ریسک معامله شکست ها


مدیریت سرمایه (CM) چیست؟

مدیریت سرمایه (Capital Management) یک استراتژی مالی است که باهدف تضمین حداکثر کارایی و بازدهی انجام می‌شود.

هدف آن این است که معامله‌گر با کنترل ریسک و حفظ دارایی، از امکانات کافی برای تأمین هزینه‌های روزانه خود و همچنین تعهدات مالی در کوتاه‌مدت برخوردار باشد. به همین خاطر، مدیریت سرمایه را مدیریت ریسک نیز می‌دانیم.

معامله‌گر پیش از ورود به بازار و موقعیت معاملاتی، بازده و ریسک را در نظر می‌گیرد و باهدف کسب بازدهی موردنظر، ریسک مشخصی را می‌پذیرد. بدین ترتیب از ضررهای غیرقابل‌جبران و سنگین جلوگیری می‌کند.

هدف دیگر مدیریت سرمایه این است که بین دارایی‌ها و بدهی‌های نسبت خوبی حفظ شود.

مدیرت سرمایه (CM) مؤثر تضمین می‌کند که معامله‌گر می‌تواند به‌راحتی هزینه‌ها و بدهی‌های خود را بدون هیچ‌گونه ریسکی اداره کند.

مدیریت سرمایه بر اساس تجزیه‌وتحلیل دقیق دارایی‌ها و بدهی‌ها انجام می‌شود و هر جزء، به‌منظور بهبود کارایی و درآمد مدیریت می‌شود.

با اعمال تغییری کوچک در یکی از فاکتورهای اصلی معامله، می‌توان درآمد را افزایش داد.

در این حالت، دارایی‌های شما هر چیزی است که به‌راحتی در یک دوره 12 ماهه به پول نقد تبدیل می‌شود که اغلب شامل حساب‌های دریافتنی، پول نقد و موجودی می‌باشد.

وقتی مدیریت سرمایه به‌درستی انجام شود، باید شاهد افزایش سطوح مالی باشید، مگر اینکه در حال حاضر حداکثر بازده و سودآوری دارایی را داشته باشید که در بیشتر موارد بعید است.

مدیریت سرمایه در امور مالی مهم است زیرا حتی اگر در اقتصاد رقابتی امروز می‌خواهید در کسب‌وکار خود هم باقی بمانید، باید پول کافی برای تأمین نیازهای کوتاه‌مدت خود را تأمین کنید.

اهمیت مدیریت سرمایه (Capital Management)

سرمایه‌گذاری نیاز به آموزش و آگاهی از ارکان اصلی معامله‌گری را دارد.

مدیریت سرمایه سنگ بنای اصلی موفقیت در بازار مالی است، به دلیل آنکه تضمین‌کننده بقایای سرمایه‌گذاران و حافظ رشد و سرمایه آن ها می‌باشد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

معامله‌گری که مدیریت سرمایه خود را به‌خوبی انجام می‌دهد و از آن آگاهی دارد، به هنگام معاملات از آرامش روحی نیز برخوردار است زیرا تمام ریسک‌های ممکن را در نظر گرفته و سپس اقدام به سرمایه‌گذاری کرده است.

چیزی که هرگز نباید از آن بگذرید، جریان نقدینگی و مدیریت سرمایه است.

نداشتن مهارت مدیریت سرمایه می‌تواند صدمات جدی (و به طور بالقوه غیرقابل‌جبران) به کسب‌وکار شما وارد کنند که جبران آن دشوار است.

بیایید نگاهی بیندازیم که چگونه مدیریت سرمایه می‌تواند از کسب‌وکار شما محافظت کند و به شما کمک کند تا به یکباره پیشرفت کنید.

چرا مدیریت سرمایه اهمیت دارد؟

مسائل مربوط به جریان نقدی یک نگرانی عمده برای مشاغل در هر اندازه ای است و می‌تواند به‌عنوان یک مشکل باشد.

حتی مطالعه‌ای نشان داده است که 82 درصد از مشاغل کوچک که مجبور به تعطیلی کسب‌وکار خود شده‌اند، به دلیل عدم داشتن مدیریت سرمایه و مشکلات مربوط به جریان نقد، شکست خورده‌اند.

هیچ‌کس نمی‌خواهد پولش تمام شود، حتی اگر این بدان معنا باشد که وجوه شما در دارایی‌های دیگر جمع شده است.

برای مثال، یک مکانیکی که از تمام بودجه خود برای استفاده از بالابر جدید ماشین استفاده می‌کند، ناگهان هیچ وجهی برای سفارش قطعات جدید، پرداخت هزینه کمپین‌های بازاریابی، حفظ هزینه مجوز سالانه یا حتی پرداخت حقوق کارکنان خود نخواهد داشت. زیرا مدیریت سرمایه خوبی نداشته است.

این یک مثال بیش از حد ساده است، اما برای نشان ‌دادن عدم داشتن مدیریت سرمایه درست مثال واضحی می‌باشد.

هنگامی که مدیریت سرمایه به‌خوبی اجرا شود، می‌تواند به شما در دستیابی به نرخ بازگشت سرمایه بیشتر، افزایش سودآوری، افزایش ارزش و نقدینگی کمک کند.

هدف از مدیریت سرمایه

مدیریت سرمایه به‌منظور مؤثر بودن نیازمند دستورالعمل‌ها و اهداف مشخصی است.

دو هدف اصلی مدیریت سرمایه:

  1. افزایش سودآوری و سیو سود
  2. حفظ سرمایه و اطمینان از اینکه نقدینگی کافی همیشه در دسترس است.

سرمایه‌گذاری در دارایی‌های جاری، تنها در صورت پیش‌بینی بازده قابل‌قبول انجام می‌شود. سودآوری شرکت و افزایش ثروت سهام‌داران به همان اندازه نیز مهم است.

اهداف هم‌زمان نقدینگی و سودآوری با یکدیگر در تعارض هستند. زیرا دارایی‌های نقد بیشتر، کمترین بازده را ارائه می‌دهند و پول نقد به‌تنهایی بازدهی ایجاد نمی‌کند.

مدیریت سرمایه در بورس

مدیریت ریسک و سرمایه در بازار معاملات سهام و دیگر ابزارهای مالی از قوانین مشخص و واحدی پیروی نمی‌کنند.

میزان ریسک‌پذیری باتوجه‌به دیدگاه معاملاتی که کوتاه مدتی است یا بلند مدتی، متفاوت است، به همین خاطر همه افراد نمی‌توانند از نسخه واحدی پیروی کنند.

مدیریت ریسک و سرمایه به دیدگاه سرمایه‌گذاری، روحیات و طرز تفکر شخص، اهداف مالی سرمایه‌گذار و. بستگی دارد.

سرمایه‌گذاران باتوجه‌ به میزان قبول ریسک به دو دسته کلی؛ ریسک‌پذیر و ریسک‌گریز تقسیم می‌شوند.

این ریسک، به‌نوعی غیر قابل ‌اجتناب است و به نوع سرمایه گذاری و میزان ریسک پذیری سرمایه گذاران ربطی ندارد. به عبارتی، بر تمام بازارها تاثیر خواهد گذاشت و راه فراری از آن وجود ندارد. مانند اتفاقات و خبرهای سیاسی، نرخ تورم.

این نوع ریسک تنها تأثیرش را بر سهم یا گروه مشخصی از سرمایه خواهد داشت و کاملاً بستگی به نوع مدیریت سرمایه فرد دارد. افراد هوشمند می‌توانند از ریسک اجتناب کنند. مانند: تغییر نرخ دلار.

بسیاری از افراد با امید یک‌شبه پول‌دار شدن وارد بازار بورس می‌شوند، با این هدف که در مدت زمانی کوتاه، بیشترین بازده را به دست آوردند تا سرمایه خود را افزایش دهند.

این افراد صرفاً به سود می‌اندیشند و ریسک برای آن ها معنا ندارد. در چنین مواردی ممکن است در کوتاه‌مدت فرد سود مناسبی کسب کند اما به دلیل نداشتن مدیریت سرمایه درست و روحیه ریسک‌پذیری بالایی که دارند، سرمایه خود را از دست خواهند داد.

بنابراین وجه تمایز معامله گران موفق و ناموفق را رعایت اصل مدیریت سرمایه می‌دانیم.

در نظر گرفتن ریسک به خطر (Risk/Revard) یکی از روش‌های متداول در بازار سرمایه برای مدیریت صحیح سرمایه است.

