بازار متعادل در موقعیت اصلاح


مقررات زدایی و اصلاح ساختار اقتصادی کشور، ضرورتی بی بدیل در کاهش سفته بازی و ایجاد بهبود در فضای کسب و کار

بازار متعادل در موقعیت اصلاح

مشاوره رایگان

برای دریافت مشاوره در مورد چگونگی عضویت در صندوق و شرایط سبد های مختلف کافیست عدد 2 را به سامانه زیر پیامک کنید.

  • 02191004770
  • [email protected]
  • تهران، خیابان بهشتی، پلاک 436، طبقه 4، واحد 15

خانه / اخبار بورس / پیش بینی روند معاملات بازار بورس امروز ۱۵ تیر ۹۹، آیا شاخص بورس اصلاح می شود؟

پیش بینی روند معاملات بازار بورس امروز 15 تیر 99، آیا شاخص بورس اصلاح می شود؟

کارشناسان با توجه به رشد بیش از ۶۴ هزار واحدی شاخص بورس در هفته گذشته و فتح کانال یک میلیون و ۵۰۰ هزار واحدی خبر از ادامه اصلاح بازار داده بودند، اما با رشد ۳۰ هزار واحدی شاخص بورس در اولین ساعتهای روز شنبه تاریخ ۱۴ تیر ماه ۹۹ و سپس با اختلالات به وجود آمده در سامانه معاملاتی و عقب نشینی از رشد، که موجب افزایش عرضه و از بین رفتن صف های خرید طولانی در برخی از سهم ها شد، این روند باعث شد برخی از سهامداران این روند را آغاز اصلاح شاخص بورس بدانند.

پیش بینی روند معاملات بازار بورس امروز ۱۵ تیر ماه ۹۹

با توجه به وضعیت موجود در بازار ارز و تداوم جریان ورود نقدینگی به بازار سهام، باید در انتظار بازاری متعادل در بورس بود، تا زمان رشد قیمت دلار روند معاملات بورس صعودی بوده و اجازه اصلاح را به شاخص بورس نمی دهد. روند معاملات در بازار امروز منفی نبوده و به احتمال زیاد شاهد معاملات متعادل در بازار خواهیم بود. جریان ورود نقدینگی مهم ترین فاکتور تعیین کننده روند معاملات بورس بوده و ورود ۱۵ هزار میلیارد تومان نقدینگی روزانه، اجازه نمی دهد بازار وارد فاز اصلاحی شود.

شاخص بورس در این لحظه افزایش بیش از ۳ هزار واحدی دارد، اما در کلیات بازار عرضه ها شدت یافته است، شاخص هم وزن تا این لحظه افت محدود ۳۲۸ واحدی داشته است.

به گزارش ایرنا:

هفته دوم تابستان به عنوان هفته‌ای تاریخ‌ساز برای بورس کشور به ثبت رسید و در این بازار در کنار شکسته شدن رکورد شاخص بورس، رکورد رشد روزانه معاملات بورس هم شکسته شد.

شاخص بورس در بازار هفته گذشته در حالی در یک روز به رشد بیش از ۶۴ هزار واحدی دست پیدا کرد و کانال یک میلیون و ۵٠٠ هزار واحد را فتح کرد که کارشناسان از احتمال ادامه اصلاح بازار به دلیل نزدیک شدن به مقاومت کانال ١.۵ میلیون واحدی خبر داده بودند.

کارشناسان چنین رشدی را در بازار خطرناک می‌دانند و معتقدند همیشه رشد پرشتاب و هیجانی شاخص بورس با اصلاح‌های قیمتی و زمانی چند روزه‌ای همراه بوده تا بتواند زمینه‌ساز صعود دوباره شاخص بورس شود.

چنین صحبت‌هایی از طرف کارشناسان بازار، ذهنیت فعالان بازار را به سمت احتمال اصلاح و افت شاخص بورس در بازار هفته جاری پیش برده و گمان می‌کنند که با توجه به رشد بی‌وقفه بازار تا کانال یک میلیون و ۵۰۰ هزار واحد و عبور پرقدرت از این کانال باید در انتظار اصلاحی سنگین و عقب‌نشینی شاخص بورس باشیم.

معاملات بورس در بازار روز گذشته که با توجه به چنین تصوراتی از سوی فعالان بازار، کار خود را با افزایش تقاضا و رشد شاخص بورس آغاز کرد و در نخستین دقایق معاملات به رشد بیش از ۳۰ هزار واحدی دست پیدا کرد به دلیل اختلال ایجاد شده در سامانه معاملات از رشد خود عقب‌نشینی و باعث افزایش عرضه و محو شدن صف‌های خرید طولانی در برخی از سهام شد تا برخی از سهامداران این موضوع را آغازی برای اصلاح شاخص بورس و ادامه روند منفی آن در بازار امروز بدانند.

نرخ دلار اجازه اصلاح را به شاخص بورس نمی‌دهد

همایون دارابی روند معاملات بورس در بازار امروز را پیش‌بینی کرد و افزود: با توجه به وضعیت موجود در بازار ارز و تداوم جریان ورود نقدینگی به بازار سهام، در انتظار بازاری متعادل در بورس هستیم.

وی ادامه داد: افت یکباره شاخص بورس در بازار امروز و ایجاد نوسان‌های شدید در معاملات، ناشی از خرابی سیستم معاملات بود که امیدواریم امروز مشکلات ایجاد شده برطرف شود و بازار بتواند همچون روزهای گذشته معاملاتی پر رونق و با تعادل را در معاملات به‌دست آورد.

دارابی معتقد است که روند معاملات در بازار امروز منفی نیست و به نظر می‌رسد که شاهد معاملاتی متعادل در بازار باشیم.

این کارشناس بازار سرمایه، اظهارکرد: وضعیت موجود در بازار ارز و رشد قیمت‌ها در این بازار به تناسب بر روند معاملات بورس تاثیرگذار است و نرخ دارایی‌ها را با افزایش همراه می‌کند.

تا زمان رشد قیمت دلار روند معاملات بورس صعودی است و اجازه اصلاح را به شاخص بورس نمی‌دهد

بازار اصلاح کوچکی دارد
هومن عمیدی درخصوص روند معاملات امروز بازار، گفت: با توجه به حرکت بورس بر مدار نرخ ارز و گزارشات سه ماه شرکت‌ها، معاملات در گروه‌هایی که گزارش معقولی را ارائه کردند و از افزایش نرخ برخوردار بودند مثبت خواهد بود و همچنین گروه‌هایی که به دنبال نرخ ارز فروش محصولات صادراتی و قیمت داخلی آنها خوب است و از شرایط مطلوبی برای فروش برخوردارند، می‌توانند مورد توجه سهامداران در بازار قرار گیرند.

وی با بیان اینکه کلیت بازار اصلاح کوچکی دارد و نقدینگی تا حدودی دست به‌دست خواهد شد، افزود: برخی از سهم‌های کوچک بازار بیش از اندازه رشد داشتند و از ارزش ذاتی خود فاصله گرفتند؛ به همین دلیل باید در انتظار اصلاح قیمت بر روی این سهم‌ها بود.

عمیدی اظهارکرد: به نظر می‌رسد بحث سود بانکی دیگر چندان جذابیتی برای سپرده‌گذاران ندارد، به همین دلیل نقدینگی‌ها در بازار سرمایه ماندگار است و قیمت ارز هم فعلا در حدود قیمتی ٢٠ تا ٢١ هزار تومان در نوسان خواهد بود.

به گفته این کارشناس بازار سرمایه، معاملات بورس باید خود را با قیمت دلار جدید وفق دهد به همین دلیل دوباره شاهد رشد پرشتابی در بازار خواهیم بود.

وی با بیان اینکه نقدینگی‌های موجود در بازارهای موازی چندان مثبت و موثر نیستند که بتوانند این بازارها را تحت تاثیر قرار دهند، گفت: با توجه به چنین موضوعی نقدینگی در بورس ماندگار است و پیش‌بینی چندانی برای ورود نقدینگی به این بازارها صورت نگرفته است.

بازار با اصلاح بلند مدت رو به رو نخواهد بود

عمیدی خاطرنشان کرد: با توجه به وضع موجود به نظر نمی‌رسد که در بازار با اصلاح بلندمدتی همراه شویم بلکه اصلاحی کوتاه‌مدت شکل می‌گیرد که می‌توان نام آن را دست به‌دست شدن سهام گذاشت که باعث ورود سهامداران و نقدینگی‌های جدید در بازار می‌شود.

این کارشناس بازار سرمایه، گفت: به دلیل جریان گسترده نقدینگی در بورس، معاملات این بازار تا مدتی در این کانال ماندگار است و اصلاح شدیدی مانند دفعات قبل بازار را تهدید نمی‌کند، بعد از مدتی دوباره شاهد بازگشت روند صعودی به بازار خواهیم بود.

وی به علت عبور شاخص بورس بدون هیچ مقاومتی از کانال ١.۵ میلیون واحدی اشاره کرد و گفت: بازار همسو با رشد سهم‌های بزرگ در بازار به حرکت کرد و با توجه به موقعیت خوبی که سهام بزرگ و شاخص‌ساز در بازار داشتند اجازه اصلاح به شاخص بورس داده نشد.

عمیدی افزود: روند منفی سهم‌های کوچک در بازار و قرار گرفتن آنها در صف‌های فروش سنگین تاثیر چندانی را در شاخص بورس ندارند، به همین دلیل افت آنها نمی‌تواند به عنوان بازار متعادل در موقعیت اصلاح خطری برای معاملات بازار تلقی شود

نقدینگی مهم ترین فاکتور تعیین کننده روند معاملات بورس

این کارشناس بازار سرمایه در وضعیت کنونی، جریان ورود نقدینگی را به عنوان مهم‌ترین فاکتور تعیین‌کننده روند معاملات بورس دانست و افزود: اکنون روزانه ١۵ هزار میلیارد تومان نقدینگی وارد بازار می‌شود که این حجم از نقدینگی نمی‌گذارد بازار وارد فاز اصلاحی شود.

