کرده و با دقت بررسی کنید تا فرصت‌های مناسب را پیدا کنید.

شکل 5

شکل 5

توجه کنید که چگونه پرایس اکشن یک بار دیگر به سمت خط میانه گرایش پیدا می‌کند. این یک فرصت عالی برای ورود به معامله است، اما برای کسب سود از رشد قیمت مدیریت پول و داشتن استراتژی بسیار مهم هستند.

در شکل 6، هم‌زمان با تثبیت قیمت در شرایط رنج، معامله‌گر فرصت‌های متعددی برای ورود به معامله در جهت روند کلی دارد. با این حال، فرصت واقعی در زمان شکستی است که در ماه اکتبر رخ می‌دهد.

همان‌طور که در شکل می‌بینید، پرایس اکشن قبل از شکستن سطح، در حالت رنج یا تثبیت قیمت در جا می‌زند و محدوده 1.1958 دلار را به عنوان سطح حمایت ایجاد می‌کند (خط آبی).

معامله‌گر با استفاده از نوسانگر قیمت مکدی (MACD)، متوجه می‌شود که یک سیگنال همگرایی صعودی در حال شکل‌گیری است، چرا که یک سقف بزرگ و به دنبال آن یک سقف ثانویه نحوه معامله با استفاده از نقاط پیوت کوچک‌تر در هیستوگرام شکل گرفته است. در این شرایط، نقطه ورود به معامله بسیار مهم است.

معامله‌گر با افزایش قیمت و تلاش آن برای تست کردن مقاومت بالایی در محدوده 1.2446 دلار، متوجه فرصت شکست احتمالی خواهد شد.

شکل 6

شکل 6

همگرایی در MACD، همراه با کاهش قیمت دارایی پایه، نشان دهنده یک شکست صعودی در آینده نزدیک است.

برای قرار دادن ورودی معامله در این مثال، ابتدا باید مطمئن شوید که قیمت مقاومت بالایی را تست می‌کند. در صورتی که قیمت مقاومت را تست نکند شاید به این معنی باشد که یک روند نزولی در راه است و معامله‌گر با علم به این موضوع از ورود به یک معامله بی‌نتیجه نجات پیدا می‌کند.

در شکل 6 مشاهده می‌کنید که قیمت در اوایل اکتبر دوباره به سمت شاخک‌ها باز گشته و سقف 1.2446 دلار را ثبت می‌کند.

اگر پرایس اکشن قیمت بتواند از این مقاومت عبور کند، می‌توان انتظار افزایش بیشتر قیمت را داشت، چرا که حالا خریداران بیشتری وارد بازار شده‌اند. در نتیجه، باید نقطه ورودتان را 30 پیپ بالاتر از هدف قرار دهید (خط قرمز)، و حد ضرر را پس از فعال شدن معامله قرار دهید.

پس از اجرا شدن سفارش، حد ضررتان را باید پنج پیپ زیر پایین‌ترین قیمت کندل قبلی قرار دهید. در اینجا فرض بر این است که این پایین‌ترین قیمت تست نخواهد شد، زیرا قیمت در ادامه افزایش خواهد یافت و شتاب خرید مانع کاهش بیشتر آن می‌شود.

تشریح گام به گام معامله با چنگال اندروز

اگرچه شاید دو روش (معامله کردن در داخل خطوط و خارج از خطوط) که در بالا بررسی کردیم پیچیده به نظر برسند، اما اگر آن‌ها را گام به گام تجزیه کنید به راحتی می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید.

استفاده از روش فورک بر روی جفت ارزهای اصلی مانند EUR/USD و GBP/USD، نتایج بسیار بهتری را به نحوه معامله با استفاده از نقاط پیوت همراه دارد، زیرا این جفت‌ها به دلیل حجم بالای معاملات معمولاً روندهای قدرتمندی دارند.

جفت‌ ارزهای دیگر با وجود داشتن روندهای قوی در برخی اوقات، معمولاً به صورت رنج حرکت می‌کنند و معامله کردن روی آن‌ها نتایج رضایت‌بخش کمتری به همراه دارد.

شکل 7

شکل 7. شناسایی دو فرصت عالی در جفت ارز NZD/USD.

حالا وقت آن است که فرایند تحلیل نمودار را به صورت دقیق بررسی کنیم. جفت ارز NZD/USD، که در شکل‌های 7، 8 و 9 مشاهده می‌کنید، نمونه‌ای عالی از فرصت‌های معاملاتی «داخل خطوط» و «خارج از خطوط» را نشان می‌دهد.