فرمول محاسبه نسبت بازده به ریسک:

مقدار سود لازم برای بازگشت سرمایه به حالت اول

درصد افزایش سرمایه

11%

10%

25%

20%

43%

30%

67%

40%

100%

50%

150%

60%

233%

70%

400%

80%

900%

90%

ریسک‌های سرمایه‌گذاری و مدیریت ریسک

در مفهوم عام، ریسک یا خطر موقعیتی است که ترکیبی از مفهوم فرصت و خطر است.

وقتی فردی ریسک می‌کند یعنی به امید کسب فرصتی و بازدهی بهتر، خطر آن کار را می‌پذیرد.

افراد حرفه‌ای ریسک را کمک کننده برای شکار فرصت‌های مناسب و کسب سود بیشتر می‌دانند.

رابطه ریسک و بازده صعودی است یعنی ریسک بیشتر، بازدهی و سود بیشتری را به همراه دارد.

افراد ریسک‌پذیر سود بیشتری نیز کسب خواهند کرد.

بیشتر سرمایه‌گذاری‌ها به‌جز سرمایه‌گذاری در بانک و صندوق‌های درآمد ثابت و اوراق که با ریسک کمی همراه هستند، بازده مشخص ولی محدودی دارند.

تنوع‌بخشی به سبد سرمایه‌گذاری یکی از راه‌های کاهش ریسک و افزایش بازده پورتفو می‌باشد.

آشنایی با مفاهیم و اصول اساسی آن موجب تشکیل سبد بهینه سهام و مدیریت سرمایه صحیح می‌شود. سپس بعد از آشنایی با این مفاهیم، برای تشکیل یک سبد سرمایه‌گذاری می‌توانید اقدام کنید.

تشکیل یک سبد بهینه و متناسب نیاز به دانش و تجربه کافی دارد که شرکت‌های سبدگردان و مدیران سرمایه وظیفه دارد باتوجه به روحیات و میزان ریسک‌پذیری افراد، سن آن ها، سبد سرمایه‌گذاری متناسبی را تشکیل دهند و در صورت لزوم برای اصلاح آن اقدام کنند.

سبدگردان‌ها ترکیبی از دارایی‌ها را در نظر می‌گیرند که برای هر یک از دارایی‌های با ریسک بالا و ریسک کم تر، درصدی را در نظر می‌گیرند و این‌گونه ریسک کل سبد سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهند.

فرمول مدیریت سرمایه

در بازار، سهام داشتن استراتژی معاملاتی درست، به کسب سود منجر خواهد شد.

  • اولین و مهم‌ترین نکته، داشتن سبد معاملاتی است. یعنی به‌اصطلاح همه تخم‌مرغ‌های خود را در یک سبد نچینید.
  • خریدوفروش پله‌ای داشته باشید. به این صورت که اگر قصد خرید سهمی را دارید ابتدا آن را به سه قسمت تبدیل کرده و در قیمت‌های مختلف سفارش خود را ثبت کنید.
  • در سبد سهام خود بیش از 5 الی 6 سهم نداشته باشید.
  • سهامی را انتخاب کنید که زیان‌ده نباشند و بازدهی مناسبی در دوره‌های اخیر محقق کرده باشند.
  • سهام با نقدشوندگی بالا را انتخاب کنید.
  • دیگر فرمول مدیریت سرمایه، تشخیص درست نقاط ورود و خروج و داشتن حد سود و ضرر مشخص می‌باشد.
  • توجه به این نکته که اگر ارزش سهمی نسبت به ارزش ماکزیمم خود 25 درصد کاهش یافت، آن را فروخته و خارج شود. به‌این‌ترتیب از وقوع ضررهای بزرگ جلوگیری خواهد شد.

جدول زیر، درصدهای جبران ضرر برای رسیدن به نقطه سربه‌سر را نشان می‌دهد:

اگر سهمی 50 درصد از ارزش زمان خرید خود فاصله پیدا کرده، برای رسیدن به نقطه سربه‌سر باید 100 درصد سود کسب کنید تا جبران ضرر شود.

پیش از انجام معاملات درصد ریسک و بازده را به‌درستی بسنجید.

سرمایه‌گذاران موفق طبق اصول سرمایه‌گذاری، حداکثر ریسک در هر معامله را حداکثر 3 درصد در نظر می‌گیرند و حداقل مقدار نسبت بازده به ریسک را عدد 1 می‌دانند. درصورتی‌که از 1 پایین‌تر بشد، ریسک معامله را نمی‌پذیرند.

جمع‌بندی

در این مقاله مفهوم مدیریت ریسک و سرمایه توضیح داده شد. سپس به معرفی دو نوع ریسک بازار سرمایه که شامل ریسک سیستماتیک و غیرسیستماتیک می‌باشد پرداختیم.

دانستیم که سرمایه‌گذاران دارای دو دید کوتاه‌مدت و بلند مدتی هستند که باتوجه‌به روحیات و سن و شخصیت میزان ریسک‌پذیری افراد متفاوت است.

مدیریت سرمایه می‌تواند بر اعتبار و ماندگاری سهام گران در بازار تأثیر گذارد و می‌تواند در تعیین موفقیت یا شکست یک معامله کمک کند.

دانستن دانش مدیریت سرمایه به شما کمک خواهد کرد که از ضرر اجتناب کنید و سراغ معاملات سودآور بروید و حتی ضررهای خود را جبران کنید.

مدیریت سرمایه بدون داشتن دانش و اطلاعات کافی امکان‌پذیر نخواهد بود. در صورتی که شخصی اطلاعات کافی را ندارد یا از میزان ریسک‌پذیری خود اطلاعی ندارد، توصیه می‌شود برای جلوگیری از ضرر، به کسب اطلاعات و گذراندن دوره‌های آموزشی بپردازد و از کارشناس مدیریت سرمایه برای مدیریت سبد سرمایه‌گذاری خود راهنمایی بگیرد.

اندیکاتور Support and Resistance Levels with Breaks

سطوح حمایت و مقاومت به صورت ساده محدوده هایی هستند که در گذشته، بیشترین برخورد قیمتی را داشته اند و به همان مقدار بیشترین واکنش قیمتی را در آن ناحیه ایجاد کرده اند. حمایت و مقاومت ها برخی از مهمترین مفاهیم در معاملات هستند، معامله گران تقریباً در هر استراتژی معاملاتی سطوح حمایت و مقاومت را در نظر میگیرند.

این اندیکاتور یکی از کاربردی ترین اندیکاتورها در زمینه رسم خودکار سطوح حمایت و مقاومت است و قادر است سطوح حمایت و مقاومت نماد انتخابی را محاسبه و همراه با نقاط شکست این خطوط بر روی نمودار ترسیم کند.

ویژگی های اندیکاتور

  • فراهم کردن سطوح پایه حمایتی و مقاومتی و پیوت پوینت ها
  • نمایش انحصاری مهمترین نقاط شکست خطوط به کاربر
  • نمایش نقاط شکست مهم با فیلتر توسط نوسانگر یا اسیلاتور حجم
  • جلوگیری از ایجاد نویز ها و سیگنال های آشفته در صورت بهینه سازی
  • قابل استفاده در تایم فریم های مختلف

نشان ها و علائم اندیکاتور

  1. علامت “B” : نشان دهنده شکست هر کدام از سطوح حمایت و مقاومت با حجم معاملات بیشتر ریسک معامله شکست ها از آستانه یا نقطه اشباع اسیلاتور حجم
  1. علامت “Bull or Bear Wick” : نشانگر کندلهای نزولی (Bearish) یا کندلهای صعودی (Bullish) در نقاط شکست خطوط

تنظیمات

الف: ورودی ها یا Inputs

1)نمایش نقاط شکست (Show Breaks): با فعال کردن این گزینه علاوه بر نمایش خطوط امکان نمایش نقاط شکست این خطوط فراهم میشود.

2)کندل یا میله های سمت چپ(Left Bars): این قسمت تعداد میله ها یا کندل های سمت چپ پیوت ها و خطوط را مشخص میکند.

3)کندل یا میله های سمت راست (Right Bars): این قسمت تعداد میله ها یا کندل های سمت راست پیوت ها و خطوط را مشخص میکند.

4)آستانه حجم (Volume Threshold): نشانگر آستانه (نقطه اشباع) اسیلاتور یا نوسانگر حجم به صورت درصدی است. در حالت عادی این عدد روی 20 درصد قرار دارد به این معنی که هر زمان اسیلاتور حجم عددی بیش از 20 درصد را نمایش دهد نشانگر B در روی چارت قابل مشاهده است در این موارد شکست خطوط با حجم معاملات بالا( گذر از نقطه اشباع 20 درصد در اسیلاتور حجم) صورت میگیرد و در آینده نزدیک نیز احتمال تغییر روند وجود دارد.با افزایش یا کاهش این عدد می توانید نقاط که با حجم بالاتر از درصد تعیین شده شکسته شده اند را مشاهده کنید. هرچه درصد های بالاتری برای نقطه اشباع تعیین شود نقاط شکست کمتری به نمایش در می آید و ریسک در انجام معاملات کاهش پیدا میکند.