Compatible data.

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipis scing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore et dolore magna aliqua.

enim ad minim veniam quis nostrud exercita ullamco laboris nisi ut aliquip ex ea commodo consequat.

  • Pina & Associates Insurance
  • Payment at Contingency
  • Amount of Payment

Two Most-Cited Reason

Consectetur adipiscing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore dolore magna aliqua. enim ad minim veniam, quis nostrud exercitation ullamco laboris nisi ut aliquip ex commodo consequat. duis aute irure dolor in reprehenderit in voluptate.

گزارش بازار امروز یکشنبه ۱۳مهر۹۹

در یک مسیر کمی شلوغ و پرترافیک و مبهم وقتی حرکت میکنی بعضی اوقات از ابتدای جاده به آن چراغ قرمزی که قرار است پشت ان معطل شوی فکر میکنی درست شبیه وقتی به چراغ قرمز جهان کودک میرسی ! امروز دلار برای بازار حکایت این چراغ قرمز بود که از دید برخی میتواند ان را کمی معطل نگاه دارد ولی دقت کنید این همه دید بازار و ماجرا نیست . بازار به این چراغ بیش از اندازه فکر میکرد ولی واقعیت ماجرا این نیست .

برخی از عزیزان از در مورد بازار امروز و این اتفاقات سوال میپرسیدند و نگران بودند که بازار چرا ناگهان این طور رنج می شود ببنید همان بحث تردیدی است که روزهای قبل میگفتیم وقتی بازار نسبت به اتفاقات پیش رو مطمئن نیست و تردید دارد و نمیداند چه بلایی قرار است سر دلار و شرایط دیگر بایید این طور واکنش نشان میدهد و البته این را بازار متعادل در موقعیت اصلاح در ذهن داشته باشید همیشه بازار سرمایه منعطف ترین بازار است و سریعترین واکنش را نشان میدهد این حس تردید باعث می شود طول موج های نوسان بازار کوتاه و جریان پول خود را کمتر درگیر کند و این شرایط را شاهدیم که کم عمقی ناشی ازاین شرایط به بازار سرایت میکند . چاره ای نیست باید تحمل کرد باید تا انتخابات امریکا تحمل کرد تا فضا روشن و شفاف تر شود . البته این طور نیست که حالا یک روز بازار منفی شد زانوی غم بغل بگیرید خیر به هیچ وجه بازار دوباره در فرایند رفت و برگشت خود بازار متعادل در موقعیت اصلاح خیلی سریع برمیگردد ولی همین طول موج کوتاه این فضا را رقم می زند .

چند نکته مهم در مورد بازار وجود دارد به نظر باید گفت سهامداران نباید اشتباهات گذشته را تکرار کنند این روزها شاهد این هستیم که بحث اصلاح قیمت مورد توجه برخی از سهامداران قرار گرفته و سهامی که اصلاح قیمت بالایی داشته دوباره در کانون توجه است بلاشک یکی از دلایل نوسان و ارزندگی بازار می‌تواند همین اصلاح قیمت باشد یعنی سهمی که اصلاح سنگینی داشته می تواند در کوتاه مدت یک نوسان مقطعی را تجربه کند اما بحث این است آیا در میان مدت و یا حتی مدت زمان بیشتر ارزندگی در این شرکت‌ها وجود داشته و آن را توجیه خواهد کرد بازار نباید دوباره در مسیر گذشته گرفتار شود به نظر این بار توجه به عوامل ارزندگی و نقش شوندگی باید مورد توجه باشد البته در بین شرکت های اصلاح شده گزینه های خوب هم کم نیست ولی این که اصلاح و ریزش عامل انتخاب سهم شود امر جالبی نیست اصلاح و ریزش در کنار ارزندگی خوب است به عنوان ابزاری تنها نه ! نکته بعد که دوباره بازار باید به آن توجه کندپرهیز از جو زدگی و صف پرستی است که یکبار به طور مفصل به این جریان پرداختیم و درد و زخم های آن هنوز خوب نشده به نظر نباید دوباره در مسیر قبل افتادو از بازی دفعات قبل باید درس های قوی تر و بیشتری بگیریم .البته چالش های بازار امروز فقط به این حافظه ضعیف و خاص برخی محدود نمی شد !

بازار با چالشی مواجه شده به نام چالش دلار چالشی که بی تعارف زمانی نقطه اصلی حرکت و رشد بازار و حالا هم از دید بسیاری چالش فعلی بازار شده است این نکته را در نظر داشته باشیم اول از همه سوال کنید بازار و قیمتها و سود ها با چه دلاری در حال پرایس شدن هستند ؟! پیش از این یک بار توضیح داده بودیم که در سایر بازارها دلار خودرو با نرخ بیش از ۴۷ هزار تومان و دلار و مسکن ۳۷ هزار تومان معامله می شوند به نظر دلاری که مد نظر شرکت‌هاست دلار نیما بوده و این دلار حوالی ۲۳ تا ۲۴ هزار تومان است هیچ یک از شرکت ها تقریباً دلار آزاد را در محاسبات خود لحاظ نمی‌کنند اما نمی توان از یک نقطه گذشت که کاهش دلار در بازار آزاد انتظارات تورمی را کاهش داده و باعث خواهد شد تقاضا برای کالاها و محصولات نیز کاهش یابد و حتی روی دلار نیما هم به نوعی موثر است

این کاهش انتظارات تورمی و چشم انداز آینده در حال حاضر شاید فقط یک نوسان کوتاه باشد اما قطعاً بعد از انتخابات آمریکا شرایط تغییر خواهد کرد و شکل دیگری به خود می‌گیرد (یا کاهش یا افزایش بحث این است که روند مشخص تر و روشن تر می شود ) هر تغییر نتیجه غیر منتظره‌ای به سرعت بر کاهش تورم انتظاری اثر گذاشته و تمامی بازارها را دستخوش تغییر خواهد کرد منتها مثال روزهای قبل را هم بیان میکنیم احتمال ریزش در بازارهای موازی سنگین تر و شدیدتر از بازار ماست در بازار ما وقتی نرخ دلار به محدوده تعادلی رسیده بازار هم جایی متعادل می شود و در کنار ان بعد از تعادل میتواند با گرفتن پی به ای ناشی از افزایش مقدار فروش شرکت ها شرایط بهتری را رقم بزنند

از همین روست که معتقدند بی‌تعارف کاهش نرخ دلار در بازار موثر است انتظارات تورمی را کاهش میدهد هیجان خرید را کم میکند اما اثرات آن زودگذر است دوباره می‌تواند به شکل قبل باز گردد و اضافه میکنیم که اثرات نرخ دلار در بازارهای موازی اثرات چکشی تن و سخت تری را دارد

و نکته آخر انعکاس درد و دل برخی از سهامداران بود که طی روزهای گذشته حسابی کلافه بودند … ببینید بازار تا حدودی به مرز تعادل رسیده حالا یک روز مثبت یک روز منفی یک روز با طول موج کوتاه تر و یک روز بلندتر ولی تقریباً از بحران خارج شده اما شاهدیم که هنوز ۴۰ الی ۵۰ شرکت به آن مرض تعادلی که بازار رسیده نرسیده‌اند شاهد بودیم در این مدت اکثر بازار با اهرم افت قیمت و جذاب شدن معاملات متعادل شد اما ایراد این تعداد شرکت ها این است که اکثراً قفل در صف فروش بوده و حجم بالا نیز معامله نمی شود از سوی دیگر هیچ کمکی هم از سوی سهامدار عمده نمیرسد بهتر است ناظر بازار اینجا وارد شود و با استفاده از اهرم های خود بازار دست به کار شده و نقدشوندگی این شرکتها را بالا ببرد به نظرم اولین گام استفاده از اهرم گره معاملاتی برای این شرکت است البته گره بدون حجم مبنا می‌تواند بسیار روشن و ساده سریع بسیاری از این شرکت‌ها را به مرز تعادل برساند متعادل شدن این شرکت ها و در واقع نقد شونده شدن آنها نیز کمک شایانی به کلیت بازار خواهد کرد و شاید برخی فشارهای فروش روی بقیه بازار را نیز کاهش دهد این را به عنوان هم یک درد دل و هم یک پیشنهاد از سوی برخی سهامداران بازار داشته باشید …

و اما سراغ بازار امروز برویم که بازار بد اغاز نکرد و مثبت بود بعد با یکی دو رنح منفی در دلاری ها کل بازار با چالش مواجه شده و گارد گرفت برای فردا به نظر بازار میتواند اغاز اندک منفی را داشته باشد ولی شدت ان بالا نیست و خوب متعادل می شود کار بازار فردا سخت نیست و به نظر دلار نیز به ثبات و دلار رسیده و خیال بازار کمی ارام تر می شود

و اما سراغ بازار برویم …

بانک ها زیر بار عرضه

در بانک ها فشار عرضه ها بالا و شاهد فشار فروش بودیم بانک هایی که هنوز رشد چندانی نداشته و با اهداف خود فاصله دارند

در بانک صادرات سهم روند نوسانی داشت سهمی که اوضاع و احوال خوبی داشته اما فشار فروش سنگین مانع از رشد قیمتی در سهم شد وبصادری که تا قیمت های ۴۶۰ تومانی تارگت داشته و با توجه بهصورت های مالی عالی ۶ ماهه ای که در پیش دارد در موقعیت مناسبی قرار گرفته است

بانک تجارت تا قیمت های ۳۰۰ تومان صعود کرد سهمی که وضعیت بنیادی بسیار خوبی داشته و با پتانسیل های بنیادی به خصوص تحولات جدی در تراز عملیاتی خود همراه می باشد و گزارش ۶ ماهه خوبی در پیش رو دارد

بانک پاسارگاد وضعیت بنیادی بسیار خوبی دارد کف قیمتی ۹۲۰ تومانی در سهم همچنان جذاب بوده و موقعیت خوبی را در سهم ایجاد می کند وپاساری که ارزش ذاتی بالایی داشته و تا قیمت های ۱۰۰۰ و ۱۱۰۰ تومان جای رشد را خواهد داشت

در این گروه وبملت را با توجه به شرایط خاص تراز ارزی باید دید و میتواند در منفی ها دوباره مورد توجه باشد

روی وخاور هم می شود بازهم کار کرد سهم شناسایی سود غیرعملیاتی را دارد وملل هم با دید نوسان خاص است و بد نیست .

