محدودیت‌های استفاده از سود ناخالص


رشد چشمگیر سود خالص چادرملو

شرکت معدنی و صنعتی چادرملو در نیمه نخست سال جاری با درآمد عملیاتی ۲۱۴۴۶ میلیارد تومانی (رشد ۱۸۸ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل) و سود خالص ۱۲۸۲۰ میلیارد تومانی (رشد ۱۹۷ درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته) عملکرد درخشانی را علی‌رغم محدودیت‌های مصرف برق ثبت کرد.

به گزارش اقتصاد سالم؛مجموع تولیدات شرکت معدنی و صنعتی چادرملو در نیمه نخست سال ۱۴۰۰ به ۹,۱۸۲,۰۵۷ تن رسید که رشد ۲.۲ درصدی را به لحاظ وزنی نسبت به دوره مشابه سال قبل نشان می‌دهد. چادرملو در مجموع در حوزه تولید بهتر از برنامه پیش‌بینی شده در نیمه نخست امسال عمل کرد و پوشش ۵۲ درصدی برنامه تعیین شده برای سال ۱۴۰۰ را محقق ساخت.

رشد ۲۷ درصدی تناژ فروش در «کچاد»

با وجود محدودیت‌های مصرف برق که خصوصاً واحد فولادسازی شرکت معدنی و صنعتی چادرملو را تحت تأثیر قرار داد و باعث کاهش تولید آن شد، اما این شرکت در مجموع عملکرد بسیار خوبی در حوزه تولید و فروش داشت. تولید کنسانتره سنگ آهن (تر) این شرکت که در نیمه نخست سال گذشته ۵.۵ میلیون تن بود، در نیمه نخست سال جاری به بیش از ۶.۱ میلیون تن رسید.

جدول زیر آمار تولید و فروش محصولات این شرکت در نیمه نخست سال جاری را نشان می‌دهد.

جدول-چادرملو

درآمد فروش حاصل از محصولات چادرملو که در نیمه نخست سال گذشته ۷۴۳۵ میلیارد تومان بود، در نیمه نخست سال جاری با جهشی قابل توجه به ۲۱۴۴۶ میلیارد تومان رسید.

میزان فروش شرکت معدنی و صنعتی چادرملو در نیمه نخست سال ۱۳۹۹، حدود ۵.۲ میلیون تن و در نیمه نخست سال ۱۴۰۰ حدود ۶.۶ میلیون تن بود که حاکی از رشد حدوداً ۲۷ درصدی تناژ فروش است.

فعالیت‌های اکتشافی چادرملو

مهندس ناصر تقی‌زاده مدیرعامل چادرملو از از آغاز مطالعات اکتشافی در ۱۷ نقطه امیدبخش معدنی توسط این مجتمع خبر داد و گفت: شرکت چادرملو با تهیه ۸ دستگاه حفاری عمیق و تشکیل تیمی توانمند از کارشناسان و متخصصان حفاری کشور قادر است علاوه بر انجام عملیات اکتشاف و حفاری در کویر مرکزی ایران در هر نقطه از کشور نیز خدمات اکتشافی خود را به هر متقاضی ارائه دهد.

مهندس تقی‌زاده اضافه کرد: چادرملو با خیز جدید خود در پی خلق ثروت و ارزش‌آفرینی از منابع خدادادی نهفته در دل کویر است، با این امید که بتوانیم انقلابی در امر اکتشاف و بهره‌برداری از معادن ایجاد کنیم که بی‌تردید موجب رشد اقتصادی کشور، توسعه و آبادانی مناطق کم‌برخوردار و اشتغال زایی قابل توجهی خواهد شد.

این شرکت همچنین مقدمات داخلی‌سازی تجهیزات مورد نیاز حفاری و مطالعات اکتشافی را با همکاری شرکت‌های دانش بنیان، مراکز علمی و پژوهشی و قطعه سازان داخلی آغاز کرده است.