ب: استایل یا Style

با انتخاب گزینه style شما پنجره زیر را میبینید که می‌توانید رنگ و نوع خطوط حمایت و مقاومت و علائم نقاط شکست، نوع فونت و اندازه خطوط را تغییر دهید.

ج: قابلیت مشاهده یا Visibility

این بخش چگونگی نمایش اندیکاتور بر اساس زمان است. با استفاده از این قابلیت میتوانید نمایش اندیکاتورها را تنها محدود به برخی از تایم فریم ها کنید.اگر می خواهید که اندیکاتور در همه تایم فریم های نمودار تحلیل نشان داده شود، تنظیمات سایت باید به صورت زیر باشد:

در صورتی که قصد داشتید تا اندیکاتور را در تایم فریم های مختلف مخفی کنید باید با تعیین تایم های مدنظر خود و فعال یا غیرفعال کردن هر یک از تایم ها اندیکاتور را غیر فعال کنید.

کاربرد اندیکاتور

به کمک این ابزار همراه با سایر روش های تحلیل می توان خطوط مقاومت و حمایت مهم را تشخیص داد و نقطه ورود یا خروج از معاملات را تعیین کرد. دانستن اینکه چه زمانی سطح مقاومت و حمایت با اهمیت شکسته می‌شود، می‌تواند کمک بزرگی به معامله‌گر کند. در بسیاری از مواقع سطوح مهم ممکن است با نیروی قابل توجهی شکسته نشوند و بنابراین حرکات ضعیف تر است و احتمالاً ارزش معامله را ندارد و از ریسک بالایی ریسک معامله شکست ها برخوردار است.

آشنایی با انواع استراتژی‌های پوشش ریسک مالی در ارزهای دیجیتال

آشنایی با انواع استراتژی‌های پوشش ریسک مالی در ارزهای دیجیتال

استراتژی‌های مربوط به پوشش ریسک مالی جهت به حداقل رساندن هزینه گام برداشتن در جهت عکس روند بازار طراحی شده‌اند. اگر قرار باشد از افول بازار سهام واهمه داشته باشید و یا تنها به دنبال حفظ وضع موجود شرایط کاری خود در بازاری نا پایدار باشید، می‌توانید بهره زیادی از انواع مختلف استراتژی‌های پوشش ریسک مالی ببرید.

اگر به تازگی با مفهوم استراتژی پوشش ریسک مالی آشنا شده‌اید، در مطلب حاضر قصد داریم تا اطلاعاتی مفیدی در خصوص این نوع از استراتژی ها در اختیارتان قرار دهیم.

احتمالا بارها شنیده‌‌اید که سرمایه گذاران بحران زده در حال خرید سودهای تحت الحمایه و پوشش ریسک مالی هستند. این کار یکی از راه‌های دریافت سهام پوشش ریسک مالی است. البته راه‌های دیگری هم برای حمایت از کسب و کار شما وجود دارد.

اگر به دنبال استفاده از مشتقات استراتژی‌های پوشش ریسک مالی هستید، تنها هنگامی می‌توانید از این دست استراتژی‌ها استفاده نمایید که رویکردی بالا به پایین اتخاذ کنید. اگر به دنبال اتخاذ رویکرد بالا به پایین هستید، باید از قرار گرفتن در موقعیت‌هایی که شما را در معرض مواجهه با انتخاب ابزار غلط برای جلوگیری از معاملات قرار می‌دهند، اجتناب کنید.

در مطلب حاضر، به دنبال توضیح استراتژی پوشش ریسک مالی فارکس و چگونگی استفاده آسان از بسیاری از ارزها هستیم که در استراتژی پوشش ریسک مالی مورد استفاده قرار می‌گیرند هستیم. اما ابتدا اجازه دهید تا در مورد چیستی خطر و استراتژی پوشش ریسک یا همان خطر مالی صحبت کنیم.

مفهوم پوشش ریسک در مباحث مالی:

اساسا، بحث پوشش ریسک مالی زمانی به میان می‌آید ریسک معامله شکست ها که شما به دنبال جبران ریسک و ضرر هستید. به علاوه، پیش از آغاز یک کسب و کار تحت پوشش ریسک مالی باید مطمئن شوید که میان دو معامله آغاز شده نوعی همبستگی منفی وجود دارد.

به عبارت دیگر، استراتژی‌های پوشش ریسک مالی این شانس را در اختیار شما قرار می‌دهد که میزان شکست و باخت مالی خود را با استفاده از استراتژی توقف باخت محدود نمایید.

توقف باخت مالی یکی از ابزارهای مهم مورد استفاده در تجارت فارکس جهت محدود سازی ضرر مالی ناشی از پیش نرفتن محاسبات تجاری بر اساس برنامه‌های از پیش تعیین شده به حساب می‌آید. اگر شما نتوانید افول در کسب و کار خود را از طریق استفاده از ابزار توقف باخت مالی مدیریت کنید، آنگاه نمی‌توانید متوقع دستیابی به موفقیت در بلند مدت باشید.

کار استراتژی‌های پوشش ریسک مالی نیز در راستای همین ابزار و محدود سازی ضرر وارده مالی به سرمایه گذاران و تجار است. مزیت پوشش ریسک مالی این است که شما می‌توانید در صورت عدم دستیابی به موفقیت در یک معامله تجاری از مدل تجاری با پوشش ریسک مالی جهت پوشش ضررهای وارده به خود استفاده نمایید.

اما بزرگترین سوء تفاهم موجود در میان تجار خرد این است که فکر می‌کنند استراتژی پوشش ریسک مالی فارکس به معنای قرار دادن کسب و کار تازه آغاز شده یک سرمایه گذار تحت پوشش این سیستم است. در شرایط حرفه‌ای، استراتژی پوشش ریسک، شامل یک سرمایه‌گذاری ثانویه می‌باشد که قیمت آن، همواره در جهت عکس سرمایه‌گذاری اولیه حرکت می‌کند.

برای مثال سرمایه‌گذار می‌تواند، با تنظیم قرارداد آتی، سهام خود را به قیمتی مشخص در آینده به فروش رساند. در این صورت نوسانات بازار، تاثیری بر قیمت سهام خریداری شده، نخواهد داشت و سرمایه‌گذار این سهام را در زمان آتی، با قیمتی مشخص، به فروش خواهد رساند. گرچه پوشش ریسک، تنها محدود به فروش در قیمتی مشخص، از طریق قرارداد آتی نیست.

سرمایه‌گذار همچنان می‌تواند با ورود به دو بازار، که افت و خیز قیمت‌ها در بازارهای مورد نظر، اغلب در جهت عکس یکدیگر حرکت می‌کنند، ریسک سرمایه‌گذاری خود را کاهش دهد. برای مثال سرمایه‌گذار می‌تواند از یک سو با خرید ارز، (برای نمونه دلار آمریکا) در بازار فارکس و از سوی دیگر، خریداری فلزات گران‌ بها، (برای نمونه طلا) ریسک سرمایه‌گذاری خود را کاهش دهد.

تنها استراتژی پوشش ریسک مالی فارکس نیاز به خرید و فروش همزمان در همان جفت دارد. پوشش ریسک مالی فارکس بیشتر برای توقف سود یا زیان در هنگام معامله استفاده می‌شود. بنابراین، اگر شاخص بازار رو به افزایش است و شما از آن عقب هستید هستید، ممکن است بخواهید موقتا موقعیت خود را حفظ کنید تا بازار به نفع شما باز گردد.

این تنها یک بخش موضوع برای درک این است که مبادله فارکس چیست.

تجار و معامله گران همچنین می‌توانند به تکنیک تله فکر کنند. یعنی زمانی که ما به طور کامل با بن بست مواجه می‌شویم، می‌توانیم هفته‌ها و ماه‌ها بدون حرکتی رو به جلو، کسب و کار عادی و ساکن خود را ادامه دهیم. با این حال، هنگامی که دوباره فکر کنید و عوامل دیگر مانند هزینه حمل را در نظر بگیرید، استراتژی پوشش ریسک مالی فارکس می‌تواند ناگهان منجر به ایجاد تلفات بزرگتر شود.

بیایید در حال حاضر به هسته و پیچ و مهره اجزای انواع استراتژی‌های مختلف پوشش ریسک بپردازیم.