فولادی ها نرفته برگشتند

در نمادهای فولادی سهام این گروه که با اقبال و رشد خوبی همراه شده بودند تازه در مسیر صعود قرار گرفته بودند که با اصلاح مجدد و فشار عرضه همراه شدند

فولاد مبارکه به قیمت های ۲۰۰۰ تومانی نرسیده منفی شد غولی که هم صنعت خود و هم کلیت بازار را تحت تاثیر قرار می دهد این سهم وضعیت خوبی داشته و می تواند رشد قیمتی خوبی در بازه میان مدت تا قیمت های ۲۲۰۰ تومان داشته باشد

ذوب اهن که اخبار بنیادی نسبتا خوبی داشته و نوساناتش مثبت بود سهمی که تارگت ۷۰۰ تومانی داشته و با افت قیمتی اخیر در موقعیت مناسبی قرار گرفته است این سهم به نظر می رسد با انتشار صورت های مالی خود در موقعیت بهتری قرار بگیرد

فولاد کاوه هم منفی شد سهم حمایت ۲۲۰۰ و ۲۰۰۰ تومانی داشته و با وضعیت بنیادی بسیار عالی همراه می باشد افتتاح طرح توسعه و افزایش ظرفیت شرکت به ۲،۴ میلیون تن شمش که سود سال اینده این شرکت را متحول می کند سبب شده تا چشم انداز سهم صعودی باشد

خودرو همچنان می تازد

در خودروییها وضعیت بهتر دنبال شده و حمایت های خوبی شاهد بودیم از یک سو در نظر گرفتن بازارگردان برای دو غول خودروساز و از طرف دیگر زمزمه ازاد سازی نرخ خودرو سبب شده تا خودرویی ها پس از اصلاح صدر نشین شوند

ایران خودرو عرضه های سنگینی و میلیاردی را شاهد اما صف خرید خود را حفظ کرد فردا هم سهم مثبت باشد می توان به قیمت های ۳۲۰ تومانی خوشبین بود سهمی که امروز اماج عرضه ها را شاهد و فردا روز بسیار سختی خواهد داشت

سایپا که امروز بازارگردانش مشخص شد به سمت هدف ۲۶۰ تومانی در حرکت می باشد سایپا هم نزدیک ۲ میلیارد سهم حجم معاملات داشته و در وضعیت خوبی به سر می برد سهمی که شایعاتش با احتمال همکاری با ارتش و تولیدات جدیدش به گوش می رسد

پارس خودرو کمی وضعیتش بهتر شد سهمی که به سمت سطوح ۸۶۰ تومانی در حرکت می باشد فشار فروش و عرضه در سهم بالا و سبب شد تا پارس خودرو هم حجم سنگینی را به ثبت برساند این سهم در انتظار مشخص شدن وضعیت افزایش سرمایه خود می باشد

در این گروه روی خگستر و وساپا نیز حرف زیاد سات به خصوص خگستر که با این شرایط خوب وپارس بازهم مورد توجه قرار میگیرد .

سرمایه گذاری در راه شاخص

شاخص منفی سبب شد تا سرمایه گذاری ها هم بعضا پرعرضه و منفی به روند خود ادامه دهند سهامی که وضعیت خوبی داشته و پس از اصلاح باز مورد توجه قرار خواهند گرفت

در نماد صبا تامین سهم با نوسانات منفی همراه شد این سهم با فشار فروش و روند منفی به سمت قیمت های۱۰۰۰ تومانی در حرکت بوده و با اصلاح همراه شده است فعلا سهم بازی حق تقدم داشته و با توجه به وضعیت سود سازی بازار متعادل در موقعیت اصلاح عالی شرکت پس از اصلاح می تواند مورد توجه قرار بگیرد

تاپیکو هم صف فروش شد خوبی این سهم بسته شدن کف حمایتی ۲۰۰۰ تومانی می باشد سهمی که با وضعیت خوبی همراه بوده و عرضه سهام پالایش ستاره خلیج فارس در سال جاری جدی بوده و همین امر می تواند زمینه ساز رشد قیمتی خوبی در سهم شود

سرمایه گذاری سپه هم منفی بود اماحمایت های جانانه ای از سهم شکل گرفت سهمی که ارزش ان ای وی بالایی داشته و در موقعیت خوبی قرار دارد این سهم جای اصلاح قیمتی چندانی نداشته و در کف قیمتی قرار دارد و خرید این سهم می تواند فرصت خوبی برای خرید سهم بنیادی با بازدهی ۲۰ درصدی باشد

وسکاب در گروه صف خرید است مزمه سود ۱۸۰۰ ریال در گزارش پیش رو جدی است در این گروه وتوسم ومهان وصنعت هم گزارش های خوبی را ارائه میدهند .

پالایشی های امیدوار

در پالایشی ها شاهد روند مثبت و در برخی سهم ها شاهد افزایش عرضه ها بودیم پالایشی هایی که هم اخبار خوبی دارند هم می توانند با حمایت دولت برای رشد قیمتی به منظور بازدهی مثبت صندوق پالایشی همراه شوند

در پالایش نفت اصفهان هم سهم با نوسانات مثبت همراه شد ولی بسته شد و به مجمع افزایش سرمایه رفت . این سهم با صف خرید و رشد قیمتی به استقبال افزایش سرمایه می رود افتتاح طرح توسعه تا چند ماه اینده که می تواند سود شرکت را متحول نماید و وعده افزایش سرمایه دیگر سهم از تجدید ارزیابی در پاییز سبب شده تارگت های میان مدتی ۳۰۰۰ تومانی برای شپنا تخمین زده شود

شبندر اما روندش منفی بود سهمی که حمایت های خوبی در گروه خود شده و شایعاتی در خصوص شناسایی سود قابل توجه از تسعیر ارز دارد شبندری که جای اصلاح زیادی نداشته و می تواند سریعا تغییر جهت داده و با برگشت روند همراه شود در صورت صعود این سهم نیز تارگت های ۲۸۰۰ و ۳۲۰۰ تومانی دارد

شبریز در قیمت های ۳۰۰۰ تومان خوب حمایتی را تجربه کرد برخی شایعات حکایت از سود سازی بالای سهم در گزارش ۶ ماهه و تدارک برای عرضه سهام پتروشیمی زیر مجموعه این پالایشگاه دارد شبریزی که اهداف میان مدتی خوبی داشته و اصلاح قیمتی جانانه ای داشته است

چهارگوشه بازار

پتروشیمی زاگرس با روند منفی همراه شده است سهم نتوانست از قیمت های ۱۸ هزار تومان فراتر رود گزارش ۶ ماهه می تواند تاثیر بسزایی بر روند زاگرس داشته باشد سهمی که نیمه دوم سال بسیار عالی خواهد داشت و پتاسنیل هایش اشکار می شود

جنرال مکانیک گه اصلاح قیمتی بسیار بالایی داشته به حمایت ۲۲۰۰ تومانی واکنش نشان داده و با برگشت روند همراه شد سهم عملکرد بسیار خوبی را در گزارش شهریور ماه به نمایش گذاشت و نشان داد امسال قابلیت رشد خوبی در سود خود دارد اصلاح بیشتر در سهم بعید و سهم توان رشد خوبی خواهد داشت

در چادرملو سهم با روند منفی همراه و به کف قیمتی ۲۰۰۰ تومانی نزدیک می شود این سهم اوضاع و احوال خوبی داشته و به نظر می رسد رشد خوبی به همراه داشته باشد حمایت ۲۰۰۰ تومانی فرصت بسیار خوبی برای شکار این سهم بنیادی بوده که رشد بالایی در قیمت محصولاتش را شاهد بوده است

در بین بیمه ها به نظر اتفاقات و رویداد های خاصی را داریم که عرضه اپال کانی که البته اپال اصلی نیست و وابسته به سرمایه گذاری پارسیان است تاثیر بسزایی در این سهم یعنی بیمه پارسیان دارد که سهامدار عمده سرمایه گذاری پارسیان است در کل در بین بیمه ها پارسیان اسیا و به خصوص کوثر هم شریط خوبی دارند به نظر کوثر هم می تواند جالب توجه باشد . اسیا را هم زیر نظر داشته باشید

مبین و فجر را با دید کمی میان مدت تر زیر نظر بگیرید مبین اگر بتواند امروز خود را در یک ۵% شریک کند و رشد نماید کار بزرگی از نظر نموداری کرده و مورد توجه قرار میگیرد کف سهم نیز ۲۴۵۰ و ۲۴۰۰ تومان است به نظر گزارش خوبی را راهی کدال کند و افزایش سرمایه را نیز اجرایی نماید در مورد مبین سهم را کمی بیشتر زیر نظر داشته باشید . با دید میان مدت خوب است .