فعالیت‌های توسعه‌ای چادرملو

گام بلند چادرملو برای اجرای طرح های توسعه، با محدودیت‌های استفاده از سود ناخالص اخذ مجوز تاسیس ۷ واحد بزرگ صنعتی در استان یزد برداشته شد.

این واحدهای صنعتی عبارتند از:

واحد گندله‌سازی با ظرفیت ۵ میلیون تن در سال با سرمایه‌گذاری ۲۴ هزار و ۳۹۵ میلیارد و اشتغال ۸۵۰ نفر

واحد تولید کنسانتره سنگ آهن با ظرفیت تولید ۴ میلیون تن در سال با سرمایه‌گذاری ۲۲ هزارو ۴۰ میلیارد ریال و ظرفیت و اشتغال ۴۰۰ نفر

واحد تولید آهن اسفنجی با ظرفیت ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تن در سال با سرمایه‌گذاری ۲۵ هزار و ۸۳۰ میلیارد ریال و اشتغال ۳۰۰ نفر

واحد تولید آجر نسوز با ظرفیت ۵۰ هزار تن در سال با سرمایه‌گذاری ۱۲ هزار و ۸۸۵ میلیارد ریال و اشتغال ۲۶۰ نفر

کارخانه تولید فروآلیاژها با ظرفیت ۵۰ هزار تن محصولات آلیاژی در سال‌ و سرمایه اولیه ۴۹۲۵ میلیارد ریال

کارخانه تولید ورق آلیاژی با ظرفیت ۱ میلیون تن در سال با سرمایه‌گذاری ۱۳۵۸۲۴ میلیارد ریال

کارخانه تولید آهن اسفنجی به ظرفیت سالانه ۸۰۰ هزار تن، قابل افزایش تا ۱ میلیون تن، با سرمایه‌گذاری ۲۱۶۷۴ میلیارد ریال

اثر محدودیت عرضه آب کشاورزی بر الگوی کشت زراعی شهرستان چناران (کاربرد برنامه ریزی فازی چند هدفه با تابع عضویت غیرخطی)

با توجه به اینکه کشاورزان در پی بهینه کردن مطلوبیت فردی خود هستند، عموما اهداف متفاوتی را به طور همزمان دنبال میکنند که اغلب آنها جنبه اقتصادی دارد و اغلب به اهدافی همچون حداقل سازی مصرف آب توجه چندانی ندارند. در مطالعه حاضر به بررسی افزودن هدف حداقل سازی مصرف آب و اعمال محدودیت در عرضه آب به اهداف چندگانه کشاورزان و تاثیر آن در الگوی کشت، مصرف آب و سود ناخالص کشاورزان پرداخته شده است. بدین منظور از برنامه ریزی فازی چندهدفه با تابع عضویت غیرخطی (تانژانت هایپربولیک) استفاده گردید. داده های مورد نیاز با تکمیل پرسشنامه از 130 کشاورز شهرستان چناران (استان خراسان رضوی) و با استفاده از روش نمونه گیری خوشهای تصادفی در سال زراعی92-1391 بدست آمد و سپس کشاورزان بر اساس سطح زیر کشت به 3 گروه همگن شامل مزارع کمتر از 8 هکتار، مزارع 8 تا 24 هکتار و مزارع بیشتر از 24 هکتار تقسیم شدند. سپس الگوی بهینه برای هر یک از این 3 گروه بر اساس اهداف حداکثرسازی سود، حداقل سازی سرمایه و حداکثرسازی اشتغال و سپس با افزودن هدف حداقل سازی مصرف آب به این اهداف تدوین و اثرات این تغییر بررسی گردید. نتایج نشان داد که با ورود آب به اهداف کشاورزان در گروه های 1 و 3 مصرف آب کاهش می یابد اما در گروه 2 تغییری نمیکند، همچنین در هر 3 گروه سطح زیر کشت پیاز و خیار کاهش می یابد و در مقابل سطح زیر کشت گندم افزایش می یابد اگرچه این امر سبب کاهش درآمد بهره برداران در هر 3 گروه میشود. نتایج بررسی سیاست اعمال محدودیت در عرضه آب نیز نشان داد که با اعمال محدودیت در محدودیت‌های استفاده از سود ناخالص عرضه آب علاوه بر تغییر الگوی کشت و کاهش درآمد، مجموع سطح زیر کشت نیز در هر 3 گروه کاهش می یابد.