انواع استراتژی‌های پوشش ریسک مالی:

اگر بخواهید از استراتژی پوشش ریسک مالی با بهره گیری از واسطه فارکس استفاده نمایید، این کار امکان پذیر نخواهد بود. دلیل آن هم این است که استفاده از پوشش ریسک مالی در سال ۲۰۰۹ توسط CFTC ممنوع اعلام شده است. با اینحال، اگر بخواهید می‌توانید با استفاده از قوانین و مقررات FIFO از ارزهای مختلف برای پوشش ریسک مالی تراکنش‌های خود استفاده نمایید.

اکنون، می‌خواهیم یکی از استراتژی‌های پوشش ریسک مالی فارکس را به شما معرفی کنیم که می توان از آن در بهره گیری از پوشش ریسک مالی مناسب استفاده کرد. ممکن است این مطلب را چند بار بخوانید و باز هم فکر کنید که هیچ وقت آن را نخوانده‌اید.

تنها کافی است تا به یاد آورید که هنگامی که شما یک ارز مشخص را خریداری می‌کنید، همواره همان ارز را خریداری خواهید نمود و ارز دیگری را نیز خواهید فروخت. بر عکس، زمانی که شما همواره ابتدا یک ارز را به فروش می‌رسانید، ارز دیگری به جای آن خواهید خرید. بنابراین، این یکی از کارهایی است شما باید انجام دهید.

اجازه دهید یکی از نمونه‌های استراتژی‌های پوشش ریسک را که در آن شما دلار آمریکا و ین ژاپن خریداری می‌کنید را بررسی کنیم. اگر بخواهید از استراتژی های پوشش ریسک استفاده نمایید باید دلار و یورو بخرید. اما در صورتیکه بخواهید یورو و ین بخرید باید بدانید که سیستم دلار هر دو را بی اثر خواهد کرد.

اکنون برای استفاده از پوشش ریسک مالی باید یورو و ین خود را بفروشید.

این سه تراکنش در مجموع یک پوشش ریسک مالی را برای شما به وجود خواهند آورد.

اما سوال اینجاست که چرا این سه با یکدیگر یک پوشش ریسک مالی را به وجود خواهند آورد؟

دلیل چنین رخدادی این است که در سیستم یورو شما هر دو گزینه خرید و فروش را در اختیار دارید. در سیستم دلار نیز اکنون گزینه‌های خرید و فروش را در اختیار دارید و این موضوع در مورد ین ژاپن هم صدق می‌کند. این نمونه‌ای از یک پوشش ریسک مالی کامل است و همچنین نمونه‌ای کامل از استراتژی‌های پوشش ریسک مالی که از سیستم چند ارزی بهره می‌گیرد.

توجه داشته باشید که به هنگام استفاده از این استراتژی، تکنیک اصلی این است که مطمئن شوید که امکان خرید و فروش تراکنش‌های مالی را در اختیار دارید که یکدیگر را ملغی می‌کنند. نمودار زیر تعدادی از پوشش‌های ریسک مالی جایگزین را نشان می‌دهد که شما می‌توانید از آنها نیز بهره بگیرید.

اکنون به استراتژی‌های پوشش ریسک مالی دیگر توجه نمایید:

استراتژی‌های پوشش ریسک مالی طلا

اگر به دنبال حفاظت از خود در برابر تورم‌هایی با نرخ بالا هستید، طلا می‌تواند پوشش ریسک مالی مناسبی برای شما ایجاد کند. قیمت طلا به هنگام از کنترل خارج شدن تورم، می‌تواند سود سرشاری را نصیب شما کند. اما طلا هم پوشش ریسک مالی ضعیف‌تری در برابر دلار به حساب می‌آید. به عبارت دیگر، میان قیمت طلا و دلار ارتباط معکوسی وجود دارد. اگر قیمت طلا بالا برود، قیمت دلار افت خواهد کرد و بر عکس.

به لحاظ تاریخی، طلا همواره نوعی سرمایه معادل پول به حساب می‌آمده است. به همین دلیل هم پوشش ریسک مالی مناسبی در برابر افت دلار و یا تورم‌های شدید به حساب می‌آید.

پوشش ریسک مالی اختیارات

اختیارات از دیگر پوشش های ریسک مالی به حساب می‌آیند که به شما کمک می‌کنند تا از اندوخته تجاری خود محافظت کنید. شما می‌توانید این نوع از استراتژی را با فروش یک گزینه اتخاذ کرده و با خرید یک گزینه دیگر ادامه دهید و بالعکس. گزینه‌ها همچنین یکی از ارزان ترین روش‌ها برای محافظت از سرمایه تجاری شما هستند.

استراتژی پوشش ریسک مالی فارکس با استفاده از دو جفت ارز

بسیاری از استراتژی‌های پوشش ریسک مالی وجود دارند که می‌توانید به عنوان یک معامله گر فارکس از آنها استفاده کنید. شناخت رابطه قیمت بین جفت ارزهای مختلف می‌تواند به کاهش ریسک کمک کرده و استراتژی های پوشش ریسک مالی شما را اصلاح کند.

با استفاده از دو جفت ارز مختلف که همبستگی مثبت و یا رابطه منفی دارند، می توانید نوعی پوشش ریسک مالی ایجاد کنید.

به عنوان مثال سیستم ارزی دلار – یورو تا ۸۳ درصد با دلار – ین وابستگی معکوس دارند. در این صورت، می‌توانید دلار – یورو را برای بلند مدت خریداری کرده و برای کوتاه مدت نیز ارزهای دلار – ین را انتخاب نمایید. تنها مشکل این استراتژی این است که شما در معرض سیل تورم ناشی از یورو و ین قرار خواهید گرفت.

به عبارت دیگر، اگر استراتژی های یورو در برابر دیگر ارزها باشد، آنگاه موقعیتی پیش خواهد آمد که سیستم یورو – دلار دیگر نمی‌تواند دلار – ین را خنثی کند.

استراتژی پوشش ریسک مالی نفتی

برخی ارزها به شکل مستقیم تحت تاثیر قیمت ارز قرار دارند. یکی از نمونه‌های مهم این دسته از ارزها دلار کانادا است. معمولا نوعی همبستگی مثبت میان قیمت نفت و نرخ دلار کانادا در بازار وجود دارد. زمانی که قیمت نفت بالا می رود، قیمت دلار آمریکا و دلار کانادا پایین می‌آید.

در این صورت، می‌توانید از استراتژی پوشش ریسک مالی نفتی برای پوشش ریسک مالی خود در مبادله دلارهای کانادا و آمریکا استفاده نمایید. شما همچنین می‌توانید از دلار کانادا و آمریکا در بلند مدت استفاده کرده و از موقعیت نفت در کوتاه مدت بهره ببرید.

نتیجه گیری:

تجار خرد عمدتا بنا به دلایل روانشناختی به کسب و کار خود روی می‌آورند و نه این دلیل که کسب و کار آنها الزاما خوب و پر سود است. با استفاده از استراتژی‌های پوشش ریسک مالی می‌توانیم به این احساس دست پیدا کنیم که حداقل در مورد زمینه فعالیت تجاری خود اشتباه نمی‌رویم. تنها زمانی را صبر کرده و سپس وقتی همه چیز رو به راه شد، این استراتژی‌ها را کنار گذاشته و به توسعه کسب و کار خود ادامه می‌دهیم.

این مهم نیست که شما کدام یک از استراتژی های پوشش ریسک مالی را مورد استفاده می دهید، مهم این است که متوجه باشید که هیچ چیز مجانی به دست نمی‌آید. استفاده از استراتژی های پوشش ریسک مالی درست مانند بیمه شما در برابر باخت و ورشکستی عمل می کند.

استراتژی پوشش ریسک مالی فارکس راهی مناسب برای حد اقل رساندن ریسک تجاری کسب و کار شماست. این استراتژی نه تنها شما را در برابر خطرات ناشی از باخت مالی حفظ می کند، بلکه می تواند برای شما سودزا نیز باشد.

فصل اول: ترس

ترس در معامله گری

ترس پدیده ای همه جایی است و در معامله گری به همراه برادرش که طمع است دو تا از مهمترین احساساتی هستند که ما را دربر می گیرند و باعث می شوند که ما کل پدیده معامله گری را آنطور که می خواهیم نتوانیم به ثمر برسانیم. ترس چیست و ما از چه چیز می ترسیم؟ ما از همه چیز عموماً می ترسیم چه مسائل کوچک و چه بسیار بزرگ، فکر می کنیم تمام دنیا به زمین خواهد آمد و از نظر مالی در مارکت ورشکست خواهیم شد. ما از شکست می ترسیم و حتی از موفقیت می ترسیم. ما می ترسیم که تصمیم اشتباهی بگیریم و حتی اگر تصمیم درستی هم بگیریم در ترس و نگرانی هستیم. ما از ناشناخته ها می ترسیم ولی در حقیقت همه چیز معامله گری ناشناخته است، برای اینکه آینده مارکت قابل پیش بینی نیست.