کحافظ اینروزها مورد توجه بازار است و به نظر پروژه بازی است البته بنیادی سهم نیز بد نبست ولی در کل سهم برای نوسان گیری ها جالب است

پتروشیمی ها امروز بدجوری منفی شدند البته برخی به خاطر این مصوبه اخیر و برخی به خاطر دلار بود بر ماهانه شدن نرخ تسعیر ارز اتفاق خاصی نیست اولا در فضای صعودی سنگین ارز شرکت ها کمی متضر رمی شوند که فعلا این فضا نیست در ثانی قیمت های میانگین هفتگی و ماهانه تسعیر ۵ تا۷% اختلاف دارند و این موضوع روی رقابت احتمالی لحاظ می شود خیلی اتفاق عجیبی رخ نداده و انچنان عجیب نرخ خاصی لحاظ نشده است . در این گروخ جم در این قیمت ها منطقی و مناسب است روی پارس هم به نظر باید کمی شرایط را بررسی کرد گزارش پارس هم عالی بوده شما ببینید در ۳ ماهه اول ۴۰۰۰ و در ۳ ماهه دوم ۳۰% بیشتر معادل ۵۴۰۰ میلیارد تومتن فروش داشته و قطعا با توجه به فروش آریا در این شرایط و شناسایی سود انتظار گزارش ۶ ماهه خوب یاز پارس داریم .

در بین شرکت های دارویی دتماد را زیر نظر بگیرید دتماد که به تازگی به هند صادر میکند چند ماهی است بهتر شده
سهم در تیر ۵۷۰ میلیارد و مرداد ۶۴۸ میلیارد ریال و شهریور ۷۸۷ میلیارد ریال بوده و۶ ماهه ۳۲۳۹ میلیارد ریال فروش داشت مدت مشابه سال قبل ۱۵۸۲ میلیارد ریال بود

در فاسمین امرو خبرخوبی برای سهم رسید فاسمین با توجه به راه اندازی طرح فوق و استحصال حدود ۶۰۵۹تن شمش روی از ۳۲۴۰۰تن کنسانتره bzs و فروش آن به مبلغ ۳،۳۳۲میلیارد ریال ،سود ناویژه ای به مبلغ ۲،۷۲۶میلیار ریال برآورد میگرددکه اثرات بسزایی در سود سال بعد شرکت دارد

مقررات زدایی و اصلاح ساختار اقتصادی کشور، ضرورتی بی بدیل در کاهش سفته بازی و ایجاد بهبود در فضای کسب و کار

باتوجه به شرایط اقتصادی کشور که طی سال های گذشته، با دشواری و به سختی نفس می کشد، خیلی از افراد به ویژه سرمایه گذاران مایلند که به سمت فعالیت هایی مانند سفته بازی بروند و از این طریق، گردش در سرمایه ایجاد کنند. این بدان معنا است که چون تولیدی وجود ندارد و یا سرمایه گذاران و تولید کنندگان از مقوله تولید، دست کشیده اند، گزینه سفته بازی برای آن ها منبع کسب درآمد محسوب می شود. مقررات زدایی و اصلاح ساختار اقتصادی کشور، ضرورتی بی بدیل در کاهش سفته بازی و ایجاد بهبود در فضای کسب و کار است.

مقررات زدایی و اصلاح ساختار اقتصادی کشور، ضرورتی بی بدیل در کاهش سفته بازی و ایجاد بهبود در فضای کسب و کار

مقررات زدایی و اصلاح ساختار اقتصادی کشور، ضرورتی بی بدیل در کاهش سفته بازی و ایجاد بهبود در فضای کسب و کار

مقررات زدایی و اصلاح ساختار اقتصادی کشور

سفته بازی یا Speculation ، واژه ای است که در اقتصاد رواج داشته و اغلب از آن به عنوان موردی منفی یاد می شود. اگر بخواهیم برای سفته بازی تعریف ساده ای ارائه کنیم، باید عنوان شود که عبارت است از ورود به دنیای معاملات پرسود اما با ریسک بالا. به شخصی که عمل سفته بازی را انجام می دهد، سفته باز گفته شده و این فرد قصد دارد تا از نوسانات ارزش کالا و خدمات، به سود قابل توجهی برسد.

بنابراین، در برخی موارد، به این شخص نوسان گیر هم گفته می شود. در برخی موارد، سفته باز را در مقابل سرمایه گذار قرار می دهند. مثلاً، سرمایه گذار شخصی است که خودرو یا خانه ای را خریده و چند سال از آن استفاده نکند و سپس به فروش برساند. اما سفته گذار، با موقعیت سنجی و البته ریسک بالا، آن خودرو یا خانه را در زمانی مناسب، مثلاً به دلیل نیازی مالی فروشنده، خریده و در مدت زمان کوتاهی آن را می فروشد. به همین دلیل است که مقوله سفته بازی، به انجام کارهای قمار مانند هم شباهت دارد. (1)

در ضمن، اگر شخصی پیش بینی کند که در چند هفته آینده، قیمت ارز یا طلا کاهش پیدا می کند، به دنبال خریداری و تبدیل سرمایه خود به ارز و طلا می رود و به این امید صبر می کند تا با گران شدن آن ها، سود خوبی کسب نماید. این موضوع باعث می شود تا به عمل سفته بازی، دریافت سود به وسیله پیش بینی نوسان قیمت هم لقب بدهند. سفته بازی اگر در حد تعادل انجام شود، مقوله نقدینگی و در ادامه، عرضه و تقاضا در بازار متعادل می شود. اما افزایش خارج از عرف آن، به بازار متعادل در موقعیت اصلاح ایجاد حباب قیمتی، نارضایتی در بازار و نوسانات شدید قیمت ها (Market Volatility) ختم می شود. (2)

مقررات زدایی و اصلاح ساختار اقتصادی کشور، ضرورتی بی بدیل در کاهش سفته بازی و ایجاد بهبود در فضای کسب و کار

سود سفته بازی در برابر سود حاصل از تولید

در بازار سرمایه، سود به دو بخش تقسیم می شود که موارد سود سرمایه ای و سود نقدی را در برمی گیرد. تفاوت بین این دو سود بدین صورت است که سود سرمایه ای، برایند تغییرات در قیمت سهام بوده و سود نقدی، مبلغی است که هر شرکت و یا سازمان، به صورت سالانه در بین سهامداران خود تقسیم می کند.

بنابراین، این شرکت ها از درآمد روان و پایداری برخوردارند. اما بازار متعادل در موقعیت اصلاح در این بین، برخی از شرکت ها فاقد درآمد ثابت و پایدار بوده و در نتیجه، تنها راه افزایش درآمد را، نوسان گیری می دانند. در ادامه، مواردی به نوسان گیران یا همان سفته بازان کمک می کند تا کار و راه خود را ادامه دهند.

یکی از این موارد، تحلیل تکنیکال و بررسی نمودارهای قیمتی است. مورد دیگر اینکه، سفته بازان اگر از اطلاعات پنهانی شرکت ها با خبر باشند، می توانند از نوسانات قیمتی سهم و سود مناسبی دریافت کنند. ضمن اینکه شرایط مساعد بازار هم می تواند باعث رشد قیمتی سهم، افزایش شایعات و در نهایت کسب سود توسط سفته بازان گردد. (3)

باوجود اینکه متد و شیوه خاصی برای نحوه فعالیت سفته بازان وجود ندارد، اما آن هایی که حرفه ای تر بوده و تجربه بیشتری هم دارند، با درنظر گرفتن حجم معاملات ماهیانه و کف قیمتی، قادر خواهند بود تا آن دسته از سهم های مناسب را شناسایی کنند. یکی از مهمترین مشکلاتی که نوسان گیری ایجاد می کند، حباب قیمتی است.

به عنوان مثال، ممکن است شرکت یا سازمانی از نظر عملکرد، فعالیت خوبی نداشته و زیان هم بدهد، اما بنابر شایعات عنوان شده از سمت نوسان گیران، بر روی سهم آن حباب قیمتی ایجاد شود. بنابراین، عدم شفافیت سازمان و پیروی از استانداردهای مربوطه، یکی از آفات و مشکلات سفته بازی و نوسان گیری در نظر گرفته می شود.

از طرفی، وقتی سهامداران به خرید و فروش یک به یک سهم ها اقدام کنند، بازار ثانویه ایجاد شده و به شرکت مربوطه، پولی تزریق نمی شود. ولی اگر با افزایش سرمایه توسط شرکت، سهامداران هم پول بیشتری پرداخت کنند، آن زمان است که پول به شرکت مربوطه تزریق شده و به چرخه تولید و سود مربوطه کمک می شود.

بنابراین، تقاضا برای سفته بازی با تقاضا برای معاملات واقعی بازار، باید جدا شود. در این زمینه، «کینز»، اقتصاد دان مشهور گفته که بخش های مختلفی در بازار وجود دارند که بخشی از آن به معاملات، قسمتی برای سفته بازی، گروهی برای سرمایه گذاری و بخشی هم برای تقاضای احتیاطی را شامل می شود.

لذا، نباید همه بازار بر یک بخش متمرکز شود. به عنوان مثال، اگر همه افراد به سمت بازارهای ارز و طلا هجوم ببرند، تنوعی در دیگر بازارها انجام نشده و از امکانات کشور، سود سهام ها و سودهای آتی کشورها و سازمان ها استفاده نخواهد شد. ایجاد تنوع در دارایی ها، یعنی پاسخ مثبت به سفته بازی و کسب سود.(4)

مقررات زدایی و اصلاح ساختار اقتصادی کشور، ضرورتی بی بدیل در کاهش سفته بازی و ایجاد بهبود در فضای کسب و کار

معایب سود سفته بازی در برابر سود تولید

باتوجه به شرایط اقتصادی کشور که طی سال های گذشته، با دشواری و به سختی نفس می کشد، خیلی از افراد به ویژه سرمایه گذاران مایلند که به سمت فعالیت هایی مانند سفته بازی بروند و از این طریق، گردش در سرمایه ایجاد کنند. این بدان معنا است که چون تولیدی وجود ندارد و یا سرمایه گذاران و تولید کنندگان از مقوله تولید، دست کشیده اند، گزینه سفته بازی برای آن ها منبع کسب درآمد محسوب می شود.