رابطه معیارهای ارزیابی عملکرد مبتنی بر تئوری سنتی و تئوری محدودیت ها با ارزش افزوده نقدی

چکیده ارزیابی عملکرد اقتصادی شرکتها همواره مورد توجه محققین واستفاده کنندگان از اطلاعات مالی بوده است. یافتن معیاری که از نظر تئوری قابل دفاع و از نظر تجربی تایید شده باشد، و نیز به نیازهای جدید محیط کسب و کار پاسخگو باشد، چالشی بزرگ در عصر حاضر به حساب می آید. یکی ازمعیارهایی که در راستای هدف اولیه یک شرکت یعنی ایجاد جریان مناسب وجوه نقد است، ارزش افزوده نقدی می باشد. از طرفی تئوری محدودیت ها یکی از فنون نوین مدیریتی است که برای ارزیابی عملکرد معیارهایی را با هدف ایجاد محدودیت‌های استفاده از سود ناخالص وجه نقد در حال و آینده و با تاکید بر مدیریت گلوگاه ارایه نموده است. از اینرو پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان معیارهای ارزیابی عملکرد سنتی (سود خالص و بازده سرمایه گذاری)، معیارهای مبتنی بر تئوری محدودیت ها (سود خالص و بازده سرمایه گذاری مبتنی بر حسابداری عملکرد سیستم) با ارزش افزوده نقدی و نیز تعیین معیارهایی که بیشترین توان توضیحی را در تبیین عملکرد اقتصادی دارند، انجام شده است. در این پژوهش؛ تعداد 69 شرکت تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 11 ساله 1390-1380 مورد بررسی قرار گرفت. جهت آزمون فرضیه های پژوهش از مدل رگرسیونی پانل با در نظر گرفتن اثرات ثابت زمانی و مقطعی از طریق نرم افزار eviews6 و نیز آزمون z وونگ استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین سود خالص عملیاتی مبتنی بر حسابداری عملکرد سیستم و سنتی و بازده سرمایه گذاری سنتی با ارزش افزوده نقدی،رابطه معنی دار بوده و می توان از این معیارها در ارزیابی عملکرد اقتصادی شرکتها استفاده نمود. با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، پیشنهاد می شود که از معیار ارزش افزوده نقدی در صنایعی که معیارهای ارزیابی عملکرد با این نرخ دارای رابطه بودند، در ارزیابی عملکرد اقتصادی استفاده شود. همچنین پیشنهاد می گردد شرکتها مفاهیم غنی حسابداری عملکرد سیستم را درتصمیمات روزانه و نیز در ارزیابی عملکرد مورد توجه قرار دهند. واژه های کلیدی: ارزیابی عملکرد اقتصادی، ارزش افزوده نقدی، تئوری محدودیت، حسابداری عملکرد سیستم

برای دانلود 15 صفحه اول ابتدا ثبت نام کنید

اگر عضو سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید

منابع مشابه

رابطه ارزش افزوده بازار با معیارهای ارزیابی عملکرد مبتنی بر مدل های اقتصادی و حسابداری

هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه بین ارزش افزوده بازار با معیار های ارزیابی عملکرد مبتنی بر مدل حسابداری و مدل اقتصادی است. معیار های حسابداری ارزیابی عملکرد شامل سود خالص عملیاتی بعد از مالیات، سود بعد از مالیات، سود قبل از بهره و مالیات و جریان نقد عملیاتی و معیار اقتصادی ارزش افزوده اقتصادی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1381 تا 1385 و رو.