فصل اول: ترس

ما از خبر می ترسیم و در عین حال از بی خبری هم می ترسیم. ما از شکست و ضرر واهمه داریم و می ترسیم اگر به ضرر برسیم دوستانمان، رئیسمان، همسرمان، فرزندانمان، خانواده مان و مهم تر از همه اعتماد به نفس خودمان را از دست بدهیم. به طور خلاصه ما از ترس هم می ترسیم و از اینکه می ترسیم هم می ترسیم. ترس یک احساس فلج کننده قوی است و ما با کمک اون سعی می کنیم با چیزی که از آن می ترسیم مواجه نشیم و وقتی با آن مواجه نمی شویم و به جنگش نمی رویم که رفعش کنیم، یکسری خیال پردازی می کنیم که اغلبش خیال پردازی منفی است که بیشتر ما را فلج می کند و روی سیکل معیوب می افتیم. به این ترتیب اراده ما نسبت به کاری که می خواستیم انجام بدهیم ضعیف و ضعیف تر می شود و به اصطلاح ترس خود را به صورت خودکار افزایش می دهد. این مثل آتشی است که در ما آغاز و گسترش پیدا کرده و دامنه خودش را با افکار منفی افزایش می دهد. به این ترتیب وقتی ما دچار ترس می شویم خودمان را کنار می کشیم، اعتمادمان را از دست می دهیم و در چرخه معیوبی وارد می شویم که پایانی ندارد و در آن غرق میشویم.

ترس از آینده

ترس مربوط به انجام چیزی درآینده است و ما از گذشته نمی ترسیم چون دیگر تمام شده وما کنترلی روی وقایع آن نداریم. ممکن است از ریسک معامله شکست ها گذشته شرم داشته باشیم، یا پشیمان باشیم، یا احساس خوبی نداشته باشیم، ولی از گذشته ترس نداریم. اگر ما ازگذشته نگرانیم، به خاطر اشتباهاتمان و تبعات آن ها درزمان آینده است. پس ترسی که ما در حال حاضر داریم ترس از آینده است، چون ما نمی دانیم در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. در حال حاضر هیچ ترسی وجود ندارد و ما می توانیم هر چیزی را تحت کنترل خودمان در بیاوریم. این لحظه، لحظه تصمیم گیری درست و اجرای درست است و روی آن کنترل داریم. ولی نه روی گذشته کنترل داریم و نه روی آینده. پس اگرما از آینده می ترسیم، علت آن ترس از اتفاق بدی است که ممکن است پیش بیاید در صورتیکه هنوزاتفاق نیفتاده، مثلا ممکن است ضرر کنیم یا ورشکست بشویم. ما نمی توانیم آینده را همین الان با اعتماد صد در صد پیش بینی کنیم. تنها کاری که می توانیم بکنیم این است که تصمیماتی بگیریم که عواقبش و اثری که می تواند روی ما بگذارد در آینده کم باشد و خیلی منفی نباشد. مثلاً اگر بیمه پزشکی نداریم و از مریضی می ترسیم، بیمه پزشکی بگیریم و اگر مریض شدیم می دانیم که بیمه داریم و دکتر و جراح و … می توانند به ما برسند. پس این یک کار عاقلانه است که در این لحظه انجام می دهیم برای اینکه نگرانی ما را در مورد آینده برطرف کند. خیلی از اتفاق ها در آینده غیرقابل پیش بینی است و ما نمی توانیم کنترلشان کنیم و به عنوان یک معامله گر فقط باید سعی کنیم ریسک اتفاقاتی را که بعدا می خواهد اتفاق بیفتد را از قبل پیش بینی کنیم و مضرات آنها را به حداقل برسانیم. ما در مورد آینده فقط احتمالات را می بینیم و نمی توانیم با قاطعیتبگوییم که چه اتفاقی خواهد افتاد و از روی همین احتمالات هست که ما می توانیم طوری برنامه ریزی کنیم که در آینده حتی برای بدترین ها آماده باشیم. بعضی افراد بخاطر اینکه نمی توانند آینده را صد در صد پیش بینی کنند، دچار وحشت می شوند. این نحوه دید آن ها نسبت به آینده است که باعث وحشت می شود وگرنه خیلی از چیزها را می شود از قبل پیش بینی کرد و با بررسی احتمالات منفی و مثبت، برای هر پیامدی آماده شد.

حق انتخاب: ترس یا هیجان

خیلی جالب است که بدانید وقتی ما دچار هیجان می شویم و یا می ترسیم، در هر دو حالت هورمون آدرنالین که یک محرک برای دفاع بدن هست در خون ما بالا می رود. این هجوم هورمون آدرنالین که به ما حالت دفاعی میدهد بین دو حالت ترس و هیجان مشترک است. اینکه کدام یک از این دو حالت در ما ظهور کند، بستگی به این دارد که ما با چه دیدگاهی به معامله گری نگاه می کنیم. اگر ما به دید تفریح به آن نگاه کرده و از اینکه در آمد خوبی داشته باشیم و پول زیادی به دست بیاوریم از معامله گری لذت میبریم، دچار هیجان زده گی میشویم. در مقابل اگر دید ما نسبت به معامله گری یک دید منفی است و آن را کاری سخت و مشقت بار میپنداریم، از معامله گری دچار ترس میشویم.

لذا بروز این دو حالت هیجان و یا ترس از انجام کار، بستگی به دیدگاه ذهنی ما نسبت به آن قضیه دارد. اگر از قبل دید مثبتی نسبت به معامله گری در ذهن خود ساخته باشیم، با اشتیاق و هیجان به انجام آن میپردازیم. از طرفی اگر از قبل با دید منفی و نگران کننده ای نسبت به خطر ضرر وارد معامله گری شویم، دچار حالت ترس خواهیم شد. همچنین ارزش های فکری وطرز فکرمان به ما شخصیت یک انسان محتاط و یا انسان با ریسک پذیری بالا را میدهد. فرد با شخصیت محتاط می خواهد سرمایه خود را حفظ کرده واز ریسک پرهیزمیکند و از قبول ریسک در معامله گری دچار ترس میگردد. این نقطه مقابل فردی است که ریسک پذیری بالایی داشته و می خواهد سرمایه خود را به سرعت رشد دهد و از این کارلذت میبرد.

همچنین دیدگاه ما نسبت به اینکه دچار اشتباه نگردیده و حتماً برنده از آن کار در بیاییم در ایجاد احساسات منفی و مثبت در ما دخیل هستند. آیا شما میخواهید هیچوقت در معامله گری بازنده نباشید که دیگران تصور کنند شما اشتباه کردید و یا اینکه برایتان مهم نیست دیگران چه تصوری دارند و فقط می خواهید پول دربیاورید؟ برای اینکه همیشه در سیستم معامله گری ضررهست ولی اگربه این ضررها به دید شخصی نگاه کنید و با دید یک شخص بازنده بخواهید جلوی ضررسیستم را بگیرید، هیچوقت موفق نمی شوید. هدف اصلی ما باید این باشد که پول در بیاوریم و لذا باید ضررهای کوچک بدهیم تا سودهای بالا ببریم و دراین حالت است که سودهای بالا، ضررهای کوچک را می پوشانند و ما موفق می شویم. لذا اینطور نیست که تصور کنید که حاصل یک معامله به دلیل تصمیمم درست و یا غلط شماست. این بازار است که پاسخ می دهد نه اینکه شخصیت ما جواب یک معامله را تعیین کند.

لذا زیر ساختار ذهنیمان، به ما حق انتخاب بین این دو حالت هیجان و ترس را میدهد. بعضی از معامله گران بعد از اینکه وارد بازار می شوند، اول دچار ترس می شوند و بعد دچار هیجان می شوند و بین این دو حالت می چرخند تا اینکه حالت ترس آن ها را خسته می کند. وقتی که هفته تمام می شود، آنها حسابی خسته اند چون لذت نبرده اند و دچار استرس بین هیجان و ترس بوده اند و انرژی آن ها حسابی تخلیه شده است. بعضی ها هم هنوز که وارد معامله گری نشده اند از ابتدا می ترسند و اصلاً نمی توانند حالت هیجان مثبت را در خود ایجاد کنند.