از سوی دیگر، با کاهش تولید و سود مربوط به آن، نقش واردات پر رنگ شده و به نحو چشمگیری افزایش می یابد. این کار در ادامه اشتغال زایی را با خطر مواجه کرده و آن را کاهش می دهد. در این بین، سیاست های دولت مبنی بر تثبیت و حفظ قیمت ها نیز، چاره ساز نخواهد بود و مقوله صادرات نیز فراموش می شود.

عدم افزایش اشتغال و تولید نیز تبعات منفی قابل توجهی به همراه خواهد داشت که یکی از آن ها کاهش تولید ناخالص ملی خواهد بود و در نهایت این مورد به افزایش نقدینگی و بدهی ختم می شود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که وقتی میزان تولید در کشور، در حد استاندارد نباشد، شکافی بین نقدینگی و تولید ایجاد شده و سرمایه ها به سمت سفته بازی می رود که به واقع بازاری کاذب محسوب می شود و ارزش پول ملی، با کاهش شدیدی روبرو خواهد شد. (5) و (6)

سلطه سفته بازی بر مقوله های تولید و سرمایه گذاری

اگر به روند پیشرفت و توسعه دیگر کشورهای جهان نگاهی داشته و آن ها را مرور کنیم، متوجه می شویم که پایبند بودن به امر تولید و توسعه این مورد، یکی از ارکان پیشرفت و موفقیت آن ها به حساب می آید. بدین ترتیب که یکی از اولویت های این کشورها، توجه ویژه به سرمایه گذاری در امور تولیدی و صنعتی بوده و خواهد بود. یعنی چنین کشورهایی همواره تلاش کرده اند تا انواع سرمایه گذاری های داخلی و خارجی را به نحو صحیح و مطلوبی رهبری و هدایت کنند.

اما در کشورمان، این موضوع بدین شکل حداقل طی چند سال گذشته دنبال نشده که یکی از دلایل آن، وجود تحریم های مختلف بوده است. بنابراین، سرمایه های گوناگون داخل کشور، به نوعی سرگردان و بی هدف بوده اند. در صورتی که یکی از ارکان سرمایه گذاری هوشمند و سود ده، توجه به امر تولید در بخش های مختلف و کسب سودهای مطلوب است. اما در حال حاضر، نقدینگی قابل توجهی در اختیار مردم بوده که به نحوی صحیح و مطلوب نیز هدایت نمی شود. (7)

از طرفی، شرایط و جو حاکم بر بازار، این اجازه را به سرمایه گذار نمی دهد که در بخش های مطلوب، سرمایه گذاری انجام داده و به جای تمرکز بر اصل کار خود، ترجیح وی این است که سرمایه خود را در بازارهای ارز و طلا و حتی مسکن، به کار ببرد. مشکل اینجا است که هیچکدام از این نوع سرمایه گذاری ها، به تولید منجر نشده و تنها به عنوان کالاهای سرمایه ای و برای خرید و فروش صرف می شود. به عنوان مثال، سرمایه گذاری در بخش مسکن می باید به اشتغال زایی، تولید و رونق ساخت و ساز منجر گردد که در حال حاضر هیچکدام از این موارد در کشور اتفاق نمی افتد.

اما برعکس، سفته بازی در بازارهای مختلف وجود دارد. مثلاً در همین بازار مسکن، خریداران و سرمایه گذاران چشم به راه افزایش قیمت مسکن بوده تا پول و سرمایه آن ها افزایش یافته و به خرید ملک و زمین اقدام کنند. چنین موردی به هیچ عنوان، به توسعه اقتصادی و جهش تولید ختم نخواهد شد. بنابر این موضوع و حضور سفته بازی در صنایع و سرمایه ها، هیچ نوع پیشرفت و شکوفایی انجام نشده و از مشکلات اقتصادی نیز گره گشایی نمی شود. (8)

مقررات زدایی و اصلاح ساختار اقتصادی کشور، ضرورتی بی بدیل در کاهش سفته بازی و ایجاد بهبود در فضای کسب و کار

شیوه های مواجه با سفته بازان

باوجود معایبی که سفته بازی داشته و اعتراضاتی که به این عمل وارد می شود، برخی کارشناسان عقیده دارند که سفته بازی، مزایایی هم دارد که به اختصار به آن ها اشاره می کنیم:

تهیه نقدینگی بازار

کاهش قیمت پیشنهادی بین فروشنده و خریدار

پوشش دهی ریسک قیمت محصولات بازار متعادل در موقعیت اصلاح توسط تولیدکنندگان

در بازارهایی با فروش استقراضی، فروش استقراضی سفته بازان باعث می گردد تا از داغ شدن شایعات مربوط به سیر صعودی قیمت ها جلوگیری شده و حباب قیمت دارایی ها شکل نگیرد. (9)

تجربه دیگر کشورها و کشور خودمان نشان می دهد که با وجود مزایای سفته بازی، این عمل مخرب است. ضمن اینکه تجارب نشان می دهد که سیاست گذاران در ابتدا باید با تشخیص و درک تمایز سفته بازان، مقدمات مواجه با آنان را فراهم کند.

از جمله اقداماتی که می شود برای مقابله با سفته سازی انجام داد، به مواردی مانند: افزایش نرخ بهره، در نظر گرفتن مالیات پلکانی بر کسب سود سفته بازی، ایجاد محدودیت در مانور دادن بانک ها و نهادهای عمومی در زمینه سفته بازی، تعریف عمل سفته بازی به صورت دقیق در قانون و ایجاد ثبات برای محیط کلان اقتصادی می توان اشاره کرد. در صورت انجام این موارد، تثبیت کنندگی در زمینه اقتصاد، جایگزین نوسان سازی سفته بازان خواهد شد تا این بازیگران اقتصادی که به ریسک های بالا تمایل داشته و به موج سواری بر روی شرایط بازار و قیمت ها تمایل نشان می دهند، کنترل و مهار شوند. (10)

حضور سفته بازان بنابر جذب ریسک و تامین نقدینگی در شرایط پرنوسان بازار، ضروری است، اما در شرایط پرالتهاب بازار، این افراد کنار کشیدن را ترجیح می دهند. سفته بازان به نوسانات و تفسیرهای تکنیکال توجه می کنند. در تعریف رفتارهای تکنیکال اینجور آمده که الگوهایی هستند پویا و تکراری که تحلیل چنین مواردی می تواند قیمت های آینده را تا حدودی تعیین کند که چنین مواردی به عنوان مبنای معاملاتی سفته بازان شناخته می شود.

بنابر نظر «میدلتون فریدمن»، سفته بازها در دو گروه کلی قرار می گیرند. گروهی از آن ها، تثبیت کننده بازار بوده و دیدگاهی بلند مدت دارند. این افراد، از متغیرهای بنیادین و اصلی برای مبنای رفتار خود استفاده می کنند. فریدمن عقیده دارد که برای نیل به ثبات قیمت ها، وجود این گروه لازم است. اما در گروه دوم، سفته بازان ریسک پذیر حضور دارند که اعمال و ریسک آن ها، برای دولت مشکلاتی ایجاد خواهد کرد.

این افراد، نگرشی کوتاه مدت داشته و رفتارهای آن ها نیز بر اساس موارد و رفتارهای تکنیکال صورت می گیرد. آن ها در زمان هایی ریسک را می پذیرند که شاید کمتر کسی حاضر شود تا این مورد را قبول کند.

حضور این گروه نیز باعث ادامه حیات بازارها و تداوم این بخش است. چون آن هایی که ریسک پذیری کمتری دارند، در مواقع التهاب، فقط نقش افراد نظاره گر را بازی می کنند. اما ریسک پذیرهای گروه دوم در این شرایط کاری می کنند تا معاملات جریان پیدا کرده و قیمت ها آشکار شوند.

هرچند سفته بازی و حضور سفته بازان، رفتاری معمول و مرسوم در اقتصاد محسوب می شود، اما به عنوان مثال، در ماه های گذشته که ارز به شدت افزایش پیدا کرد، اولین انگشت اتهام به سوی سفته بازان نشانه رفت و به نوعی متهم ردیف اول در نظر گرفته شدند.

استراتژی سفته بازان، بر اساس استقراض حجم بالایی از نقدینگی و جریان دادن آن به سمت تقاضا و خرید دلار و همچنین، استفاده از شوک های هیجانی بوده که از افزایش ناگهانی قیمت ها حاصل می شود. اگر بخواهیم با چنین پروسه و رویکردی مبارزه کنیم، اصطکاک و چالش بزرگی به ویژه در بازار ارز به وجود خواهد آمد. این اصطکاک، در واقع در برابر مسیر کسب سود هنگفت از نوسانات کوتاه مدت، قرار می گیرد.

اما یکی از شیوه های مقابله، محدودیت در برابر نقدینگی و مسیر مربوط به آن و البته جریان ارزی است. چنین شیوه ای، به راهکار ممنوع کردن انتقال چک و محدودیت تراکنش جهت دستگاه های پوز، شباهت دارد. از طرفی، گشایش بورس ارزی و برهم زدن عدم تقارن اطلاعاتی در بین معامله گران ارزی، برای ایجاد مقاومت در سایر بازیگران بازار ارز در مقابل حمله های سفته بازانه، نقش قابل توجهی ایفا می کند. تجربیات کشورهایی مانند آمریکا و کانادا نشان می دهد که برای مبارزه با نتایج مخرب نوسان گیری، قوانین سختگیرانه ای باید تدوین شود تا فعالیت بانک ها و نهادهای مالی، با محدودیت شدیدی مواجه شود.