مدلسازی عدم قطعیت در فرایند ارزیابی عملکرد کارکنان مبتنی بر تئوری شواهد و تئوری فازی

عدم قطعیت در داده‌های حاصل از نظرات و قضاوت‌های انسانی از عوامل مهم ایجاد خطا در فرایند ارزیابی عملکرد کارکنان می‌باشد. در مطالعات معدودی که در زمینه مواجهه با خطا و عدم قطعیت در فرایند ارزیابی عملکرد انجام شده است، راهکارهایی که عمدتا مبتنی بر کاربرد ابزارهای فازی هستند، ارائه شده است. این راهکارها کاستی‌های اساسی مانند عدم پوشش عدم قطعیت ناشی از نقص دانش و یا مشکلات مرتبط با پیاده سازی و اجرا.

ارزیابی توان شاخص های مبتنی بر تئوری محدودیت ها در سنجش ریسک اعتباری مشتریان حقوقی بانک ها

این مقاله فاقد چکیده می​باشد.

مقایسه رابطه ارزش افزوده بازار و ارزش افزوده اقتصادی با معیارهای حسابداری در بورس اوراق بهادار

حد اکثرسازی ثروت سهامدار عمده ترین هدف واحد تجاری است.امروزه از ارزش افزوده اقتصادی به عنوان برترین شاخص ارزیابی عملکرد داخلی- که شاخصی از افزایش ارزش سهامدار است- یاد می‌کنند. این شاخص رابطه نزدیکی با شاخص ارزش افزوده بازار دارد. تحقیقات متعددی در سطح بین المللی انجام شده که با این نظر که ارزش افزوده اقتصادی در مقایسه با سایر معیارهای ارزیابی عملکرد سنتی بیشترین همبستگی را با ارزشهای بازار د.

بررسی رابطه میان معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد (با تاکید بر بازده داراییها و بازده حقوق صاحبان سهام) با معیارهای نوین ارزیابی عملکرد (با تاکید بر ارزش افزوده اقتصادی)

انتخاب معیاری برای ارزیابی عملکرد مدیران همواره ذهن سهامداران و مجامع علمی و قانونگذار را به خود معطوف نموده است. در دوره های مختلف و بر اساس پارادایم غالب معیارهای مختلفی به کار گرفته شده است. در سالهای اخیر در مقابل معیارهای سنتی مبتنی بر سود حسابداری معیارهای مبتنی بر سود اقتصادی و بخصوص ارزش افزوده اقتصادی مطرح شده است.در این پژوهش سعی بر آن بوده که ضمن تشریح ارتباط معیارهای سنتی و نوین به .

رابطه محتوای اطلاعاتی ارزش افزوده اقتصادی و معیارهای سنّتی با ارزش افزوده بازار شرکت‎ها

ارزیابی عملکرد شرکت‎ها، فرآیندی است که به سهامداران و سرمایه‎گذاران در اتخاذ تصمیم‎های بهینۀ سرمایه‎گذاری کمک می‎کند. این پژوهش اثر محتوای نسبی و فزایندۀ اطلاعاتی ارزش افزوده اقتصادی را در مقایسه با معیارهای سنّتی، مانند بازده حقوق صاحبان سهام، سود خالص پس از محدودیت‌های استفاده از سود ناخالص کسر مالیات و سود هر سهم بر ارزش افزوده بازار، معیار مطلوبی برای ارزیابی عملکرد شناسایی کرده و مورد بررسی قرار می‎دهد. فرضیه‎ها‎ی این پژوهش.

قطع گاز ضربه خود را ضرد؛ کاهش درآمد ۵۸ درصدی شپدیس و افت EPS در پاییز ۱۴۰۰

قطع گاز ضربه خود را ضرد؛ کاهش درآمد ۵۸ درصدی شپدیس و افت EPS در پاییز ۱۴۰۰

نکته نگران کننده این است که درآمد فروش دی ماه شپدیس نسبت به آذر ماه ۵۸ درصد کاهش یافته و این درآمد نسبت به آبان ۳۳ درصد کاهشی بوده و نسبت به مهر ماه ۲۲ درصد کاهش یافته است.