مقایسه دو معامله گر

دراینجا برای درک بیشتر مشکل ترس به مقایسه دومعامله گرمیپردازیم.

اولی معامله گر خیلی با هوشی است و سیستم معامله گری دارد که تریدها را در جهت روند بازار دو سه روز نگه می دارد و خیلی در پید کردن نقاط برگشت استاد است. او پیشنهادهای خودش را در گروهی که دارد به بقیه ارائه می دهد و همه از ان استفاده می برند وخیلی ها با سیگنال های او پولدار شده اند. ولی این معامله گروقتی تریدهای خودش را باز می کند، به محض اینکه به کمی سود می رسد دچار شک می شود، عرق می کند و نمی خواهد این مقدار سود کم به دست آورده را از دست بدهد. لذا اکثرتریدهایش را وقتی هنوز به هدف نرسیده، برخلاف آنچه که در سیستمش هست زودتر با سود کم می بندد. در صورتیکه معامله گرهایی که سیگنال او را دریافت می کنند، منتظر می مانند و بعد از چند روز که به هدف می رسنند، با پول زیادی تریدهایشان بسته می شود. ذهن این معامله گر به او می گوید که باید به سیستم خود که بازدهی عملی بالایی داشته پایبند باشد. ولی بعد از باز کردن معامله، یک ترس ناخودآگاه به او دست می دهد و باعث می شود که نتواند به سیستم اش پایبند باشد و تمام پتانسیل او و سود کامل او در عصر ترس از بین میرود. این معامله گردریک سیکل خوف و رجا گیر کرده و از یک طرف می داند که باید با امیدواری سیستم خود را دنبال کند ولی ترس نمی گذارد آن چیزی را که دوست دارد در عمل به اجرا بگذارد. بسیاری از معامله گران این مشکل را داشته و از آن رنج می برند زیرا که همه شنیده اند که میگویند ضررت را به سرعت کم کن و به سود ت اجازه بده تا رشد پیدا کند. پس مشکل چیست که ما نمی توانیم آن را انجام بدهیم؟ برای اینکه ما می دانیم و می خواهیم آن را انجام بدهیم ولی ترس می آید و نمی گذارد ما آن را درست به اجرا بگذاریم ومعمولا لج کرده و ضد آن عمل می کنیم.

مثال دیگر، معامله گری است که این مشکل دوگانگی را نداشته و در خوف و رجا نیست. او هر روز کار خودش را با ذهن کاملاً باز وسر زنده شروع می کند. چیزی که می تواند برای بعضی ها خیلی ترسناک باشد، برای او عادی است و از این حالت تیز هوشی که درحس ترس به اودست می دهد برای حضور در روی صحنه در زمان حال استفاده میکند. مثل کسی که می خواهد به شکار برود و هیجان و امید دارد که که با دست پر برگردد. یا مثل کسی که میخواهد هدیه ای دریافت کند و نمی داند که چه چیزی می خواهند به او هدیه بدهند ولی میداند که که در بسته هدیه چیزی هست واو باید فقط آن را باز کند.

مثال دیگر معامله گری است که این مشکل دوگانگی را نداشته و در خوف و رجا نیست. او هر روز کار خودش را با ذهن کاملاً باز وسر زنده شروع می کند. چیزی که می تواند برای بعضی ها خیلی ترسناک باشد، برای او عادی است و از این حالت تیز هوشی که زمان ترس به اودست می دهد برای حضور در زمان حال درصحنه استفاده میکند. مثل کسی که می خواهد به شکار برود و هیجان و امید دارد که که با دست پر برگردد. یا مثل کسی که میخواهد هدیه ای دریافت کند و نمی داند که چه چیزی می خواهند به او هدیه بدهند ولی میداند که که در بسته هدیه چیزی هست واو فقط باید آنرا باز کند. این معامله گردر حال رانندگی وبرای رسیدن سرکار، هیچ ایده ای ندارد که آن روز مارکت چه چیزی برایش می آورد و چه چیزی درانتظارش است، چون می تواند هر اتفاقی بیفتد. ولی این معامله گر توی ذهن خودش انتظار دارد مارکت یک سود بسیار خوبی را برایش به ارمغان بیاورد و میداند که تنها باید زمانش برسد تا مثل یک هدیه آنرا بازکند. او امیدواراست که اگر بزرگترین سود سال را به دست نیاورد، می تواند سود متوسط را به دست بیاورد و از صحنه امروز بازار با دست پر برگردد. این طرز تفکر به او یک حس مثبت می دهد و برای او هیجان انگیز است که امروز را هم میتواند به عنوان یک فرصت برای ثروتمند شدن استفاده کند.

در مقابل معامله گری را در نظر بگیرید که هر روزش را با حالت خیلی نگران کننده ای شروع می کند و انتظار از دست دادن پول بسیاری را دارد. چه چیزی اشتباهی می تواند پیش بیاید و چی می شود اگرمعامله ای را باز کند مارکت آنرا تایید نکرده وضد جهت آن حرکت کند؟ چه اتفاقی خواهد افتاد اگر سود تمام هفته اش را یکجا از دست بدهد؟ واقعا چه اتفاقی خواهد افتاد اگر مثل ماه قبل ضررزیادی بدهد و همه سرمایه اش را از دست بدهد؟ همه این افکار در ذهن معامله گرقبل از شروع کارشکل میگیرد. بعد با خودش فکر می کند که چه شغل وحشتناکی را من برای پول درآوردن انتخاب کردم. درحقیقت این معامله گردارد تمرکز ذهنی خودش را روی احتمالاتی می گذارد که تمامش منفی وپر از مصیبت و بلا است. او احتیاج دارد تمرکز خودش را روی چیزهای مثبتی بگذارد که دارد و قابلیت هایی که میتواند به او اعتماد به نفس داده تا بتواند معامله گری را مدیریت کند.

استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات

همیشه داشتن یه استراتژی مناسب احتمال موفقیت رو به میزان چشمگیری افزایش میده. برای همینه که بزرگان مدیریت داشتن استراتژی رو یکی از اجزای حیاتی هر کسب و کار و سرمایه گذاری میدونن. معامله توی بازار ارزهای دیجیتال هم از این قاعده مستثنی نیست. قطعا داشتن یه استراژی مدیریت سرمایه گذاری در این زمینه میتونه بهتون کمک کنه که سود های خیلی خوبی کسب کنید.

استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات به باید ها و نباید هایی و برنامه هایی گفته میشه که سرمایه گذار واسه خودش مشخص میکنه. داشتن استراتژی باعث میشه که امکان کسب سود به حد اکثر برسه، و ریسک در مدیریت سرمایه و معاملاتی که انجام میشه به میزان چشمگیری کاهش پیدا بکنه.

اگر علاقمند به دونستن در مورد انواع استراژی های مختلف توی بازار ارزهای دیجیتال هستین با ما همراه باشین.

اهمیت مدیریت سرمایه در معاملات ارز دیجیتال

اهمیت مدیریت سرمایه در معاملات ارز دیجیتال

قبل از اینکه استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات ارزهای دیجیتال رو براتون معرفی کنیم، در این قسمت درمورد اهمیت مدیریت کردن سرمایه و داشتن یه استراتژی خوب مطالبی رو ارائه خواهیم کرد.

توی معاملات ارز دیجیتال مدیریت سرمایه به این معنی هست که چطوری و به چه طریقی سرمایه و پولی رو که میخوایم در بازار ارزهای دیجیتال سرمایه گذاری کنیم. در واقع به پروسه بودجه بندی و راه های خرج کردن سرمایه واسه خرید ارزهای دیجیتال مدیریت سرمایه گفته میشه. اگه که مدیریت سرمایه توسط معامله گر با راهبرد یا شیوه خاصی که از قبل تعیین شده انجام بشه میگیم که این معامله گر دارای استراتژی هست.

امروزه استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات یکی از مهم ترین بحث ها توی بازار ارزهای دیجیتال هست، چون که این بازار خیلی متلاطم هست و معامله گر اگه بلد نباشه چطوری سرمایشو مدیریت بکنه و یا اگه یک استراتژی قوی واسه خودش نداشته باشه حتما ضرر خواهد کرد، و این امکان وجود داره کل سرمایش یک جا از دست بره.

با توجه به این که مدیریت سرمایه در بازار ارز های دیجیتال یه بحث تخصصی هست، نمیشه که برای همه یک نسخه واحد واسه نحوه مدیریت سرمایشون مشخص کرد. این سرمایه گذار هستش که باید مهارت های لازم رو در این زمینه کسب بکنه، و با توجه به میزان سرمایه ای که داره و وضعیت بازار با انتخاب یه استراتژی مناسب معاملات خودشو انجام بده.