از دیگر شیوه‌های مبارزه با سفته بازی، وضع مالیات بر تراکنش‌های سفته بازانه است. یعنی اگر سود سفته بازی افزایش یابد، مالیات دریافتی از این سود هم بیشتر خواهد شد که در ادامه، چنین مکانیزم تصاعدی می‌تواند انگیزه‌های سفته بازی را کنترل کند. (11)

مقررات زدایی و اصلاح ساختار اقتصادی کشور، ضرورتی بی بدیل در کاهش سفته بازی و ایجاد بهبود در فضای کسب و کار

نتیجه گیری و جمع بندی

در نهایت، باید عنوان کرد که باتوجه به شرایط وخیم و پیچیده اقتصادی کشور، اگر شیوه ای شدت نوسانات را افزایش دهد، مقوله سفته بازی از نوع مخرب، تقویت خواهد شد. اما با تمرکز بر سیاست کاهش دامنه نوسانات، نوسان گیری تثبیت کننده ایجاد خواهد شد. این مورد در ادامه و پس از طی کردن سیکل خود، به نوسانات کم دامنه قیمت ها در محدوده ای مشخص، منجر می شود.

طی سال های اخیر، شیوه های گوناگونی برای سفته بازی ارائه گردیده، اما در این بین، هیچکدام از آن ها نمی تواند به میزان ثبات بخشی به یک محیط کلان اقتصادی در از بین بردن انگیزه و مقاصد سفته بازانه و نتایج منفی و مخرب آن، تاثیرگذار باشد. اما از سوی دیگر، سیاست های تثبیت کننده و احتمال افزایش سناریوهای مطلوب سفته بازان، کسب سود از امواج کوتاه مدت نوسان قیمت را ایجاد کرده و به همین دلیل، رفتارهای سفته بازانه و دلال گونه، جایگزین روش های مولد اقتصادی می شود.

تحلیل بازارهای مالی در سال 1400 – بخش دوم

تحلیل بازارهای مالی

بازار دارایی‌ها (asset markets) در سال های 1398 و 1399 شاهد رشدهای قابل ملاحظه ای در قیمت ها بوده است. قیمت های سهام، مسکن، خودرو، و طلا (که حالا کاهشی شده) به دنبال پرش قیمت ارز، رشدهای چشمگیری داشته‌اند.

فرض غالب آن است که قیمت همه دارایی ها به دلیل انتظارات تورمی و اعتقاد به معجزه افزایش دائمی قیمت ها از طرف عوام در بازار سرمایه طی سال های 98 و 99 از نرخ رشد نقدینگی فاصله گرفته است. اینکه بازگشت به میانگین رخ داده باشد، سؤال عمده ای است که بسیار پرسیده می‌شود.

تورم مجدد قیمت دارایی ها در سال 1400 بعید به نظر می‌رسد. هم اکنون در مورد قیمت ملک، به‌رغم سطح تولید نازل آن، شاهد افزایش نیستیم. به دلیل فراتر از هدف رفتنِ (overshoot) قیمت ملک و به رغم عرضه کم، بازار کشش ندارد؛ حجم معاملات به شدت کم شده است، چرا که تقاضای سفته بازانه (غیرمصرفی) هم کاهش یافته است. بنابراین، نقدینگی جدید سال 1400 روی این دارایی تمرکز نخواهد یافت، بلکه overshoot قیمت ها را تعدیل خواهد کرد.

البته توجه به چسبندگی قیمت ها در این بخش مهم است، یعنی تعدیل قیمت صورت نمی‌گیرد. مالکان کاهش قیمت نخواهند داد، بلکه تورم سال 1400 و شاید 1401 لازم است تا قیمت ها تعدیل شود و بخش از رکود خارج شود.

بازار سهام چطور؟ آیا تعدیل لازم صورت گرفته است؟ آیا overshootای که به دلیل انتظارات و حضور میلیون‌ها نفر معامله‌گر اتفاق افتاد، اصلاح شده است؟ می‌توانیم انتظار داشته باشیم که به میانگین‌های تاریخی برگشته باشیم؟

ظاهراً بعد از اُفت یک میلیون واحدی، باید بگوییم بازار هر چقدر هم که تند رفته باشد، اکنون می‌باید به میانگین تاریخی خود برگشته باشد، هر چند که تعدیل به دلیل محدودیت دامنه نوسان بطئی صورت گرفت.

به علاوه، در بخشی از بازار، به ویژه در زیربخش سهام شرکت‌های کوچک فرابورس، شاهد رفتاری شبیه به بازار املاک هستیم، و شاید قیمت بعضی از سهام هنوز هم خوب نباشد. در این زیربخش، به دلیل دامنه نوسان، در بعضی سهام شاهد رفتاری مشابه بازار املاک هستیم. منظورم مسئله چسبندگی قیمت ها در بازار مسکن و تابع قیمت هاست.

در بازار این سهام نیز برخی بازارگردانان با پرنکردن حجم مبنا، تلاش می‌کنند اصلاح قیمت به سرعت رخ ندهد و امیدوارند که تورم و پیشرفت پروژه‌ها قیمت ها را پر کند؛ یعنی قیمت های overshoot شده را پر کند.

تعادل دیرهنگامِ بازار

ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا وقتی قیمت انبوهی از سهام مناسب است، قیمت های بازار پایداری نشان نمی‌دهند. علت اصلی حضور میلیون‌ها معامله‌گر ناآگاه در بازار است. با حضور انبوهی از معامله‌گران در بازار سرمایه ، به دلیل اتفاقاتی که در سال های 1398 و 1399 رخ داده، بازار همه سهام را با یک چوب می‌راند.

بنابراین، چون معامله‌گران ناآگاه بین بخش‌های مختلف بازار ( cross-section ) تفاوت دلاری و غیردلاری نمی‌گذارند، قیمت سهام متعادل شده بازار، یعنی قیمت آن سهامی که از تورم داخلی و قیمت بالاتر کالاهای اساسی در دنیا منتفع می شوند، هم از افزایش بی بهره نمی‌یابیم. از اینرو، بازار سهام و موقعیت شاخص را دلپذیر نمی‌یابیم.

مشکل سرمایه‌گذاران ناآگاه که مستقیم در بازار معامله می‌کنند، جدی است. این سرمایه‌گذاران که قیمت ها را با آن سرعت در اواخر سال 98 و اوایل سال 99 بالا بروند، و نهادهای مالی آگاه بازار هم متأسفانه جلودار آنها نشده و خود همرنگ جماعت شدند، حالا هم که قیمت ها عمدتاً متناسب شده است، نمی‌گذارند بازار در متوسط قیمت های تاریخی خود تثبیت شود، و تعادل جدیدی برقرار شود.

یادمان نرفته است که از ابتدای سال 1399 تا پایان آن، بازار 140 درصد رشد قیمت داشته است، هر چند چنین بازده‌ای نصیب دیرآمدگان به بازار نشد و متأسفانه امروز آنان از بازار رانده شده‌اند. اما نرخ 140 درصد به هر حال بازده بالایی است. بورس 140 درصد در سال 1399 بازده می‌دهد، اما بخش اعظم مردمی که مستقیم در بازار وارد شده‌اند، شاکی هستند و خود را مالباخته تلقی می‌کنند.

چرا اینگونه شد؟ چون معامله‌گران فراوان در بورس داشتیم. بورس که نباید چند میلیون معامله‌گر داشته باشد که خود سهام معامله کنند. بورس باید چندین میلیون سرمایه‌گذار داشته باشد و نه معامله‌گر. بعید است در بورس نیویورک هم به این اندازه معامله‌گر داشته باشیم. مشکل چند میلیون معامله‌گر آن است که 90 درصد آنها ناآگاهانه معامله می‌کنند و اصطلاحاً معامله‌گر آگاه (smart trader) نیستند. در نتیجه، مشکلاتی پیش می‌آید که در سال 99 بار دیگر شاهد آن بودیم.

رفتار سرمایه‌گذاران آگاه

در چنین شرایطی در سال 1398 و 1399، سرمایه‌گذاران آگاه چه کردند، و حال چه باید بکنند. در شرایط سال 1399، سرمایه‌گذاران آگاه به پناهگاه‌های امن فرار کردند. بیشتر حرفه‌ای‌ها به نقدینه یا شبه نقدها (معادل نقدها) پناه بردند. اگر قبل از ریزش بازار به این کار اقدام کرده باشند، طبعاً انتفاع بزرگی هم داشته‌اند. امروز هم به نظر می‌رسد که اوراق بدهی که با نیاز دولت هم همخوان است، دوباره به بدیل سرمایه‌گذاری (alternative) در بازار دارایی ها تبدیل شده باشد.

رمزارزها (crypto-currency) هم به دلیل وضعیت نامشخص قانونی و هم به دلیل پیچیدگی محصول و ریسک بسیار بالا، برای عامه سهامداران سرمایه‌گذاری بدیل نیست. دارایی پیچیدهای است، و احتمالاً چون در آن بازار مثل بازار فارکس می‌باید با دنیا رقابت کرد، معدودی از آن بازار با موفقیت بیرون خواهند آمد.

یک علت که می‌شنویم عده قابل ملاحظه‌ای از سهامداران گذشته، به‌رغم ریسک بالا و غیررسمی بودن معاملات، وارد بازار رمرزارزها شده‌اند، شاید عادت به کسب سود بالا از جنس سود سال های 98 و 99 باشد.

تعداد کسانی که به معجزه کسب سودهای مداوم بسیار بالا معتاد شده‌اند، نباید کم باشد. آنان با سودهای بالای کسبشده در بازار سهام امروز پهنه ریسک (exposure) بالای معاملات رمزارز را پذیرا شده‌اند. موضوعی که ریشه‌های آن را فقط در چارچوب اقتصاد رفتاری می‌توان تحلیل کرده و توضیح دهیم. پس، دوباره سپرده و اینبار شکل دیگری از آن یعنی اوراق بدهی برای عمده سرمایه‌گذاران به بدیل سرمایه‌گذاری بازار تبدیل شده است.