صدای بورس- وحید بلالی؛ شپدیس یکی از نمادهای خوب و سودساز بازار سرمایه است البته در ماه‌های اخیر با توجه به محدودیت‌ها وضع خوبی از لحاظ فروش ندارد.

در صورت‌مالی ۳ ماهه منتهی به انتهای آذر ماه سال جاری درآمدهای عملیاتی شپدیس با افزایش ۱۰۲ درصدی به ۹۴۳۸ میلیارد تومان رسیده است، اما هزینه‌های عملیاتی این نماد با افزایش ۱۶۱ درصدی به ۳۷۷۹ میلیارد تومان رسیده است.

نسبت هزینه به درآمد در سه ماهه منتهی انتهای آذر ماه سال جاری با افزایش ۹ درصدی نسبت به سال گذشته در همین مدت زمانی به ۴۰ درصد رسیده است.

در صورت‌مالی سه ماهه حاشیه سود خالص و ناخالص این نماد ۶۰ درصد بوده در حالی که صورت‌مالی سال گذشته در همین مدت زمانی حاشیه سود ناخالص ۶۹ درصد و حاشیه سود خالص ۶۲ درصد بوده است.

EPS این نماد در صورت‌مالی ۳ ماهه با کاهش قابل توجهی نسبت به EPS تی تی ام به ۹۳۸۴ ریال رسیده است، در صورتی که EPS تی تی ام این نماد در تابلوی معاملات ۲۵۳۹۴ ریال درج شده است. در سه ماه اخیر PبهE محدودیت‌های استفاده از سود ناخالص این نماد به شدت افزایش یافته و از ۵ واحد به ۱۳.۹ واحد رسیده که برای یک نماد اصلا قابل قبول نیست، نسبت Pبه S این نماد در این سه ماه محدودیت‌های استفاده از سود ناخالص اصلا قابل قبول نبوده و در جایگاه ۸.۳ قرار دارد که برای یک شرکت در جایگاه شپدیس اصلا خوب نیست.

اما نکته نگران کننده این است که درآمد فروش دی ماه شپدیس نسبت به آذر ماه ۵۸ درصد کاهش یافته و این درآمد نسبت به آبان ۳۳ درصد کاهشی بوده و نسبت به مهر ماه ۲۲ درصد کاهش یافته است. البته این کاهش تولید و فروش به علت محدودیت‌های استفاده از گاز بوده که خود شرکت نیز اعلام کرده است. در اطلاعیه این شرکت آمده است: «با توجه به محدودیت‌ها و قطعی گاز اعلامی از سوی شرکت ملی گاز ایران مبنی بر رعایت محدودیت مصرف گاز، این شرکت به ناچار تاریخ شروع تعمیرات اساسی خود را زودتر از برنامه تعیین شده آغاز نموده است.»

پیش‌بینی می‌شود بعد از اتمام فصل سرما و در بهار این شرکت می‌تواند باز هم فروش‌های رویایی خود در فصل بهار و تابستان را تکرار کند.

این کاهش سودسازی در قیمت سهام نیز اثر گذاشته و شپدیس ۲ ماه است که درگیر روند نزولی شده است.

قطع گاز ضربه خود را ضرد؛ کاهش درآمد ۵۸ درصدی شپدیس و افت EPS در پاییز ۱۴۰۰

شپدیس اگر نتواند این روند صعودی را حفظ کند درگیر روندی نوسانی طولانی‌تری خواهد شد.

حاشیه سود خالص چیست؟

حاشیه سود خالص

حاشیه سود خالص یا صرفاً حاشیه خالص، میزان درآمد یا سود خالص را به عنوان درصدی از درآمد نشان می‌دهد. نسبت سود خالص به درآمد یک شرکت یا بخش تجاری است. حاشیه سود خالص معمولاً به صورت درصد بیان می‌شود اما می‌تواند به صورت اعشاری نیز نمایش داده شود. حاشیه سود خالص نشان می‌دهد که هر دلار درآمد جمع آوری شده توسط یک شرکت چقدر به سود تبدیل می‌شود.