ابتدا با انتخاب مثال A در شکل 7، رویکرد داخل خط را بررسی می‌کنیم:

  1. رفتار قیمت را که از خط میانه عبور کرده و به شاخک مقاومت بالایی نزدیک شده است شناسایی کنید.
  2. هم‌زمان با تست شدن شاخک مقاومت بالایی توسط قیمت، به دنبال پیدا کردن یک الگوی ستاره شامگاهی کلاسیک یا هر الگوی کندلی نزولی دیگر باشید. به عنوان مثال، در شکل 8، می‌توانیم الگوی ستاره شامگاهی را در نقطه X پیدا کنیم. این اولین سیگنال ما خواهد بود.
  3. کاهش قیمت را به کمک یک اسیلاتور تأیید کنید. در شکل 8، شاهد کراس اور نزولی خطوط در اسیلاتور استوکاستیک هستیم که شروع روند نزولی را تایید می‌کند. همچنین، توجه داشته باشید که این کراس قبل از تکمیل الگوی کندل رخ می‌دهد و به معامله‌گران یک اخطار زودهنگام می‌دهد.
  4. نقطه ورود را کمی پایین‌تر از کندل سوم و نهایی الگو قرار دهید. معمولاً در این مواقع فاصله پنج پیپ زیر کف قیمت کفایت می‌کند.
  5. حد ضرر را در فاصله تقریباً 50 پیپ بالاتر از ورودی قرار دهید. اما اگر قیمت پس از تشکیل کندل ستاره شامگاهی رشد کند، معامله‌گران باید بلافاصله از معامله خارج شوند تا کمترین ضرر را تجربه کنند.

در این مثال، ورودی روی قیمت 0.6595 و حد ضرر در قیمت 0.6645 دلار قرار می‌گیرد. هدف قیمتی نیز 0.6454 دلار خواهد بود که نسبت ریسک به ریوارد معامله تقریباً 3:1 می‌شود.

شکل 8

شکل 8

تشکیل ستاره شامگاهی در نقطه X نشان دهنده کاهش قریب الوقوع قیمت است که کراس نزولی اسیلاتور استوکاستیک نیز آن را تایید می‌کند.

برای بررسی شکست‌های خارج از خطوط روند، به مثال بعدی، نقطه B در شکل 7، توجه کنید. در این نمودار، پرایس اکشن نحوه معامله با استفاده از نقاط پیوت از خط روند بالایی خارج شده است، اما به نظر می‌رسد که به خط میانه بازگردد.

بیایید با استفاده از همان جفت ارز NZD/USD رویکرد دیگری را بررسی کنیم:

  1. به حرکت پرایس اکشن به سمت خط میانه یا خط وسط توجه کنید. به عنوان معامله‌گر باید بتوانید کاهش قیمت و بازگشت آن به زیر خط روند بالایی را تأیید کنید. در شکل 9، قیمت ارز از خط روند به سمت پایین حرکت می‌کند و فشار فروش را تایید می‌کند.
  2. سطح حمایت/مقاومت مهم را شناسایی کنید. در اینجا، معامله‌گران برای افزایش شانس موفقیت در معامله باید منتظر شکست تأیید شده یک سطح حمایت مهم باشند.
  3. سفارش ورودی را 30 پیپ زیر سطح حمایت قرار دهید. در این مثال (شکل 9)، سطح حمایت در قیمت 0.7200 است، به این معنی که نقطه ورود باید در قیمت 0.7180 قرار داده شود. حد ضرر را کمی بالاتر از رقم 0.7300 – که بالاترین قیمت کندل قبل است- قرار دهید؛ هدف سود ما از این معامله محدوده قیمتی 0.7000 است، در نتیجه نسبت ریسک به ریوارد معامله تقریباً 2:1 خواهد بود.
  4. با استفاده از یک اسیلاتور قیمت تأییدیه ورود بگیرید. کراس نزولی در اسیلاتور استوکاستیک می‌تواند شکست حمایت قیمت را به خوبی تأیید کند.

سخن پایانی

استفاده از چنگال اندروز می‌تواند فرصت‌های سودآوری را در بلندمدت یا میان‌مدت برای معامله‌گران بازارهای مالی فراهم کند و به معامله‌گران امکان شناسایی نوسان‌های بزرگ‌تر بازار را بدهد.

معامله‌گران با استفاده اصولی از چنگال اندروز و مدیریت درست پول و در کنار آن تحلیل تکنیکال می‌توانند ست‌آپ‌های عالی را شناسایی کرده و در عین حال از بازارهای خنثی -رنج- اجتناب کنند.

مزیت ابزار چنگال این است که معامله‌گران به شرط توجه به تمام معیارهایی که در این مقاله توضیح دادیم، می‌توانند در مقایسه با معامله‌گران دیگر که خیلی زود از معاملات سودده خارج می‌شوند، بخش بزرگی از سود معاملات را به دست بیاورند.

قصد شروع سرمایه‌گذاری در بورس را دارید؟ اولین قدم این است که افتتاح حساب رایگان را در یکی از کارگزاری‌ها انجام دهید:

برای سرمایه‌گذاری و معامله موفق، نیاز به آموزش دارید. خدمات آموزشی زیر از طریق کارگزاری آگاه ارائه می‌شود:

قصد خرید یا فروش ارز دیجیتال در ایران را دارید؟ در این سایت می‌توانید با اطمینان و با چند کلیک خرید کنید:



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.