در سال 1400، چون کشش پذیری قیمتی عرضه اغلب کالاها بسیار پایین و در مواردی نزدیک به صفر است، با افزایش قیمت کالاها، عرضه آنها افزایش نخواهد یافت و این فرآیند به نوبه خود موجب تغییر ماهیت کالاهای بادوام به کالاهای سرمایه‌ای می‌شود. آیا کالاهای با دوام جدیدی وجود دارد که مثل اتومبیل نقدینگی را جذب کند؛ به نظر نمی‌رسد. اتومبیل و سایر کالاهای بادوام هم در سال های 1398 و 1399 افزایش قیمت جدی داشته‌اند، و امکان جذب منابع جدید با هدف سرمایه‌گذاری ندارند.

طبعاً سرمایه‌گذار بلندمدت بازار سهام، وقتی بازار را برگشته به میانگین‌های تاریخ می‌داند و قیمت عمده سهام را منطقی می‌داند، جلوی هر نوع تمایل به فروش خود را مهار می‌کنند، و روی سهمی که مطمئن است به قیمت مناسب رسیده، خریدار می‌شود. وقتی اوضاع تثبیت شد، چنین سرمایه‌گذاری سبد اوراق بهادار خود را دوباره متعادل می‌کنند.

نقش مدیریت بازار در تحلیل بازارهای مالی

در این شرایط، مدیریت بازار چه رفتاری باید داشته باشد؟ سازمان بورس و اوراق بهادار به مثابه مدیر بازار چه باید بکند؟ می‌توان صدها عنوان موضوعی را برشمرد که اقدام مدیر بازار را می‌طلبد. البته باید اولویت بندی کرد و از مهم‌ترین‌ها شروع کرد؛ باید تدبیر کرد.

از هر گوشه بازار می‌شود ایراد گرفت و در هر گوشه‌ای می‌شود اصلاحات انجام داد. مثلاً به ممنوعیت‌ها و محدودیت‌های معاملات الگوریتمی می‌شود اشاره کرد و فضای بازتری برای این معاملات درخواست کرد؛ به پایینبودن میزان سهام شناور می‌شود اشاره کرد؛ و از مشکلات بازارگردانی می‌توان صحبت کرد.

همچنین بیشک، محدودیت‌های دامنه نوسان مشکل ساز بوده است؛ کنترل دستکاری قیمت ها در بازار باید با شدت بیشتری انجام شود؛ برای به اصطلاح جلوگیری از ریزش بازار در بسیاری موارد مداخله‌ها بی معنی بوده است؛ بعضی محصولات بورسی دارای کیفیت نیست؛ نوع نگاه و کنترل مقام ناظر جای بحث فراوان دارد؛ رعایت اصول شرکت‌داری یا اصول حاکمیت شرکتی در بازار سرمایه می‌تواند موضوع نقد باشد؛ از نقش دولت در بازار باید کاسته شود؛ و دانش عمومی در بازار پایین است و بازار به سطح دانش بالاتری نیازمند است.

همه این نکات و ده‌ها نکته هم عرض آنها می‌تواند مورد اشاره قرار گیرد. اما باید تدبیر کنیم، و بتوانیم به مدیر بازار بگوییم که از این انبوه مشکلات، اولویت‌ها کدام است و روی چه نکاتی باید تمرکز کرد و با آنها شروع کرد.

اولویت‌های اصلاح بازار

اولویت اول بسط سرمایه‌گذاری غیرمستقیم است. در چنین شرایطی، مدیر بازار باید به طور گسترده‌ای مدیریت غیرمستقیم را برای سازماندهی انبوه سرمایه‌گذاران عام و ناآگاه در بازار توصیه کند و الزامات آن را فراهم سازد.

اگر مؤسسات مدیریت دارایی کافی داشته باشیم، و مدیران صندوق‌ها و سبدها با دانش عمل کنند، نه اینکه خود به دنبال عامه مردم راه بیفتند، در آن صورت سرمایه‌گذاری غیرمستقیم مردم با کارایی صورت می‌گیرد و مشکلات کمتر می‌شود. افزایش قابل ملاحظه تعداد و حجم فعالیت صندوق‌های سرمایه‌گذاری و سبدگردان‌ها برای اجتناب از درگیری مستقیم مردم عادی در بازار سهام ضرورت اول بازار است.

اولویت دوم، اصلاح دامنه نوسان است. فارغ از نقش دامنه نوسان در گذشته، در شرایط بازار سرمایه گسترش یافته امروز، اعمال دامنه نوسان کمتر لازم است؛ این محدودیت باعث مشکلات زیادی شده است و باید به تدریج حذف شود. کار را با شرکت‌هایی که درصد سهام شناور بیشتر دارند، و شرکت‌های متعبر هستند، باید شروع کرد و به تدریج کل محدودیت‌ها را حذف کرد.

مثلاً طی دو سال 1400 و 1401 باید پای حذف کامل محدودیت‌های دامنه نوسان برویم. البته این کار باید به تدریج انجام شود و با توجه به نتایجی که می‌گیریم پیش برویم. همین نکته را در مورد حجم مبنا نمی‌توان گفت. برعکس، حجم مبنا شاید در مواردی باید تقویت هم بشود. اگر ابزاری در اختیار داریم که نواخت سفته بازی را کم کند، باید از آن استادانه استفاده کنیم.

اما ظاهراً اولویت فوری بازار کمک به آن دسته سهامداران تازه وارد به بازار است که زیان کرده و زندگی آنان با مشکل روبه رو شده است. روشن است که چنین حمایت‌هایی نباید فله‌ای و عمومی باشد. طبعاً می‌توان در سقف معینی به آنان کمک کرد.

مثلاً، آن دسته از سهامداران که گردش سالانه معاملاتشان زیر 100 میلیون تومان بوده، می‌توانند مشمول این حمایت‌ها باشند. هر نهاد مالی در هر صنعت هم می‌تواند راه‌های حمایت خود را پیدا کند. مثلاً نهادهای مالی مجموعه تأمین اجتماعی می‌توانند در سقف معینی (مثلاً 30 میلیون تومان) برای سهام مرتبط با شرکت‌های خود اوراق تبعی منتشر کرده و در اختیار سهامداران تازه وارد زیان دیده قرار دهند. اگر هم آن سهامداران به نقدینه نیاز داشته باشند، بانک رفاه در آن مجموعه می‌تواند به پشتوانه این اوراق تبعی، به آن افراد وام بدهد.

بانک‌ها برای سهام شرکت‌های مربوط به خود می‌توانند اختیار تبدیل به سپرده بانکی منتشر کنند و دوباره روی این اختیار به سهامدار نیازمند وام بدهند. صَرف وجوه صندوق مربوط به خود بازار (نه صندوق عمومی) برای حمایت از این گروه سهامدار ضعیف (که اتفاقی سهامدار شده‌اند) مشکل اخلاقی ندارد. در مورد سهامداران دیگر، طبعاً مسئولیتی متوجه مقامات بازار نیست؛ دیگر سهامداران هم می‌توانند برای بهبود بازار صبر کنند و هم با توجه به معاملات قبلی خود، امکان تحمل زیان دارند.

صدور همین اوراق تبعی برای سهامی که طبق نظر ناشر ارزشمند هستند، هجوم به بازار برای عرضه را آرام خواهد کرد. تشویق شرکت‌ها (به کمک نهادهای مالی) به انتشار اوراق تبعی (اختیارهای فروش) برای موفقیت افزایش سرمایه‌ها و حمایت از بازار در شرایط ریزش عمده آن ضروری به نظر می‌رسد.

مسئولیت نهادهای مالی

اگر مردم دوباره به بازار اعتماد کنند، نهادهای مالی باید طرف اعتماد آنان باشند، و نگذارند که بازار از مسیر خود و ارقام و روند تاریخی خود منحرف شود. منافع بلندمدت نهادهای مالی حمایت از سرمایه‌گذاران خُرد است که به امید سودی در حد تورم به بازار سرمایه آمده‌اند.

خیزش 1398 و 1399 در بازار سرمایه به هر دلیل که اتفاق افتاد، حتی اگر آن دلایل ناشی از ضعف سیاست‌گذاری‌ها، تحریم ها و سوءمدیریت‌ها در اقتصاد ایران بود، به شکوه بازار سرمایه انجامید و نهادهای مالی موظف بودند استقبال گسترده مردم را پاس دارند و آن حضور پررنگ را پایدار کنند.

به‌رغم مشکلات مختلفی که لایه‌های سیاست‌گذاری برای بازار سرمایه آفریدند، نهادهای مالی بازار نمی‌توانند خود را کنار بکشند، و به عدم ایفای نقش مؤثر خود در کنترل بازار اعتراف نکند. آنها هم دچار احساسات و وسوسه‌های بازار سرمایه شدند؛ آنها نیز همرنگ جماعت شدند، و به جای اینکه در جهت حفظ منافع بلندمدت خود، از پایداری بازار حمایت کنند، در بی‌نظمی‌های آن نقش بازی کردند.

برای نهادهای مالی فعال در بازار سرمایه، حفظ بازار غیر از تأمین سود بلندمدت؛ اهمیت فکری، اخلاقی، و ملی هم دارد. اگر به آزادی می‌اندیشیم، یعنی به بازار رقابتی، به تجارت آزاد، و به مالکیت خصوصی باور داریم، ناچاریم به بازار سرمایه رقابتی و سالم بیندیشیم.

آنچه در بخشی از سال های 98 و 99 بر بازار سرمایه گذشت، نشانی از بازار رقابتی نبود؛ نشانه‌ای از اهمال بود؛ نشانه‌ای از اعتقاد سرسختانه نهادهای مالی به حمایت از سهامداران ناآگاه و بخش واقعی اقتصاد ایران نبود .