یک سرمایه گذار اگه که با استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات آشنا باشه با اصول روانشناسی پول و روانشناسی بازار ریسک معامله شکست ها هم آشنا خواهد بود. این شخص میتونه که بازار ها و موقعیت های پر سود رو شناسایی کنه، و بازار در هر شرایطی که باشه قادر خواهد بود راه خودش رو بره و سود کسب کنه.

در ادامه مهم ترین استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات ارزهای دیجیتال رو خدمتتون معرفی میکنیم.

بهترین استراتژی های مدیریت سرمایه

از پراستفاده ترین استراتژی های مدیریت سرمایه توی بازار ارزهای دیجیتال که تونستن محبوبیت بالایی در بین سرمایه گذارها پیدا کنن میتونیم به موارد زیر اشاره کنیم.

• سبد سرمایه گذاری متنوع

با توجه به این که بازار ارزهای دیجیتال نوسان های پرتلاطمی داره، به طبع ریسک معامله و سرمایه گذاری هم در این بازارها بالاست. یکی از بهترین استراتژی های مدیریت سرمایه توی این شرایط این هست که معامله گر یا سرمایه گذار سبد متنوع و مختلفی رو برای خرج کردن پولش انتخاب کنه و همه تخم مرغ هاش رو توی یک سبد نزاره.

سبد سرمایه گذاری

مثلا معامله گر میتونه درصد مشخصی از سرمایه شو انتخاب کنه و اون مقدار رو برای هولد کردن اختصاص بده، یا میتونه درصد دیگه از سرمایشو به معاملات کوتا مدت اختصاص بده. همچنین موقع خرید رمز ارز ها به جای خرید یک ارز دیجیتال میتونه چند تا ارز دیجیتال مختلف رو خریداری بکنه، و از طریق این متنوع سازی ریسکش رو کاهش بده.

هرچند که متنوع سازی هرچقدر بیشتر باشه ریسک به میزان چشمگیری کاهش پیدا میکنه، ولی از طرفی این استراتژی معایب خاص خودشو هم داره. اگه متنوع سازی بیش از حد انجام بشه امکان کسب سود هم به مقدار خیلی زیادی پایین میاد، و معامله گر نمیتونه به مقدار مناسب سود کسب کنه. از عیب های دیگه این روش اینه که باعث از دست رفتن تمرکز معامله گر میشه، و معامله گر با صرف زمان بالا برای مدیریت دارایی های متنوع فرصت این رو که بتونه وضعیت های سود آور رو سریع شناسایی بکنه از دست میده.

یکی دیگه از معایب این روش اینه که متنوع سازی به خاطر این که باعث میشه معامله گر معاملات بیشتری انجام بده هزینه های بیشتری هم داره چون که موقع انجام هر معامله میزان مشخصی کارمزد کسر میشه.

اما با این حال باز هم توصیه متخصصان مدیریت مالی واسه مدیریت سرمایه اینه که همیشه سعی کنید کمی از سبد سرمایه گذاریتون رو متنوع کنید، تا موقع ضرر کردن یک دارایی تون به خاطر اتفاقات غیر منتظره، دارایی های دیگتون این ضرر رو جبران کنن و میزان زیانتون زیاد سنگین نباشه.

• در نظر گرفتن بازه زمانی

شما برای مدیریت سرمایتون چه توی بازار رمزارزها و چه توی بازارهای مالی دیگه باید یه بازه زمانی در نظر بگیرید. این بازه میتونه کوتاه مدت و یا بلند مدت باشه. استفاده از بازه زمانی توی مدیریت سرمایه باعث میشه میزان استهلاک پولتون کاهش پیدا بکنه.

مثلا شاید شما یک معامله بکنید و توی یک سال 30 درصد سود کنید. در حالی که اگه بازه زمانی کوتاه تری مثل سه ماه واسه کسب سود 30 درصد در نظر میگرفتین، اجازه نمیدادین سرمایتون به مدت یک سال با یه بازه سود دهی خیلی پایین توی این وضعیت بمونه.

یا مثلا ممکنه از انتشار اخبار یه رمزارز خاص شما این طوری تحلیل کنید که تا 5 سال آینده ارزش این ارز دیجیتال به شدت افزایش پیدا میکنه، و تصمیم بگیرید مقدار مشخصی از سرمایتون رو به مدت پنج سال برای خرید و نگه داری این رمزارز اختصاص بدین؛ و بعد از پنج سال به قدری سود کنید که ارزش پولتون چندین برابر بشه.

در کل اگه بدونید که توی چه بازه زمانی (کوتاه مدت یا بلند مدت) تمایل دارید که معامله و یا سرمایه گذاری کنید، باعث میشه چشم انداز واضحی نسبت به خرید و فروش هایی که انجام میدین داشته باشین، و موقعی که جزو بازار هیجانی شد؛ با داشتن این استراتژی شما جز اون دسته ای خواهید بود که هیجانی عمل نمیکنن.

مدیریت منفعل

• مدیریت منفعل

توی استراتژی مدیریت منفعل سرمایه گذار میاد و با توجه به تحلیل هایی که انجام داده یک پرتفوی سرمایه گذاری برای خودش ایجاد میکنه، و بر این اساس یه سبد دارایی تشکیل میده. بعد از این که سبد دارایی تشکیل شد، سرمایه گذار مدیریت فعالی روی پورتفو نداره، و بیشتر روی این دارایی ها نظارت میکنه. تنها کاری که این مدل سرمایه گذارها میکنن اینه که با منفعل بودن منتظر میشن، تا بتونن سود مورد نظر خودشون. توی یه زمان مناسب کسب کنن.

این روش به دلیل این که زیاد پویا نیست، و سرمایه گذار نیازی نمیبینه فعالانه سبد دارایی هاشو مدیریت که و معاملات متعددی انجام بده؛ هزینه و کارمزد خیلی پایینی نسبت به روش فعال داره.

البته این روش هم معایبی داره، که از جمله مهم ترین اون ها میتونه این باشه، که با مدیریت منفعل این امکان بوجود میاد که حد ضرر توی معاملات به میزان بالایی افزایش پیدا بکنه.

• مدیریت فعال

توی این روش سرمایه گذار بعد از تشکیل دادن پرتفوی سرمایه گذاری فعالانه اونو مدیریت میکنه. اگه دارایی که توی سبدش وجود داره زیان ده باشه، سعی میکنه هرچه سریع تر اون رو با یه دارایی ارزشمند جایگزین کنه؛ و با تعیین حد ضرر همیشه سعی میکنه از زیان بالا جلوگیری کنه. سرمایه گذار با انجام معاملات متعدد و با رویکرد مدیریت فعالانه سعی میکنه تا جایی که امکانش هست میزان کسب سود و بازده رو افزایش بده.

از مزیت های این روش اینه که سرمایه گذار از این طریق میتونه سود بالایی توی مدت زمان کوتاه تری کسب کنه، اما به خاطر تعداد معاملات بالا باید کارمز بیشتری هم پرداخت کنه.

از جمله کسایی که از این استراتژی مدیریت سرمایه استفاده میکنن میتونیم به جرج سوروس مدیر صندوق سرمایه گذاری کوانتوم اشاره کنیم. جرج سوروس توی کتابش به اسم سرمایه داری علیه سرمایه داری گفته که بعضی روز ها برای مدیریت سبد سرمایه گذاریش به قدری وقت میزاشت و توی مدیریت اون فعال بود که بعد از اتمام ساعات کاری دچار دردهای عضلانی شدیدی به خاطر نداشتن تحرک و نشستن پشت میز به مدت طولانی میشد.

استراتژی ترکیبی

• استراتژی های ترکیبی

استراژی ترکیبی به ریسک معامله شکست ها روش های مدیریت سرمایه از طریق ترکیب کردن چند تا استراتژی های مختلف باهم دیگه گفته میشه. برای مثال ممکنه که استراتژی متنوع سازی در یک بازه زمانی کوتاه مدت و با روش مدیریت فعال ترکیب بشه، و از این طریق یه استراتژی ترکیبی به وجود میاد.

استراتژی های ترکیبی باعث میشن توی بازار های پیچیده و پر ریسک سرمایه گذار بتونه با کارایی بالایی عمل بکنه. اما گاهی اوقات به دلیل ترکیب بیش از حد استراتژی های مختلف باهم دیگه خود این رویکرد باعث به وجود اومدن و ایجاد پیچیدگی بیش از حد میشه، که ممکنه باعث ایجاد سردرگمی واسه سرمایه گذار بشه.