ویژگی‌های کلیدی
  • حاشیه سود خالص نشان می دهد که چه مقدار درآمد خالص به عنوان درصدی از درآمدهای دریافتی ایجاد می‌شود.
  • حاشیه سود خالص به سرمایه گذاران کمک می‌کند تا ارزیابی کنند که آیا مدیریت یک شرکت سود کافی از فروش آن ایجاد می‌کند و آیا هزینه‌های عملیاتی و هزینه‌های سربار مهار شده است یا خیر.
  • حاشیه سود خالص یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سلامت مالی کلی یک شرکت است.

حاشیه سود خالص یکی از مهمترین شاخص های سلامت مالی یک شرکت است. با ردیابی افزایش و کاهش در حاشیه سود خالص، یک شرکت می‌تواند ارزیابی کند که آیا شیوه های فعلی کارآمد هستند یا خیر و سود را بر اساس درآمد پیش بینی کند. از آنجایی که شرکت‌ها حاشیه سود خالص را به‌جای یک دلار بیان می‌کنند، می‌توان سودآوری دو یا چند کسب‌وکار را بدون در نظر گرفتن اندازه مقایسه کرد.

این معیار شامل تمام عوامل در عملیات یک شرکت می شود، از جمله:

  • کل درآمد
  • جریان های درآمد اضافی
  • COGS و سایر هزینه های عملیاتی
  • هزینه بهره در تعهدات بدهی
  • درآمد سرمایه گذاری و درآمد حاصل از عملیات ثانویه
  • پرداخت یکباره برای رویدادهای غیرمعمول مانند دعاوی حقوقی و مالیات

سرمایه‌گذاران می‌توانند ارزیابی کنند که آیا مدیریت یک شرکت سود کافی از فروش آن ایجاد می‌کند و آیا هزینه‌های عملیاتی و هزینه‌های سربار کنترل می‌شود یا خیر. به عنوان مثال، یک شرکت می تواند درآمد رو به رشدی داشته باشد، اما اگر هزینه های عملیاتی آن با سرعت بیشتری نسبت به درآمد افزایش یابد، حاشیه سود خالص آن کاهش می‌یابد. در حالت ایده‌آل، سرمایه‌گذاران می‌خواهند سابقه افزایش حاشیه را ببینند، به این معنی که حاشیه سود خالص در طول زمان در حال افزایش است.

اکثر شرکت‌های سهامی عام حاشیه سود خالص خود را هم به صورت فصلی در طول انتشار سود و هم در گزارش های سالانه خود گزارش می کنند. شرکت‌هایی که می‌توانند حاشیه خالص خود را در طول زمان افزایش دهند، عموماً با رشد قیمت سهام پاداش می‌گیرند، زیرا رشد قیمت سهام معمولاً با رشد سود مرتبط است.

نحوه محاسبه حاشیه سود خالص

بخش فروش خالص معادله، فروش ناخالص منهای همه کسرهای فروش، مانند کمک هزینه فروش است. فرمول این است:

(سود خالص ÷ فروش خالص) x 100 = حاشیه سود خالص

مثالی از حاشیه سود خالص

ABC International در آخرین ماه فعالیت خود 20000 دلار سود خالص داشته است. در این مدت فروش 160000 محدودیت‌های استفاده از سود ناخالص محدودیت‌های استفاده از سود ناخالص دلاری داشت. بنابراین، حاشیه سود خالص آن عبارت است از:

(20000 دلار سود خالص ÷ 160000 دلار فروش خالص) × 100 = 12.5% ​​حاشیه سود خالص

حاشیه خالص در مقابل حاشیه سود ناخالص

حاشیه سود ناخالص نسبت پولی است که پس از محاسبه بهای تمام شده کالای فروخته شده (COGS) از درآمدها باقی می ماند. COGS هزینه مواد خام و هزینه های مرتبط با ایجاد محصول اولیه شرکت را اندازه گیری می کند، بدون اینکه هزینه های سربار مانند اجاره، آب و برق، حمل و نقل یا حقوق و دستمزد را شامل شود.