نهادهای مالی ایران می‌باید براساس استعدادهای بازار سرمایه، جویای اعتبار برای خود باشند؛ باید خود را نگهبان معیارهای فرهنگ کارایی در بازار سرمایه بدانند. اتفاقاتی که در آن ماه‌های در عین حال پرشور در بازار سرمایه رخ داد، باید بار عذاب وجدانی را بر دوش مدیران نهادهای مالی گذاشته باشد.

در تاریخ تحول بازارهای سرمایه، همواره منزلت را برای نهادهای مالی قائل شده‌اند. مدیران نهادهای مالی می‌باید انگیزه‌های پایداری در درون خود برای مسئولیت‌هایی بیابند که در قبال بازار و سرمایه‌گذاران عادی دارند.

مدیران این نهادها باید دریافته‌ای مشخصی از تعهد ملی و روشنفکرانه خود در قبال بازار سرمایه، بازار رقابتی در مفهوم عام و آزادی داشته باشند. باید روشن باشد که معنویات آنان چگونه در نفس رسالتی که در قبال بازار دارند رسوخ کرده و آن را شکل می‌دهد.

نفس احساس تعهد خود بدل به نوعی نقطه اتکا می‌شود که از آن نقطه بتوانند بهتر رابطه بازار سرمایه، بازار رقابت و آزادی را درک کنند. آرمان‌ها در موارد بسیار با هم در تعارض‌اند: آرمان کسب درآمد نهاد مالی نباید ناسازگار با هدف آنها برای توسعه کشور و تلاش توده مردم برای مقابله با تورم باشد. انتخاب هر تصمیم درست طبعاً با خُسران کوتاه مدتی همراه است.

اما آیا به راستی نمی‌توانستیم بخشی از خُسران کوتاه مدت نهادهای مالی در ماه‌های هیجانی نیمه دوم 98 و نیمه اول 99 را با سود معتدل‌تر بلندمدت سال های بعد (که درهم نشکستن زندگی و منافع سهامداران ناآگاه را بی هیچ نقص اخلاقی دربرداشت) تاخت بزنیم.

مدیران نهادهای مالی برخلاف عامه مردم باید از آرامش آدم‌های بزرگ بهره برده باشند تا تعارض ارزش‌ها را به گونهای حل کنند که وقوع نتایج تراژیک گریزپذیر شود. آنان باید از امکانات نهفته در نهادهای مالی در شرکت‌های خود باخبر باشند؛ استعدادها و ظرفیت‌های خود را برای آرامش بخشیدن و تثبیت بازار بشناسند و از شوروشرهای بازار و سهامداران خُردش بیم نداشته باشند و با آنها وسوسه نشوند، و خود را ملزم کنند که از حصار خِرد اقتصادی و واقعیات بخش واقعی اقتصاد در بازار آشفته خارج نمی شوند.

نهادهای مالی برای پایداری و آرامش بازارها می‌باید اولویت قائل شوند، زیرا بدون حداقلی از نظم بازار، انتخاب درستی در کار نخواهد بود. سود را می‌باید به نفع بلندمدت بازار تا حدی قربانی کرد؛ همه خیرهای بزرگ در کنار هم جمع نمی شوند. مدیران این نهادها محکوم به انتخاب هستند، و هر انتخابی طبعاً ممکن است زیان‌هایی داشته باشد. زیان کردن عامه مردم بیش از همه خبر از نزدیک بودن زیان خود نهادهای مالی می‌دهد. سود مردم و سود نهادهای مالی پیوندی شریف با هم دارند.

زندگی اخلاقی نهادهای مالی در بازار سرمایه نباید متعارض با منافع بازیگران کوچک در این بازار باشد. دوام بازار به ملازمات اخلاقی آن وابسته است؛ این ملازمات جوهره راستین نگرش درست به بازار سرمایه است. زندگی بازار در زیستن درست آن شکل می‌گیرد.

مدیران نهادهای مالی چاره‌ای ندارند که معضلات بازار را با روی خوش تحمل کنند، هر چند ممکن است آن مشکلات آنقدر دشوار شده باشند که ضمن تحمل، دیگر حفظ روی خوش محال باشد. نهادهای مالی در هنگامه وحشتی گسترده در بازارهای مالی، باید نقشی به قاعده آرامش بخش در بازار ایفا کنند.

نگاهی به آخرین وضعیت بازار رمزارزها در جهان

نگاهی به آخرین وضعیت بازار رمزارزها در جهان

برخی تحلیل‌ها نشان می‌دهد بیت‌کوین (BTC) احتمالاً قبل از پایان سال ۲۰۲۲ ارزش ۲۵هزار دلاری خود را باز می‌گرداند.

بیت‌کوین در چند روز گذشته عملکردی نسبتاً قدرتمند ثبت و سلطه بازار خود را که اکنون ۳۷ درصد افزایش یافته، اندکی بیشتر کرده است. در واقع، بیت‌کوین توانست با افزایش ارزش کلی خود به ۴۰۸.۲۸ میلیارد دلار به ۲۱ هزار دلار برسد و در نهایت از آن فراتر رود.

با توجه به قیمت ۲۱ هزار و ۲۶۵ دلاری، بیت‌کوین در هفت روز گذشته ارزش خود را ۲.۳ درصد افزایش داده است. در یک بازه زمانی دو هفته‌ای، بیت‌کوین ۱۰.۸ درصد افزایش یافت و در ۳۰ روز گذشته دارایی دیجیتال ۶.۷ درصد رشد کرد. سال گذشته در همین ماه بود که این ارز دیجیتال به بالاترین قیمت تاریخ خود یعنی ۶۹ هزار و ۰۴۴ دلار رسید.

به نظر می‌رسد در حال حاضر بیت‌کوین در قلمروی ناآشنا قرار دارد، تحلیلگران، کارشناسان و اعضای جامعه گسترده‌تر ارزهای دیجیتال سعی می‌کنند نظر خود را در این مورد بیان کنند که بیت‌کوین در چند هفته آینده و تا پایان سال در کجا قرار خواهد گرفت.

با استفاده از داده‌های ارائه شده توسط نمودار قیمت رنگین‌کمان بیت‌کوین سنتر، برخی از تحلیلگران می‌گویند که نمایش فعلی بیت‌کوین احتمالاً آن را قادر می‌سازد تا سطح حمایت حیاتی را درست قبل از پایان سال ۲۰۲۲ پس بگیرد.

با در نظر گرفتن این موضوع، کارشناسان بر این باور هستند که این احتمال وجود دارد بیت‌کوین قبل از ورود به بازار کریپتو در سال ۲۰۲۳، بتواند بار دیگر در سطح ۲۵ هزار دلار معامله شود. اگر این اتفاق رخ دهد، شاخص‌های کیفی نمودار ذکر شده قبلی نشان می‌دهد که دارایی در قسمت فروش انفجاری قرار می‌گیرد.

این مورد می‌تواند پیشرفت قابل‌توجهی باشد زیرا آخرین باری که بیت‌کوین در اطراف آن منطقه معلق بود، به مارس ۲۰۲۰ بازمی‌گردد؛ شروع یک صعود باورنکردنی برای بیت‌کوین که باعث شد آن را در نوامبر سال بعد به یک ارزش نقطه عطف برسد.

یکی دیگر از چیزهای خوب که در حال حاضر به کریپتو کمک می‌کند، این واقعیت است که قیمت آن در حال تثبیت شدن است زیرا سطح نوسان آن در شرف کاهش قرار دارد به این معنی که دارایی دیجیتال به آرامی در حال پایدار شدن است و خود را برای یک دوره صعودی دیگر آماده می‌کند.

به هر اندازه که فرضیه بالا خوب باشد، اعضای جامعه کوین مارکت کپ چندان متقاعد نشده‌اند که بیت‌کوین سال را با قیمت ۲۵هزار دلار معامله کند. در واقع، بر اساس نتایج یک نظرسنجی که شامل ۱۲هزار و۹۵۳ پاسخ‌دهنده بود، پیش‌بینی می‌شود که بزرگترین ارز دیجیتال از نظر ارزش بازار از دسامبر ۲۰۲۲ با میانگین تغییر قیمت ۲۱هزار و۲۳۷ دلار خارج بازار متعادل در موقعیت اصلاح شود.

با توجه به آنچه گفته شد، بیت‌کوین باید بار دیگر ثابت کند که شک‌کنندگان در اشتباه هستند، زیرا خطرات برای رهبر واقعی همه ارزهای دیجیتال بیشتر از همیشه است. کارشناسان بر این باورند که اگر بیت‌کوین موفق شود سال را با حفظ شاخص روانی ۲۵ هزار دلار به پایان برساند، سطح قیمت بالاتری که در راه رسیدن به بالاترین قیمت خود در سال گذشته ثبت کرده بود را مجدداً بررسی خواهد کرد.

مجموع ارزش بازار جهانی ارزهای دیجیتالی در حال حاضر ۱.۰۳ تریلیون دلار برآورد می‌شود که این رقم نسبت به روز قبل ۲.۰۸ درصد کمتر شده است. در حال حاضر ۳۸.۸۲ درصد کل بازار ارزهای دیجیتالی در اختیار بیت‌کوین بوده که در یک روز ۰.۱۹ درصد افزایش داشته است.

حجم کل بازار ارزهای دیجیتال در ۲۴ ساعت گذشته ۷۱.۹۳ میلیارد دلار است که ۵.۷۹ درصد افزایش داشته است. حجم کل در امور مالی غیر متمرکز در حال حاضر ۳.۹۳ میلیارد دلار است که ۵.۴۶ درصد از کل حجم ۲۴ ساعته بازار ارزهای دیجیتال است. حجم تمام سکه‌های پایدار اکنون ۶۵.۶۸ میلیارد دلار است که ۹۱.۳۱ درصد از کل حجم ۲۴ ساعته بازار ارزهای دیجیتال است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.