• برون سپاری

امروزه از برون سپاری به عنوا یکی از دیگه از استراتژی های مدیرت سرمایه یاد میشه به این دلیل که مدیریت دارایی و علم فایننس یک مبحث تخصی هست شاید همه افراد نتونن توانایی لازم رو در این زمینه پیدا بکنن و یا اصلا به دلیل مشغله بالا زمان کافی برای یادگیری تخصصی در این مورد رو نداشته باشن.

به همین دلیل واگذاری مدیریت سرمایه واسه انجام معامات متعدد به یک شخص متخصص و حرفه ای میتونه به میزان چشمگیری امکان خطا و اشتباه رو کاهش بده، و همچنین به همون میزان امکان کسب سود رو هم افزایش میده.

این روش در بین معامله گران ارز دیجیتال طرفدارای خاص خودش رو داره به طوری که جدیدا صندوق ها مدیریت سرمایه ای به وجود اومدن که این کار رو برای مشتری هاشون به نحو احسن انجام میدن. این صندوق ها معامله گرهای حرفه ای دارن، که میتونن سودهای خیلی خوبی کسب کنن؛ و توی این سودها با صاحبان سرمایه شریک میشن.

نکته ای که در این جا لازمه بهش توجه کنید، اینه که قبل از توافق واسه معامله با اینگونه افراد و شرکت ها برای مدیریت سرمایه تون، اعتبارشون رو به طور دقیق برسی بکنید. چون ممکنه که به راحتی توی دام اسکمرها (کلاه بردارها) گرفتار بشین و پولتون از دست بره.

• روش های تهاجمی

بعضی افراد به سود های کم قانع نیستن، و دوست دارن که درصد بالایی سود در زمان کوتاه کسب کنن. روش های تهاجمی مجموعه ای از استرتژی ها و روش های کوتاه مدت و داینامیکی مدیریت سرمایه هستن، که در اون سرمایه گذار به جای حفظ سرمایه اش و کسب سود توی بلند مدت تمایل داره اونو توی معاملات به گردش بندازه؛ و با روش های حساب شده ای سود کسب کنه.

در واقع فلسفه این استراتژی به این صوت هست که به جای راکد گذاشتن سرمایه و یا منتظر سودهای بلند مدت موندن سرمایه گذار میاد معاملاتی رو انجام میده که ارزش سرمایه اش توی کوتاه ترین زمان ممکن به بیشترین حد برسه. این روش اگر همراه با آگاهی کافی نباشه به شدت میتونه که آسیب زننده باشه، و به قدری پر ریسک هست که باعث میشه توی مدت کوتاهی همه سرمایه شخص از دستش بره.

برای مثال توی بازار رمز ارزها وقتی یک کوین جدید قراره عرضه بشه، ممکنه از همون اول مشخص باشه بازدهی چندانی نداره؛ و ارزش خریدن نداشته باشه. با این حال یه سری میان بعد از این که این ارز دیجتال توی بازار عرضه شد، میخرنش و بعد از این که دیدن داره رشد میکنه سریع میفروشنش که باعث میشه سود کسب کنن.

همون طور که گفتیم استفاده از روش های تهاجمی با این که ریسک بالایی داره ولی باعث میشه که سرمایه گذار توی مدت زمان خیلی کوتاهی بتونه سود کسب کنه.

• تعیین ضریب ریسک

اگه شما توی سرمایه گذاری که قصد انجامشو دارین بیاین و میزان ریسکشو مشخص کنید، میتونید به راحتی تصمیم بگیرید که سرمایه گذاریتون ارزش هزینه کردن داره یا نه. تعیین کردن مقدار ریسک یه استراتژی مهم توی مبحث مدیریت سرمایه هست، و در اکثر موارد موفقیت و شکست یه سرمایه گذاری یا معامله با این موضع رابطه مستقیم و تنگاتنگی داره.

برون سپاری

تعیین کردن ضریب ریسک توی معاملات میتونه سرعت تصمیم گیری رو افزایش بده و باعث افزایش سرعت عمل و تمرکز معامله گر بشه. سرمایه گذار به این دلیل که میدونه تا چه مقداری میتونه ریسک کنه به راحتی موقعیت هایی رو که ضریب ریسکشون بالاست نادیده میگیره و توی پوزیشن هاییی متمرکز میشه که میتونه براش سود آور باشه.

اما بعضی ها هم بر این عقیده هستن که ضریب ریسک چیزی نیست که بشه به این راحتی مشخصش کرد، و بینهات متغیر در دنیای واقعی وجود داره ریسک معامله شکست ها که حتی وجودشون به فکر ما هم نمیرسه؛ چه برسه به این که بخوایم این متغیر ها رو به صورت فرمول در بیاریم و توی معاملاتمون استفاده کنیم.

توی بازار ارز های دیجیتال تعیین کردن ضریب ریسک همیشه میتونه کمک کننده باشه چون که باعث میشه شتاب زده عمل نکنیم و توی پوزیشن هایی اقدام به خرید و فروش کنیم که میدونیم ریسک معقولی برامون داره.

• استراتژی تقلید

به عنوان آخرین مورد میخوایم به استراتژی تقلید به عنوان یکی دیگه از استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات اشاره بکنیم. توی این استراتژی سرمایه گذار معامله گرهای دیگه رو در نظر میگیره و رفتارشون رو کاملا تحلیل میکنه و از این طریق موفق میشه به روش های جدیدی دست پیدا کنه، که براش سود آور هستن و از این متد ها و روش های جدید واسه مدیریت سرمایه اش و معامله های جدیدی که میخواد انجام بده استفاده میکنه.

ضریب ریسک

به عنوان مثال وارن بافت تکنیک هایی که بنجامین گراهام از اون ها برای مدیریت کردن دارایی مشتری هاش استفاده میکرد رو کاملا یاد گرفت، و از این روش ها توی مدیریت سرمایه و معاملات شخصی خودش استفاده کرد؛ و از این طریق تونست سرمایه زیادی بدست بیاره. وارن بافت اکثرا به این موضوع توی مصاحبه هاش کرده، و بارها گفته موفقیتی رو که الان داره مدیون بنجامین گراهام هست.

توی بازار رمزارز ها هم استفاده از این روش میتونه کارایی خیلی خوبی داشته باشه. شما با شناسایی معامله گر های حرفه ای و تحلیل رفتار اون ها میتونید متوجه بشید که این افراد سرمایشون رو به چه طریقی مدیریت میکنن، و چه روش هایی رو توی معاملات خودشون استفاده میکنن. این نوع تحلیل ها توی دنیای بازارهای مالی به قدری رایجه که گاها باعث کشف استراتژی های پرکاربرد تر و جدید تری میشه.

کاربرد استراتژی های مدیرت سرمایه

وقتی که از استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات ارزهای دیجیتال صحبت میکنیم دو هدف اصلی مطرح میشه، کاهش ریسک؛ و افزایش سود. وقتی که بدونید سرمایه ای که توی دستتون هست رو چطوری واسه معاملات مختلف بودجه بندی و مدیریت کنید، و برای این کار استراتژی تعیین کنید؛ احتمال موفقیتتون حتی توی بدترین شرایط هم افزایش پیدا میکنه.

همچنین به دلیل این که ریسکتون رو به روش های کاربردی یاد میگیرین که چطوری مدیریت کنید، در شرایطی که دیگران ضرر میکنن شما فقط ممکنه سودتون سربه سر بشه؛ و یا فقط درصد افزایش سودتون کمی کاهش پیدا کنه.

بهتون توصیه میکنیم که بحث مدیریت سرمایه رو اگر واقعا علاقمند به انجام فعالیت حرفه ای توی بازارهای مالی هستین کامل و اصولی یاد بگیرین. چون اگه ندونید با چه استراتژی میخواین سرمایه تون رو واسه انجام دادن معاملات مختلف مدیریت کنید، به احتمال بالا نخواهید تونست در این زمینه مخصوصا توی بازار ارزهای دیجیتال موفقیت چندانی کسب کنید.

کلام پایانی

امیدواریم مطالبی که مطرح کردیم براتون مفید واقع شده باشه، و تونسته باشین به اهمیت استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات مخصوصا توی بازار ارزهای دیجیتال به طور کامل واقف بشین. شاید کسب مهارت کافی برای مدیریت سرمایه به دلیل پیچیدگی روش های علمی مدیریت ریسک و انواع روش های مدیریت سرمایه که با فرمول های ریاضی همراه هستن کمی زمانبر باشه، اما مطمئن باشید که در صورت یادگیری کامل توی بلند مدت نتیجه اش رو خواهید دید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.