حاشیه سود ناخالص عبارت است از تقسیم سود ناخالص بر درآمد کل و درصدی از درآمد است که به عنوان سود پس از حسابداری بهای تمام شده کالا حفظ می شود. حاشیه ناخالص برای تعیین میزان محدودیت‌های استفاده از سود ناخالص سود حاصل از تولید کالاهای یک شرکت مفید است زیرا موارد دیگری مانند سربار دفتر شرکت، مالیات و بهره بدهی را حذف نمی کند. 2

از سوی دیگر، حاشیه سود خالص معیاری برای اندازه گیری سود خالص نسبت به درآمد است.

محدودیت های حاشیه سود خالص

حاشیه سود خالص می تواند تحت تأثیر موارد یکباره مانند فروش یک دارایی قرار گیرد که به طور موقت سود را افزایش می‌دهد. حاشیه سود خالص بر فروش یا رشد درآمد تأثیری نمی‌گذارد، و همچنین بینشی در مورد اینکه آیا مدیریت هزینه‌های تولید خود را مدیریت می‌کند یا خیر، ارائه نمی‌دهد .

هنگام تجزیه و تحلیل یک شرکت، بهتر است از چندین نسبت و معیار مالی استفاده کنید. حاشیه سود خالص معمولاً در تحلیل مالی همراه با حاشیه سود ناخالص و حاشیه سود عملیاتی استفاده می شود.

اهمیت حاشیه سود خالص

حاشیه سود خالص تمام هزینه‌ها و درآمدهای شرکت را در نظر می‌گیرد و به چند دلیل آن را به یک معیار سودآوری مهم تبدیل می‌کند:

  1. به ارزیابی هزینه محدودیت‌های استفاده از سود ناخالص ها و قیمت گذاری کمک می کند . حاشیه سود خالص بالاتر نشان دهنده این است که یک شرکت استراتژی قیمت گذاری موثری دارد، هزینه ها را پایین نگه می دارد یا ترکیبی از هر دو. حاشیه سود کمتر به مدیریت شرکت سیگنال می دهد که باید هزینه ها و استراتژی قیمت گذاری خود را برای افزایش سودآوری ارزیابی کنند.
  2. وام دهندگان از آن برای ارزیابی ریسک استفاده می کنند . بانک ها و وام دهندگان به حاشیه سود خالص شرکت نگاه می کنند تا ارزیابی کنند که آیا باید به شرکت وام بدهند یا نه. بانک ها تمایل بیشتری به دادن وام به شرکتی با حاشیه سود بالا دارند، زیرا به این معنی است که شرکت احتمالاً دارای جریان نقدی قوی و احتمال بیشتری برای بازپرداخت وام است.
  3. امکان مقایسه بین شرکت ها را فراهم می کند. از آنجایی که حاشیه سود خالص درصدی از درآمد یک شرکت است، می‌توانید هنگام مقایسه شرکت‌هایی با اندازه‌های مختلف، از کسب‌وکارهای کوچک گرفته تا شرکت‌های بزرگ، در همان صنعت، از این معیار استفاده کنید.

حاشیه خالص چه تفاوتی با سایر معیارهای حاشیه سود دارد؟

حاشیه سود خالص تمام هزینه‌های مربوط به فروش را در نظر می‌گیرد و آن را به جامع ترین و محافظه کارانه‌ترین معیار سودآوری تبدیل می‌کند. از سوی دیگر، حاشیه ناخالص به سادگی به هزینه های کالاهای فروخته شده (COGS) نگاه می کند و مواردی مانند سربار، هزینه های ثابت، هزینه های بهره و مالیات را نادیده می گیرد. حاشیه عملیاتی بیشتر تمام هزینه‌های عملیاتی را در نظر می‌گیرد، اما همچنان هرگونه هزینه‌های غیرعملیاتی را حذف نمی‌کند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.